تبلیغات
شقایق کویر زرند - حکایت وقت رسیدن مرگ
مانند کویر تشنه ام اما تشنه معرفت و کمال
شقایق کویر زرند
دوشنبه 17 تیر 1392 :: نویسنده : منصور زمانی

حکایت وقت رسیدن مرگ

شقایق کویر زرند

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...

مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...

طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ...

مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ...

اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...

مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ...

توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...

مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...

مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست

 و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!

بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!

نتیجه اخلاقی : در همه حال منصفانه رفتار کنیم و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 18 تیر 1392 11:04 ق.ظ



دوشنبه 17 تیر 1392 05:37 ب.ظ
سلام وبلاگ نویس میهن بلاگ!
آسان ترین راه افزایش بازدید تبادل لینک با سایت های معرفه . پس با ما تبادل لینک سه طرفه انجام بده و بازدید وبلاگت رو خیلی راحت بالا ببر.

مناسب برای وبلاگ نویسان تازه کار و حرفه ای

www.megalink.com

فقط برای افزایش بازدید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام برشما.
امیدوارم در این وب دقایقی خوبی را سپری كنید . خواهشمندم ما را از نقطه نظرات سازنده خود آگاه نموده تا بتوانیم موثرتر باشیم .

مدیر وبلاگ : منصور زمانی
مطالب اخیر
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتان در مورد این وب چیست؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :