منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وب دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وب خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نماییدما را از نقطه نظرات سازنده خود آگاه نموده تا بتوانیم موثرتر باشیم .

نظرسنجی
نظرتان در مورد این وبلاگ چیست؟






آدرس های دیگر
صفحات وب
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وب
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

شنبه:
یا رب العالمین

یکشنبه:
یا ذالجلال و الاکرام

دوشنبه: 
 یا قاضی الحاجات

سه شنبه:
یا ارحم الراحمین

چهارشنبه:
یا حی یا قیوم

پنجشنبه:
لااله الاالله الملک الحق المبین

جمعه:
اللهم صل علی محمد و ال محمد

پنجشنبه 27 اسفند 1388
آجیل را قبل از غذا بخورید تا چاق نشوید ::.

 

یك متخصص تغذیه با بیان این كه مردم باید در انتخاب خشكبار به رنگ و مزه آن دقت كنند، اظهار داشت: آجیل را قبل از غذا بخورید تا چاق نشوید.

دكتر كوروش جعفریان متخصص تغذیه و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران با ذكر این مطلب كه تغذیه در ایام عید به دو دسته سالم و غیرسالم تقسیم می‌شوند به ایسنا گفت: مغزها و خشكباری كه در ایام عید مصرف می‌شود منابع خوب غذایی هستند و از مواد غذایی سالم محسوب می‌شوند در حالی كه شیرینی و شكلات‌های مصرفی در این ایام جز مواد غذایی ناسالم به حساب می‌آیند.

وی در توضیح خشكبار مصرفی در ایام عید اظهار داشت: مغزها حاوی مواد مغذی و ریزمغذی‌هایی مانند ویتامین آ ، فسفر، منیزیم و دارای تركیبات امگا 3 هستند كه این مواد مغذی نقش مهمی در بدن ایفا می‌كنند.
 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net
دكتر جعفریان در ادامه تاكید كرد: افراد باید تعادل را در مصرف خشكبار رعایت كنند. همچنین مصرف روزانه و مداوم مقدار كمی خشكبار مناسب و موثر بوده و باعث افزایش 3 تا 5 درصدی طول عمر انسان می‌شود.

وی با اشاره به انجام مطالعات بسیار در حوزه خشكبار، گفت: مطالعات زیادی نشان می‌دهد كه مصرف مناسب مغزها ریسك بیماری های قلبی عروقی را بین 20 تا 50 درصد كاهش می‌دهد. همچنین این مواد كاهنده خطرات دیابت هستند و مصرف مداوم مغزها خطر ابتلا به انواع سرطان ها از جمله پروستات، ریه و سینه را كاهش می‌دهد و حتی در كنترل فشار خون موثر است.

این متخصص تغذیه با اشاره به این مطلب كه برخی افراد ممكن است به خشكبار آلرژی داشته باشند، گفت: برخی از افراد به خشكبار به ویژه بادام زمینی حساسیت دارند.

وی تهوع، شكم درد، دردهای مزمن را از علائم این آلرژی دانست و اظهار داشت: خشكبار و بادام زمینی به دلیل آزاد كردن پروئتین‌ها و فعل و انفعلات بدنی باعث ترشح هیستامین در بدن می‌شوند كه با خوردن آنتی هیستامین علائم از بین می‌رود. بدترین شكل آلرژی به مواد غذایی آلرژن این است كه سیستم تنفسی نیز درگیر می‌شود و به افراد احساس خفگی دست می‌دهد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران در ادامه افزود: در این ایام به دلیل آن كه شیرینی‌ها به صورت فله‌ای عرضه می‌شوند مردم باید دقت كنند كه از مصرف شیرینی‌هایی كه با روغن نامناسب تهیه شده خودداری كنند؛ چرا كه باعث افزایش چربی بد خون افراد می‌شود.

وی گفت: هر 100 گرم خشكبار و شیرینی 500 تا 600 كیلو كالری به همراه دارد و مصرف نامناسب و بی رویه این مواد باعث چاقی افراد در عید می‌شود.

این متخصص تغذیه خاطرنشان كرد: خشكبار به دلیل دارا بودن مواد فیبری باعث احساس سیری در فرد می‌شود و به كسانی كه چاق هستند و یا مایل نیستند در این ایام دچار اضافه وزن شوند توصیه می‌شود از آنجایی كه آجیل جز تنقلات لاینفك ایام عید است این مواد را قبل از غذا مصرف كنند؛ چرا كه باعث پر شدن حجم معده و در نتیجه احساس سیری در افراد می‌شود.

نوشته شده توسط منصور ساعت 09:01 ب.ظ موضوع مطلب :‌ تغذیه ,

ویرایش شده در پنجشنبه 27 اسفند 1388 و ساعت 09:07 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 27 اسفند 1388
فواید دعا برای فرج امام زمان (عج )

 

فواید دعا برای فرج امام زمان (عج )

1-مایه ناراحتی شیطان لعین است.
۲-مایه استجابت دعا می شود.
۳-باعث نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان می شود.
۴-باعث آمرزش گناهان می شود.
۵-شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.
۶- نشانه انتظار است.
۷-فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان(ع) زود تر واقع می شود.
۸-باعث طولانی شدن عمر است.
۹-هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.
۱۰- باعث زیاد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او می شود.
و ... .

نوشته شده توسط منصور ساعت 08:56 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مذهبی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 27 اسفند 1388
صدای بهار

 

تک موزیک

صدای بهار

 

مژده بهار  علیرضا افتخاری بشنوید 
بهار می آمد محمد نوری بشنوید
بهار دلنشین بنان بشنوید
بهار دلکش شجریان بشنوید
ببار ای ابر شجریان بشنوید
بهار بهار ناصر عبدالهی بشنوید
آمده بهار رضا صادقی بشنوید
صدای بارون و بهار رضا صادقی بشنوید
سفر علیرضا افتخاری بشنوید
چشم براه علیرضا افتخاری بشنوید
تو میای علیرضا افتخاری بشنوید
فصل بهار ناصر عبدالهی بشنوید
بهاران بیدار شهرام ناظری بشنوید
ای عاشقان علیرضا عصار بشنوید
مژدگانی بهاراست مجید اخشابی بشنوید
عید اومده بهاره علی پهلوان بشنوید
بوی بهار مختاباد بشنوید
شالیزار محمد نوری بشنوید
 عطر سوسن علیرضا افتخاری بشنوید
تازه به تازه علیرضا افتخاری بشنوید
گل علیرضا افتخاری بشنوید
شاد آمدی علیرضا افتخاری بشنوید
خوش آمدی علیرضا افتخاری بشنوید
سبزه نوازش محلی _ گیلکی بشنوید
بهار ایران محلی _ گیلکی بشنوید
ماهی محلی _ گیلکی بشنوید
سفر محلی _ گیلکی بشنوید
نو بهاره محلی _ گیلکی بشنوید
وطن بهار محلی _ گیلکی بشنوید
پاینده باد ایران محلی _ گیلکی بشنوید
بهار گلنده محلی _ آذری بشنوید
آذربایجان محلی _ آذری بشنوید
محلی محلی _ آذری بشنوید
ایران زمین محلی _لری بشنوید
هی گل محلی _لری بشنوید
بهار کوهسار محلی _ کردی بشنوید
شادی می باره محلی _ کردی بشنوید
بهشت وطن محلی _ کردی بشنوید
نوروز محلی _ کردی بشنوید

 

لینک دانلود مستقیم
برای دانلود، روی هر یک از لینک بالا کلیک سمت راست کرده و Save Target As را بزنید.

 

نوشته شده توسط منصور ساعت 08:47 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مناسبتها ,

ویرایش شده در پنجشنبه 27 اسفند 1388 و ساعت 08:52 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 27 اسفند 1388
تبریک عید نوروز سال 1389

دلهای پر مهرمان را به روزهای سبز
 و زیبای بهار پیوند می زنیم
و شادی را برای یکدیگر به ارمغان می آوریم

پیشاپیش حلول سال نو و فرارسیدن عید نوروز سال 1389 را خدمت یكایك دوستان عزیزم و بازدیدكنندگان وبلاگ شقایق کویر زرند، تبریك عرض مینمایم و امیدوارم سال آینده سالی سرشار از سلامتی و شادی و موفقیت برای یكایك شما عزیزان بوده و همیشه در سال جدید سفره هایتان پر نعمت ، تنتان سالم ، دلتان شاد شاد و لبتان همیشه خندان باشد.


 

نوشته شده توسط منصور ساعت 08:12 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مناسبتها ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 24 اسفند 1388
چطور کودک‌مان را از مکیدن انگشت باز داریم؟

 

چطور کودک‌مان را از مکیدن انگشت باز داریم؟

اما چرا این اتفاق می‌افتد؟ ثابت شده که مکیدن انگشت، باعث آرام شدن کودک می‌شود و به‌همین خاطر وی این رفتار را همچنان ادامه می‌دهد.
تحقیقات همچنین حاکی از آن است که مکیدن انگشت اکثراً توسط کودکانی انجام می‌گیرد که در دوران نوپایی ساعات زیادی از روز را از مادرشان دور  بوده‌اند.
این اتفاق در بین کودکانی که ماه‌های اولیه زندگی خود را در آغوش مادرشان طی کرده و تماس فیزیکی با او داشته‌اند، بسیار بسیار کم دیده می‌شود.
اکثر پزشکان توصیه می‌کنند تا زمانی که کودک خودش تصمیم به رها کردن این عمل نگرفته، والدین نباید وی را مجبور به این کار کنند.
 
 
 به کودک اجازه دهید، خود به اشتباهش پی ببرد
 
ممکن است تذکر دادن به کودک در مورد مکیدن انگشتش کارساز باشد اما بهترین راه سپردن این مشکل به خود اوست.
اگر دوستانش در مهد کودک یا مدرسه یک بار او را در این حالت ببینند و مورد تمسخر او را قرار دهند کودک نا خوداگاه نسبت به این عمل اکراه پیدا می‌کند.
اینکه کودک خودش به این نتیجه برسد، بسیار بهتر از آن است که شما وی را مجبور به این کار کنید.
 برایش جایزه تعیین کنید
می‌توانید با او وارد بازی شوید. یک تقویم یک ماهه روی یخچال خود بگذارید و روزهایی که او را در حین این عمل ندیده‌اید را علامت‌گذاری کنید. در پایان ماه به‌خاطر پیشرفتش به او جایزه دهید.
 روش معکوس/درمان با سختگیری
به کودک‌تان که در حال مکیدن انگشتانش است، بگویید که باید همه انگشتانش را بمکد و او را مجبور به این کار کنید و مطمئن باشید که او خیلی زود از این کار خسته می‌شود.
از او بپرسید که چرا این کار را می‌کند و مجبورش کنید تا پاسخ دهد. تنها مشکل این کار این است که وی یک پیشنهاد نادرست را از زبان والدینش خواهد شنید.
به کودک‌تان بگویید که می‌تواند در خلوت به این کار ادامه دهد
اگر کودک‌تان دیگر جلوی شما انگشتش را نمی‌مکد، آن را یک پیشرفت بدانید. او زمانی را که باید در تنهایی برای این کار اختصاص دهد را کوتاه می‌کند و این مدت کوتاه برای او کمتر ضرر دارد.
با او منفی برخورد نکنید
اگر در انجام این کار از خودش پیشرفت کمی نشان داد، او را سرزنش نکنید. احساس ناتوانی در وی خود باعث ادامه دادن این کار می شود.
مایع یادآوری به انگشتش بزنید
گرچه اکثر پزشکان این کار را بی‌رحمانه توصیف می‌کنند، اما زدن محلول‌های بد مزه به انگشت می‌تواند به کودک یادآوری کند که نباید انگشتش را در دهان فرو ببرد.
به یاد داشته باشید که این کار را برای تنبیه انجام ندهید و به او بگویید که این کار تنها برای فراموش کردن این عادت است.
به دست کردن دستکش روی انگشت هم می‌تواند به او این موضوع را گوشزد کند.
با مراحل آسان شروع کنید
در ابتدا از او بخواهید که در جمع دست از این کار بردارد و سپس برای مراحل سخت‌تر همچون زمان خواب پاداش بهتری در نظر بگیرید.
سرش داد نزنید
زمانی که متوجه شدید که او هنوز این کار را انجام می‌دهد، سرش داد نکشید. زیرا این کار او را بیشتر ناراحت می‌کند و این عمل در او تقویت می‌شود.
صبر کنید
می‌دانید سر کودکانی که تا حتی ۶ سالگی انگشت خود را می‌مکیده‌اند چه آمده‌است؟ آنها دیگر این کار را نمی‌کنند.
به گفته والدین آنها، بچه‌ها هر سال که می‌گذشته، به این کار رغبت کمتری نشان داده‌اند و کم‌کم آن را رها کرده‌اند و یا تنها در زمان‌های خاصی همچون تماشای تلویزیون، آن را ادامه داده‌اند.
هر چه سن بچه‌ها بالاتر می‌رود و در جمع دوستان خود قرار می‌گیرند، از ترس مسخره شدن توسط دوستان‌شان این کار را کمتر انجام می‌دهند تا کم‌کم از سر آنها می‌افتد.
مکیدن انگشت چقدر جدی است؟
مکیدن انگشت در کودکانی که سن بیشتری دارند، می‌تواند نشان استرس باشد. کودک ممکن است دچار ترس و یا ناراحتی بوده و این عمل را برای آرام کردن خود انجام دهد.
اگر احساس می‌کنید توقف کودک‌تان در این حالت، اوضاع روحی او را بدتر می‌کند، بگردید و ببینید مشکل اصلی کودک‌تان که ترس یا ناراحتی‌است، از کجا نشأت می‌گیرد.
اینکه پدر و مادرها با گذشتن سن کودک‌شان از مرز پنج سالگی، نگران این حرکت او می‌شوند، کاملاً طبیعی‌است. اجازه دهید تا کودک‌تان بفهمد که شما از این کار او ناراضی هستید.
حال اگر تا بعد از  پنج سالگی این کار را رها نکرد چه ؟
تحقیقات نشان داده‌است که مکیدن انگشت باعث کج در آمدن دندان‌ها و حتی تأخیر در این مسئله می‌شود.
این عمل همچنین ممکن است که باعث گشاد شدن دهان کودک شود و این احتمالات بستگی به ندارد که او چطور و از کدام جهت انگشتش را می‌مکد.
وقتی کودک به سن مدرسه رفتن رسید، این کار او در ملأ عام باعث مسخره‌شدنش می‌شود. بچه‌ها معمولاً تصور می‌کنند کودکانی که انگشت خود را می‌مکند، باهوش، خوشحال و زیبا  نیستند و  همین موضوع باعث می‌شود کودک‌تان این کار را جلوی دیگران انجام ندهد.
یکی دیگر از خطرات مکیدن انگشت احتمال چرکی شدن آن است. حتی ممکن است کودک‌تان پس از لمس کردن ماده‌ای سمی با فرو بردن انگشتش در دهان، آنررا خورده و مسموم شود.
برخی وسایل دندان پزشکی هم هستند که شما می‌توانید آنها را به کودکتان پیشنهاد کنید. اگر او آنها را بپذیرد، خیلی زود این عادت را فراموش می‌کند.
به یاد داشته باشید که تنها اگر منشأ این رفتار کودک‌تان را کشف کنید، می‌توانید این عادت را از سر او بیندازید.       
نوشته شده توسط منصور ساعت 11:19 ب.ظ موضوع مطلب :‌ آموزشی وتربیتی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 24 اسفند 1388
تناسب اندام بدون رعایت رژیم های سخت

 

تناسب اندام بدون رعایت رژیم های سخت

در این مطلب قصد داریم 20 نکته را مطرح کنیم تا به آسانی بتوانید از تناسب اندام خود لذت ببرید.با ما همراه باشید

1-    برای  صرف وعده های غذایی خود 20 دقیقه زمان مصرف کنید.
  هدف از این کار حفظ آرامش در خوردن است. هر چه قدر زمان برای این کار صرف کنید نتیجه مطلوب تری از هر لحاظ به دست می آورید.  این یکی از مهم ترین نکات برای حفظ تناسب اندام است، باعث لذت بردن شما از هر لقمه غذا می شود و بعلاوه هورمون مربوط به سیری بدن را تحریک می کند.

2-    بیشتر بخوابید!
خواب کافی و مناسب باعث کاهش وزن به مقدارتقریبی 6 کیلوگرم در سال می شود. مکانیسم این عمل به چند روش کارساز است. یکی از آنها با این شاهد ثابت می شود که بیداری و عدم خواب کافی باعث افزایش اشتها و میل به غذاخوردن یا به عبارتی احساس گرسنگی می شود.

3-     سبزیجات را در تمام وعده های غذایی خود بگنجانید.
سبزیجات و میوه جات سرشار از آب و فیبر است در حالی که کالری کمتری دارد و همین امر باعث کاهش وزن می شود.

4-     روزانه در هر وعده غذایی که مایل هستید سوپ را در نظر بگیرید.
این نوع خوراک نیز به دلیل آب فراوان و کالری کم باعث کاهش وزن می شود. این خوراک بهتر است به صورت پیش غذا مصرف شود در این صورت باعث کاهش اشتهای شما می شود و یا به عبارتی احساس سیری می کنید قبل از این که وعده اصلی و پر حجمی را بخواهید مصرف کنید.

5-    غلات غنی شده را فراموش نکنید.
این مواد غذایی مانند برنج قهوه ای، جو دو سر، گندم و .. نقش موثری در کاهش وزن دارند به این ترتیب که با مصرف آنها احساس سیری می کنید در حالی که کالری کمتری به بدن وارد نموده اید.

6-    یکی از لباس های خوش فرم خود را در مقابل دیدگانتان قرار دهید.
یکی از لباس های مورد علاقه و قدیمی تان را که مربوط به دوران خوش اندامی تان بوده در مقابل چشمتان آویزان کنید. این حرکت باعث می شود که به خاطر علاقه ای که به تن کردن دوباره آنها دارید کمی به تناسب اندام خود بیشتر فکر کنید و مراقب باشید.

7-    مصرف گوشت را محدود کنید.
البته سعی کنید مواد غذایی مناسب دیگری را جایگزین این ترکیب کنید تا در ضمن برخورداری از مواد مغذی کالری کمتری نیز به بدن وارد کرده باشید.

8-     نوع پیتزا را نیز عاقلانه انتخاب کنید.

به جای انتخاب پیتزای پر کالری مثل گوشت و .. از پیتزای سبزیجات استفاده کنید. پیتزاهایی که کمتر پنیر دارد و در عوض سبزیجات بیشتری به آن اضافه شده و یا حاوی مواد رژیمی است.

9-     نوشیدنی مورد علاقه خود را نیز کمی تغییر دهید .
مثلا به جای مصرف نوشابه ها و یا هر نوع نوشیدنی پر شکر انواع رژیمی آن را انتخاب کنید یا به طور کلی آب را جایگزین آن کنید.

10-    اندازه  ظروف غذایی خود را کوچکتر کنید.
شاید روش مسخره ای به نظر رسد اما امتحان کنید مطمئنا نتیجه مطلوبی خواهید گرفت.

11-    مصرف نوشیدنی الکلی را کاهش دهید.
نوشیدنی های الکلی کالری بیشتری در مقایسه با نوشیدنی های ساده و غیر الکلی دیگر دارد.به علاوه اشتهای شما با خوردن نوشیدنی های الکلی بیشتر می شود.

12-    مصرف چای سبز را فراموش نکنید.
این نوع چایی مصرف کالری را افزایش می دهد.

13-    ورزش یوگا نقش موثری در کاهش وزن دارد.
به این ترتیب که عملکرد مغز را تنظیم می کند و از پر خوری اجتناب خواهید کرد.

14-    غذاهای خانگی را جایگزین غذاهای آماده کنید.

15-    کمی در هنگام خوردن توقف یا مکث کنید.
قاشق را زمین بگذارید و به کاری مشغول شوید.
مثلا گفتگو یا تمیز کردن بشقاب. این روش باعث می شود که سیگنال سیری را زودتر درک و دریافت کنید.

16-    آدامس نعناع بجویید.
به خصوص در هنگام تماشای تلویزیون ، مهمانی و .. این کار باعث می شود از مصرف هله هوله و یا به طور کلی پرخوری و حمله به غذا اجتناب نمایید و آرام تر رفتار کنید.

17-    یکی از عادت های موفق افراد خوش اندام مصرف کم غذا در هر وعده غذایی است.
یعنی سهم خود را از غذا کم در نظر می گیرند. به عبارتی دیگر بشقاب خود را لبریز از انواع غذاها نمی کنند. اگر شما نیز به این امر عادت کنید به مرور و به صورت خودکار کم خوراک تر می شوید.

18-    تمام غذای داخل بشقابتان را نخورید.
بعضی از افراد عادت دارند که تمام غذای داخل بشقاب را بخورند حتی اگر سیر شده باشند . این عادت صحیحی نیست. شاید بهتر باشد که کمی از غذا را نگه دارید. مثلا 20% از غذایی که داخل بشقاب ریخته اید را نگه دارید.این کار به شما کمک می کند که کمتر بخورید.

19-    مصرف کالری روزانه خود را افزایش دهید.
یعنی سوخت و ساز را ارتقا بخشید . مثلا هر روز 100 کالری بیشتر مصرف کنید. روش های زیر به شما در این زمینه کمک می کند.

-    در حدود 20 دقیقه پیاده روی
-    20 دقیقه نظافت و مثلا باغبانی

20 – به خودتان جایزه بدهید و یا به عبارتی جشن کوچکی برپا کنید.
هنگامی توانستید یکی از عادت های غلط خود را کنار بگذارید ، جشن کوچکی بگیرید و خود را به این ترتیب تشویق کنید.
نوشته شده توسط منصور ساعت 11:16 ب.ظ موضوع مطلب :‌ سلامتی و بهداشت ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 24 اسفند 1388
فلج ارب چیست؟

 

فلج ارب چیست؟

اگر شما نوزادی دارید که یکی از دست‌هایش را حرکت می‌دهد اما قادر نیست دست دیگر را حرکت دهد فرزند شما دچار معضلی است به نام فلج ”ارب“ که در اثر آسیب به اعصاب گردنی ایجاد می‌گردد. شبکه گردنی یک سلسله اعصاب تشکیل می‌دهد که حرکت و حس بازو، دست و انگشتان را فراهم می‌آورد. خوشبختانه تعداد این بچه‌ها زیاد نیست و اکثر آنها با درمان‌هائی به‌جز جراحی بهبود می‌یابند.
● چگونه نوزاد دچار فلج می‌شود؟
اعصابی که به بازو، دست و انگشتان می‌رود از نخاع در قسمت گردن جدا شده از بین مهره‌های گردن گذشته در زیر استخوان ترقوه قرار می‌گیرند. اعصاب بازو از قسمت‌های پائین‌تر نخاع نزدیک قفسه سینه جدا شده و در منطقه‌ای بین گردن و شانه به هم می‌پیوندند و شبکه گردنی را تشکیل می‌دهند.
فلج ”ارب“ در نوزادان اغلب به علت زایمان سخت اتفاق می‌افتد. مثلاً هنگامی که بچه بزرگ باشد، نوزاد با پا متولد شود (در حالت طبیعی بچه با سر متولد می‌شود) و یا تولد، طولانی مدت شود، در این شرایط یک سمت گردن بچه تحت کشش قرار می‌گیرد و همین کشش باعث آسیب شبکه گردنی می‌شود.
نوزادان مبتلا به فلج ارب تظاهرات بالینی متفاوتی را نشان می‌دهند. برخی از آنها هیچ‌گونه حرکت و حس در بازو و دست خود ندارند برخی دیگر توانائی حرکت بازو را داشته، کنترل چندانی بر روی حرکات مچ و دست ندارند. گروهی هم به سادگی از دست‌ها استفاده می‌کنند اما ماهیچه‌های شانه و آرنج آنها کارائی ندارد. که بستگی به نوع آسیب وارده به اعصاب دارد. این آسیب‌ها چند نوع است:
۱) عصب از محل اتصالش به نخاع کنده می‌شود.
۲) عصب از محلی دیگر به‌جز محل اتصال به نخاع پاره می‌شود (در حقیقت عصب دو قسمت می‌شود)
۳) ممکن است روی عصب، بافتی ایجاد شود که روی آن فشار آورد.
۴) آسیب در اثر کشش این آسیب‌ رایج‌ترین نوع است که در آن عصب آسیب می‌بیند اما پاره نمی‌شود. بهبودی در آن سریع‌تر و راحت‌تر خواهد بود.
● چگونه بفهمیم فرزندمان مبتلا به فلج ارب است؟
دست نوزاد مبتلا به فلج ارب همیشه صاف در کنار بدنش قرار می‌گیرد و هیچ‌گونه حرکتی ندارد و این در حالی‌ است که وضعیت نرمال در کودک سالم بدین صورت است که آرنج کمی خمیده بوده در مقابل بدن قرار می‌گیرد. عمل مشت کردن هم مختل می‌شود. اگر پلک چشم نوزاد در همان سمت دچار افتادگی شده باشد نشان دهنده شدت بیشتر ضایعه است. برای تشخیص دقیق‌تر می‌توان از MRI و نوار عصب هم استفاده نمود.
● درمان فلج ارب چیست؟
درمان بستگی به نوع و شدت ضایعه دارد. اگر عصب پاره شده باشد نیاز به درمان جراحی است براساس نظریه برخی از پزشکان متخصص در صورتی‌که هیچ تغییری در سه ماهه اول زندگی نوزاد حاصل نشود جراحی مفید خواهد بود.
اما برخی دیگر معتقدند چارچوب زمانی در درمان جراحی فاکتوری است اساسی در بهبودی نوزاد. ماهیچه‌ای که عصب ندارد پس از ۱۲ الی ۱۸ ماه به‌حدی از بین می‌رود و کوچک می‌شود که از عصب‌دهی بعد از این مدت بی‌فایده خواهد بود. بنابراین بهترین زمان جراحی برای نوزاد بین ۵ تا ۱۲ ماه است.
اما عمل جراحی هم قادر نیست عملکرد نرمال را به کودک بازگرداند. بعد از جراحی کودک تا ۳ هفته مجبور به استفاده از گچ خواهد بود. در طی فرآیند جراحی اعصاب در ناحیه گردن ترمیم می‌شوند. از آن‌جا که عصب ۱ اینچ در ماه رشد می‌کند، ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد تا اعصاب از گردن به ماهیچه‌های پائین دست برسند. هنگامی که عصب به ماهیچه‌ها برسد، آنها فعالیتشان را آغاز می‌کنند.
در ابتدا ماهیچه‌ها ضعیف هستند و نوزاد برای حرکت دست از نیروی جاذبه مدد می‌جوید. زمانی‌که عصب‌دهی ماهیچه کامل شد (اتصال عصب و ماهیچه مستحکم شد) ماهیچه قوی‌تر شده و بدون استفاده از جاذبه حرکت می‌کند. نوع دیگر جراحی در کودکان به انتقال تاندون معروف است. تاندون، بافتی است که بین ماهیچه و استخوان قرار می‌گیرد. این نوع جراحی در کودکانی انجام می‌گیرد که ضعف ناحیه شانه، بازو و دست در آنها ماندگار می‌شود. این کودکان در بردن دست بالای سر، چرخاندن دست طوری‌که کف دست رو به سقف باشد و حرکت مچ دست مشکل خواهند داشت.
در این عمل جراح تاندون را از محل اصلی خود جدا نموده و آن را به محل دیگری انتقال می‌دهد و به مدت ۶ هفته گچ برای کودک استفاده می‌شود و تا ۶ ماه باید از نیم گچ در شب استفاده نمود. اما اگر عصب پاره نشده باشد و ضایعه نسبی و در اثر کشش باشد فیزیوتراپی برای نوزاد مناسب می‌باشد. در این روش غیر جراحی از دستگاه‌ها و تکنیک‌های خاصی استفاده می‌شود و یک‌سری آموزش‌ها به خانواده بیمار داده می‌شود.
از جمله این‌که کودک را تشویق نمایند با دست مبتلا اشیاء و وسائل بازی را بگیرد. به کودک یاد دهند با دست مبتلا، تلویزیون را روشن کند تا کودک مجبور شود دست را بالا برد. بدین ترتیب با بازی‌های کودکانه فرزند خود را ملزم به استفاده از دست مبتلا، نمایند. اما از آن‌جا که کودک قادر نیست به تنهائی تمام مفاصل را حرکت دهد، پدر و مادر باید روزانه تمام مفاصل دست مبتلا را حرکت دهند تا خشکی در مفاصل ایجاد نشود.
حرکات در شانه آرنج، مچ و دست انجام می‌گیرد و روزانه ۲ یا ۳ بار تکرار می‌شود. پدر و مادر در هفته‌های اول باید شدیداً مراقب وضعیت سر و گردن کودک باشند. بازوی نوزاد را به‌خصوص هنگام بلند کردن و حمل فرزند خود مواظبت کنند. خانواده باید بیاموزند که کشیدن دست مبتلای نوزاد یا بلند کردن او از طریق این دست منجر به شدیدتر شدن ضایعه خواهد شد. خوشبختانه ۸۰ تا ۹۰% کودکان با این روش به عملکرد طبیعی خود دست می‌یابند.

نوشته شده توسط منصور ساعت 11:14 ب.ظ موضوع مطلب :‌ توانبخشی و پزشکی ,

ویرایش شده در دوشنبه 24 اسفند 1388 و ساعت 11:22 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 22 اسفند 1388
حساسیت های غذایی کودکان

 

در سالهای اخیر، شاهد افزایش حساسیت هایی به آلرژی بوده ایم. حساسیت غذایی در کودکان نگران کننده و تشخیص آن مشکل است. حساسیت غذایی در کودکان به اندازه ی بزرگسالان شیوع دارد. اگر کودک شما بدون هیچ دلیل ظاهری، مضطرب به نظر می رسد یا نقاط نامشخصی از پوست او دچار خارش شده، شاید ناشی از حساسیت غذایی باشد.

 

حساسیت چیست؟

 

حساسیت ممکن است بر اثر عدم تحمل ماده ی ویژه ای از طریق لمس، استنشاق، تزریق و یا جذب پدیدی آید. هنگامی که بدن ما به یک ماده واکنش نشان می دهد، امکان دارد این واکنش ها، تنفسی، احتقانی، آبریزش یا خارش بینی، چشمان اشک آلود، اسهال یا جوش های خارش دار در هر نقطه از بدن باشد.

 

آیا حساسیت من به کودکم منتقل می شود؟

 

اگر شما حساسیت دارید احتمال دارد کودکتان نیز به آن دچار شود. با این حال، ممکن است حساسیت غذایی یکسانی نداشته باشید و او به موارد مشابه حساسیت داشته باشد. به عنوان مثال امکان دارد شما دچار تنگی نفس باشید در حالی که کودکتان مبتلا به تب یونجه باشد.

 

حساسیت غذایی کودک را چگونه تشخیص دهیم؟

 

گاهی ممکن است تشخیص حساسیت غذایی کودک مشکل باشد. چنانچه فکر می کنید کودک شما حساسیت غذایی دارد، ممکن است حذف فرآورده های زیر از برنامه ی غذایی اش، به او کمک کند. شیر و فرآورده های لبنی، تخم مرغ، آجیل، صدفدار، میوه و مرکبات.

 

همین که هر یک از گروه های مواد غذایی را از برنامه ی غذایی فرزندتان حذف کردید، می توانید به تدریج و یکی یکی شروع به عرضه ی مجدد آن ها کنید.

 

چند روز قبل از شروع یک گروه از مواد غذایی اضافی صبر کنید و تمام آن ها را با هم شروع نکنید.

 

آیا حساسیت غذایی قابل پیشگیری است؟

 

تغذیه با شیر مادر تا شش ماه اول زندگی به منظور جلوگیری از بروز حساسیت به آن ها کمک می کند. سعی کنید از دادن مواد غذایی آماده که حاوی مواد افزودنی و یا کنسروی و یا بسته بندی شده هستند، خودداری کنید.

 

حساسیت غذایی کودک چه وقت بیشتر اتفاق می افتد؟

 

حساسیت غذایی در کودکان هر زمان ممکن است پیش آید. بسیاری از کودکان به شیر گاو حساسیت دارند، احتمال دارد کودک شما نیز به شیر، فرآورده های گندمی، صدفدار، آجیل یا مرکبات حساسیت داشته باشد.

 

نشانه های حساسیت غذایی کودک

 

علامت حساسیت غذایی کودک ممکن است شامل: تورم یا خارش لب یا زبان، خس خس و یا جوش های پوستی باشد. امکان دارد کودکان برخی مواد غذایی از گروه های خاص را تحمل نکنند. احتمالاً نشانه های حساسیت کودک به مواد غذایی عبارت اند از: اسهال، استفراغ، درد معده، قولنج یا باد است.

 

درمان حساسیت غذایی کودکان

 

بهترین راه برای مداوای حساسیت کودک، خودداری نمودن از مصرف گروه خاصی از مواد غذایی می باشد. نوزاد شما ممکن است دچار واکنش های حساسیتی گردد که مربوط به مواد غذایی نبوده و به جای او مربوط باشد که عبارت اند از : حیوانات خانگی، دود سیگار، بالش پردار یا گرد و غبار.

 

جایگزین های سلامت

 

نتایج نشان داد،که کودک شما ممکن است دچار حساسیت غذایی شود و در اینجا برخی غذاهای غیر حساسیت زا را به عنوان برنامه غذایی به شما معرفی می کنیم: انبه، سیب، انگور، چاودار، گل کلم، هویج، سیب زمینی شیرین، مرغ، ماهی آزاد.

 

اگر شما در خصوص حساسیت کودکتان به مواد غذایی یا چیز دیگر تردید دارید، می توانید به کمک متخصص، آن را مشخص کنید. تشخیص حساسیت غذایی کودکان معمولاً با کمی کار و تجربه امر نسبتاً آسانی است. هنگامی که شما علت را کشف کردید ساده ترین راه از بین بردن آن است.

منبع : سایت پزشکان امروز  http://pezeshkanemrooz.com

 

نوشته شده توسط منصور ساعت 10:55 ب.ظ موضوع مطلب :‌ سلامتی و بهداشت ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 17 اسفند 1388
فرمول 5 دقیقه ای آرامش

 

فرمول 5 دقیقه ای آرامش

نفس عمیق بکشید
برای چند دقیقه کارتان را رها کنید، یک جای راحت و خلوت بنشینید. نوک انگشت میانی و شست‌تان را به هم بچسبانید. چشمان‌تان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید. ممکن است این توصیه کمی تکراری به نظر برسد اما تجربه نشان داده که کاملا موثر است. این روش یکی از روش‌های تمرکزی است که در یوگا یاد می‌دهند. خوبی این روش این است که در هر جایی می‌توانید انجام دهید، حتی در وسط غرفه سوپرمارکت

به یک سفر خیالی بروید
خیلی‌وقت‌ها ناراحت و مضطرب هستید و ممکن است فکر کنید که کاش می‌شد به جای همه این مشغولیت‌ها به یک مسافرت بروید.
طبق روش، برای انجام این کار همان پنج دقیقه کافی است. چشمان‌تان را ببندید و خودتان را در دلپذیرترین جایی که تا به حال مسافرت کرده‌اید یا دوست دارید به مسافرت بروید تصور کنید. تصویر ذهنی یک ساحل شنی با شن‌های طلایی و گرم و موج‌های آبی دریا که به کف پاهایتان می‌خورد می‌تواند موجب احساس آرامش شود. سعی کنید حتی جزییات جایی که در ذهن به آنجا مسافرت می‌کنید را هم تصور کنید، صدای موج دریا، بوی ساحل و گرمی آفتاب.

کمی آهنگ گوش کنید
آهنگ‌هایی که با آنها خاطره خوب دارید را برای اینجور مواقع کنار بگذارید. خیلی از آدم‌ها با آهنگ‌هایی که در جوانی گوش کرده‌اند خاطره دارند و واکنش‌ خوبی به شنیدن آن نشان می‌دهند. دکتر سوزان هانسر، مسوول بخش موزیک درمانی دانشگاه برکلی می‌گوید: "فرقی نمی‌کند که چه آهنگی باشد، فقط آهنگی را انتخاب کنید که به شما حس خوبی می‌دهد."

برعکس حرف بزنید
وقتی خیلی عصبانی هستید یا استرس دارید سعی کنید حروف الفبا را از آخر به اول بگویید یا از صد برعکس به پایین بشمارید. تمرکز روی اینکار موجب می‌شود که ذهن‌تان عامل استرس و فکر ناراحت کننده را برای مدتی فراموش کند. از آخر خواندن شعر و یا حتی برعکس حرف زدن می‌تواند همین تاثیر را داشته باشد.

بالانس بزنید!
در یک مطالعه عنوان شده است که در بعضی افراد، بالانس زدن و وارونه شدن برای چند ثانیه تا چند دقیقه می‌تواند موجب آرام شدن آنها شود. بازگشت سریع‌تر و راحت‌تر خون به داخل مغز و یا کم رسیدن خون حاوی اکسیژن می‌تواند موجب یک‌جور حالت سرخوشی شود. برعکس دیدن تصاویر و دنیای اطراف در این وضعیت هم می‌تواند توجه شما را از مساله استرس‌زا منعطف کند. حفظ تعادل در وضعیت وارونه هم بیشتر موجب متمرکز شدن و آرامش شما می‌شود.

از ته‌دل بخندید
از نظر روان‌شناسان این مساله که خنده می‌تواند موجب آرامش شود کاملا ثابت شده است. خنده با پایین آوردن سطح کورتیزول در خون موجب کنترل استرس می‌شود. در مواقع نگرانی و استرس، سعی کنید از ته‌دل بخندید. برای خودتان جوک تعریف کنید، به یک خاطره بامزه فکر کنید و اگر هیچ‌کدام از اینها هم گیرتان نیامد همین‌طور الکی بخندید.

آفتاب بگیرید
وقتی آفتاب با پوست بدن، تماس پیدا می‌کند عملکرد مواد شیمیایی و هورمون‌هایی مانند سروتونین که موجب پایدار شدن خلق می‌شود بهبود پیدا می‌کند. کمی آفتاب بگیرید، حتی اگر شده یک قرار کاری را در فضای باز انجام ‌دهید یا ماشین‌تان را کمی دورتر پارک کنید و کمی زیر آفتاب قدم بزنید. اگر در خانه هستید، پرده‌ها را کنار بزنید، از نور روز استفاده کنید و کمی کنار پنجره بایستید.

طناب بزنید
طناب زدن فقط برای بدن‌سازها یا کسانی که به خاطر بیماری قلبی باید ورزش کنند مناسب نیست. بررسی‌ها نشان داده است که 20 دقیقه طناب زدن مقدار زیادی اندروفین در بدن آزاد می‌کند. اندروفین هورمونی است که موجب به وجود آمدن سرخوشی می‌شود. به غیر از این، حرکت تکراری و مداوم طناب موجب ریلکس شدن عضلات و تمرکز و آرامش اعصاب می‌شود.

با دوستانتان تماس بگیرید
حمایت گرم یک بزرگ‌تر یا صحبت کردن با یک دوست در شرایط بحرانی می‌تواند کمک زیادی برای رسیدن به آرامش بکند. حمایت اجتماعی یکی از موثرترین روش‌هایی است که برای کنار آمدن با شرایط استرس‌زا و ناراحتی شناخته شده است. چند دقیقه صحبت کردن با پدر و مادر یا دوستی که حرف‌تان را می‌فهمد از هر آرام‌بخشی سریع‌تر عمل می‌کند. حتی اگر نمی‌توانید با آنها صحبت کنید برایشان پیغام بگذارید یا پیامک بفرستید.

ماساژدرمانی را فراموش نکنید
اگر چه ماساژ درمانی می‌تواند موجب آرامش شما شود اما این ‌بار ماساژ دادن برای رسیدن به آرامش پیشنهاد شده است. این توصیه آخر، مخصوص مادرانی است که فرزند کوچک دارند.

نوشته شده توسط منصور ساعت 10:54 ب.ظ موضوع مطلب :‌ توانبخشی و پزشکی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 23 بهمن 1388
رحلت پیامبر اسلام(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا (ع) تسلیت باد

سالروز رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله و شهادن جانسوز فرزند آن حضرت ، امام حسن مجتبی علیه السلام و سالروز شهادت امام   علی بن موسی الرضا علیه اسلام بر تمام مسلمین و شیعیان و شما بازدید کننده این وب تسلیت باد.








 

نوشته شده توسط منصور ساعت 09:24 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مناسبتها ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 19 بهمن 1388
دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی بر همه کفرستیزان تبریک و تهنیت باد

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«والفجر و لیال‌ عشر . . .»

دیو گریخته‌ بود و آنك‌ قلبها در عشق‌ وصال‌ دوست‌ می‌تپید و امت‌ بی‌ قرار و بی‌صبرانه‌ در انتظار زمان‌ موعود لحظه‌ شماری‌ می‌كرد، سرانجام‌ زمان‌ انتظار به‌ سر آمد و فرشته‌ نجات‌ بر قلب‌ ایران‌ زمین‌ اسلامی‌ فرو نشست‌. آن‌ روز 12 بهمن‌ بود، امام‌ پس‌ از سالها دوری‌ و تبعید با ورود پیروزمندانه‌ خود اولین‌ طلیعة‌ فجر را به‌ ارمغان‌ آورده‌ بود ...

در پرتو مكتب‌ پربار و غنی‌ اسلام‌ و هماهنگی‌ دو عنصر اصیل‌ و زیر بنایی‌ جامعه‌ اسلامی‌ (رهبری‌ روحانیت‌ اصیل‌ و پیشتاز به‌ ویژه‌ رهبریهای‌ امام‌ امت‌ حضرت‌ امام‌ خمینی‌ مد ظله‌ العالی‌ و وحدت‌ امت‌ فداكار و خستگی‌ناپذیر) بساط‌ حكومت‌ 2500 ساله‌ شاهنشاهی‌ برای‌ همیشه‌ فروریخت‌ و بدینسان‌ بذر آرمان‌های‌ مترقی‌ و متعالی‌ اسلامی‌ كه‌ نسل‌ در نسل‌ از بدو نفوذ اسلام‌ بر دلهای‌ آحاد مردم‌ ایران‌ كاشته‌ شده‌ بود در خجسته‌ روز 22 بهمن‌، با پیروزی‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ به‌ شكوفایی‌ نشست‌.

اینك‌ امت‌ دلیر و سلحشور ایران‌ بر آن‌ است‌ كه‌ با حفظ‌ و حراست‌ از سنگرهای‌ مكتبی‌ و انسجام‌ بی‌ وقفه‌ و پیگیر و عمل‌ و اجرای‌ فرامین‌ كانون‌ راستین‌ امامت‌ (ولایت‌ فقیه‌) شهد ثمره‌های‌ شیرین‌ و شاداب‌ دستاوردهای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را نیز به‌ كام‌ جهانیان‌ بچشاند.

شقایق کویر زرند ایام‌ الله دهه‌ فجر و سی ویکمین سالگرد آغاز استقرارحکومت  پربركت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ را همراه‌ با ثبات‌ سیاسی‌ و تثبیت‌ پایه‌های‌ اقتصادی‌، نظامی‌، ... به‌ محضر مبارك‌ رهبر انقلاب ،امت‌ اسلام‌ و مستضعفین‌ جهان‌ تبریك‌ و تهنیت‌ عرض‌ نموده‌ و در شرایط‌ موجود پرغوغا و آشوبزایی‌ كه‌ سران‌ كفر و استكبار جهانی‌ و صهیونیزم‌ بین‌ المللی‌ جهت‌ قلع‌ و قمع‌ ریشه‌های‌ تنومند شجره‌ طیبه‌ اسلام‌ و غارت‌ بیش‌ از پیش‌ ثروتهای‌ سرشار و تصاحب‌ مناطق‌ فراوان‌ استراتژیك‌ ملل‌ تحت‌ ستم‌ كمر همت‌ بسته‌اند، اعلام‌ می‌دارد. اینك‌ با الگوقرار دادن‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌، روزنه‌های‌ امید را به‌ روی‌ خود بگشایند، تا از این‌ رهگذر در زمره‌ فاتحان‌ افقهای‌ عزت‌ و سیادت‌ در بستر پایدار تاریخ‌ جاودانه‌ بمانند.

 

نوشته شده توسط منصور ساعت 11:14 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مناسبتها , عکس و تصویر ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 14 بهمن 1388
اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری

 

اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری

شقایق کویر زرند

!

عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است. عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است. عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلم‏ستیزی باشد. عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست. عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلم‏زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن. آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست.

هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانه‏ای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است. اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثه‏های زمین، هرگز نمی‏تواند نوشته‏های آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد. اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانه‏ای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمه‏های دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است. اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخه‏های درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است. اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمه‏های خون خداوند از چهار سوی عالَم است.

چهل روز متوالى از عاشورا تا اربعین در واقع مراسم دائمی و رسمى اعلام انزجار از ظالمان تاریخ است و در این اعتراض عمومى، امام حسین(ع) سمبل شجاعت، پایمردى و آزادگى و یزید نماینده و مظهر جور و فجور است. در این چهل روز یاد امام حسین(ع) صدرنشین محفل دلهاست و افکار عمومى بیش از هر حادثه مهم دیگرى تحت تاثیر حادثه کربلاست و این فرصت مناسبى است تا مردم، عشق به امام حسین(ع) و کینه و تنفر از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و این کینه مقدس را با پوست و گوشت خود و فرزندانشان در آمیزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال گذشته بر پا کنند تا کلاس درس عاشورا هر سال با شکوهتر از سال پیش دائر گردد.

چهل روز گذشت. نه اشک‏ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‏ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاک‏های بیابان می‏دانند که سیلی آفتاب یعنی چه! تشنگی را باید از ریگ‏های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می‏ارزد؟! هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه‏های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم‏های کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانه‏اند، غریبه‏اند با برادران خویش! حرف‏ها فاسد شده‏اند پشت میله‏ های زندان سینه‏ها. دستی بیرون نمی‏آید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربوده‏اند. اراده‏ها را چپاول کرده‏اند. دست‏ها را بریده‏اند. به آدم‏ها یاد داده‏اند خم و راست شوند. کسی نمی‏داند شجاعت چیست و جوانمردی را با کدام قلم می‏نویسند؟ چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشم‏هایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشک‏هایمان را چهل روز است که نشسته‏ایم! چهل روز است که از پا ننشسته‏ایم. زنجیر بر دست‏هایمان نهادند و در میدان‏های شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب می‏برند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبت‏مان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سال‏هاست می‏شناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیه‏السلام آموخته‏ایم.

از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از "گرد و خاک کردن" کم نگذاشتند تا حقیقت پاکی‏مان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بی‏نیاز از این گرد و خاک کردن‏هاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبان‏ها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمی‏پاید، سکوت است. قلب‏ها را نتوانستند باز دارند از اندوه. مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبه‏های زین العابدین علیه‏السلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیام‏رسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پرده‏ها را لرزاند، ریسمان‏ها را گسیخت و قلب‏ها را گشود؛ چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر و چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای "هَل مِن ناصر یَنصُرنی" تو بی‏جواب نخواهد ماند. روزگار اینچنین نخواهد ماند. دولتِ ظالمین پایدار نخواهد ماند. قرن‏ها می‏روند و می‏آیند و میدانی که پرچم گلگونت هم بر زمین نخواهد ماند ای حسین فاطمه!

 

 

نوشته شده توسط منصور ساعت 10:37 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مناسبتها ,

ویرایش شده در چهارشنبه 14 بهمن 1388 و ساعت 10:52 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 12 بهمن 1388
آیا شما انسان صادقی هستید؟

 

 

آیا شما انسان صادقی هستید؟

 

برای پی بردن به میزان صداقتتان لطفا به سئوالات زیر با دقت پاسخ دهید .


1. آیا گاه‌ و بیگاه‌ دروغ‌ مصلحتی‌ می‌گویید؟
بلی
خیر
نمی دانم

2. آیا تا به‌ حال‌ چیزی‌ كش‌ رفته‌اید؟
بلی
خیر
نمی دانم

3. آیا تا به‌ حال‌ خودتان‌ را به‌ تمارض‌ زده‌ ومرخصی‌ استعلاجی‌ گرفته‌اید؟
بلی
خیر
نمی دانم

4. آیا تا به‌ حال‌ برای‌ بالا بردن‌ فروش‌ تولیدات ‌محل‌ كارتان‌، به‌ دروغگویی‌ متوسل‌ شده‌اید؟
بلی
خیر
نمی دانم

5. آیا طوری‌ رفتار می‌كنید كه‌ دیگران‌ شما راثروتمندتر از آنچه‌ هستید، در نظر بگیرند؟
بلی
خیر
نمی دانم

6. اگر بدانید كه‌ یكی‌ از دوستانتان‌ دروغ‌می‌گوید، آیا به‌ حمایت‌ از او می‌پردازید؟
بلی
خیر
نمی دانم

7. آیا حاضرید دوستتان‌ بابت‌ كارخلافی‌ كه‌ شما مرتكب‌ شده‌اید، مورد تنبیه‌و مجازات‌ قرار گیرد؟
بلی
خیر
نمی دانم

8. اگر در پاركینگ‌ عمومی‌، به‌ طور اتفاقی‌ به‌ماشینی‌ خسارت‌ وارد آورید، آیا بدون تاوان دادن محل را ترک می کنید؟
بلی
خیر
نمی دانم

9. اگر در خیابان‌ یا اماكن‌ عمومی‌، كیفی‌ پر از پول‌پیدا كنید، آیااز تحویل آن ‌ كلانتری‌ و یا مأموران‌ پلیس‌ خودداری می کنید (کیف را برای خودتان بر می دارید)؟
بلی
خیر
نمی دانم

10. اگر در بانك‌، چكی‌ دریافت‌ كنید كه‌ متعلق‌ به‌شما نباشد، آیا آن نگه می دارید و پس‌ نمی‌دهید؟
بلی
خیر
نمی دانم

11. آیا تاكنون‌ از زیر هر گونه‌ مالیاتی‌ در رفته‌اید؟
بلی
خیر
نمی دانم

12. اگر در محل‌ كارتان‌، متوجه‌ شوید كه‌ یكی‌ ازهمكاران‌ به‌ نوعی‌ اختلاس‌ می‌كند، آیا از در جریان‌ گذاشتن ‌مافوق‌ تان‌ خودداری می‌كنید؟
بلی
خیر
نمی دانم

13. اگر مغازه‌داری‌، در هنگام‌ پس‌ دادن‌ پول‌ تان‌،زیادی‌ برگرداند، آیا مبلغ اضافی را برای خودتان بر می دارید؟
بلی
خیر
نمی دانم

14. اگر شیشه‌ای‌ را بشكنید، آیا  از پرداخت خسارت‌ آن‌  ‌خودداری می‌كنید؟
بلی
خیر
نمی دانم

15. آیا از كنار تابلوها و علایم‌ هشدار دهنده‌ دراماكن‌ عمومی‌، مثل‌ وارد محوطه‌ چمن‌ نشوید بی‌اعتنا عبور می‌كنید؟
بلی
خیر
نمی دانم


برای هر خیر امتیاز 2، هر نمیدانم امتیاز 1 و هر بلی امتیاز 0 منظور کنید و اعداد به دست آمده را باهم جمع کرده و معنی امتیاز بدست آمده را در زیر مشاهده فرمائید

 


 

امتیاز بین‌ 26 تا 30:
نمایانگر آن‌ است‌ كه‌ فردی‌ به‌ شدت‌ و به‌ حد افراط درستكار، صادق‌، شریف‌، رو راست‌ و راستگو هستید.

امتیاز بین‌ 22 تا 25:
نمایانگر آن‌ است‌ كه‌ فردی‌ كاملا درستكار، صادق‌،شریف‌، رو راست‌ و راستگو هستید.

امتیاز بین‌ 18 تا 21:
نمایانگر آن‌ است‌ كه‌ فردی‌ بالای‌ متوسط هستید.

امتیاز بین‌ 13 تا 17:
نمایانگر آن‌ است‌ كه‌ فردی‌ میانه‌ حال‌ و متوسط هستید.

امتیاز بین‌ 9 تا 12:
نمایانگر آن‌ است‌ كه‌ فردی‌ هستید تا حدی‌ حقه‌ بازمتقلب‌ و فریب‌ كار.

امتیاز بین‌ 5 تا 8:
نمایانگر آن‌ است‌ كه‌ فردی‌ حقه‌ باز، متقلب‌ و فریب‌كار هستید.

امتیاز بین‌ 0 تا 4:
نمایانگر آن‌ است‌ كه‌ فردی‌ به‌ شدت‌ حقه‌ باز،متقلب‌ و فریب‌ كار هستید(خدا از تقصیراتتان بگذرد)

نوشته شده توسط منصور ساعت 12:54 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات جالب ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 12 بهمن 1388
تداخل سمت چپ و راست مغز در تشخیص رنگ ها

 

تداخل سمت چپ و راست مغز در تشخیص رنگ ها



شقایق کویر زرند

در این تصویر سعی کنید رنگ ها را بگوئید بدون آنکه لغات را بخوانید

جالب اینجاست که نیمکره سمت راست مغز سعی می کند رنگ را ببیند
و نیمکره سمت چپ مغز اصرار به خواندن نام رنگ دارد

نوشته شده توسط منصور ساعت 12:48 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 12 بهمن 1388
تست اضطراب
تست اضطراب
 
در تست زیر تعیین کنید در همین لحظه چه احساسی دارید؟!

الف)1 امتیاز       ب) 2 امتیاز        ج) 3 امتیاز       د) 4 امتیاز     ه) 5 امتیاز


 

سوال:


1) به خود مطمئن هستم؟
الف) بسیار زیاد ب) زیاد ج) تا حد متوسط د) کمی ه) هرگز

 

2) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم؟
الف) بسیار زیاد ب) زیاد ج) تا حد متوسط د) کمی ه) هرگز

 

3) آرام هستم؟
الف) بسیار آرام ب)  تا حدود زیادی آرام ج) تا حد متوسط د) کمی آرام ه) هرگز

 

4) عصبی هستم
الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه

 

5) ناراحت هستم
الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه

 

6) بدنم همواره مرطوب است
الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه

 

7) نفسم منظم است
الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه

 

8) احساس تنش در معده دارم
الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه
حالا امتیاز ها را با هم جمع کنید.

امتیاز بین 32 تا 50
شما به اضطراب شدید مبتلا هستید, به طور حتم باید به روان شناس مراجعه کنید.

 

امتیاز بین 24 تا 32
اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال, می توانید با استفاده از کتابهای اضطراب آن را هم برطرف کنید.


امتیاز کمتر از 24
افراد طبیعی را می رساند که اختلال اضطرابی و مشکل عمده ای ندارند.

نوشته شده توسط منصور ساعت 12:46 ب.ظ موضوع مطلب :‌ علمی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 12 بهمن 1388
آیا وسواس دارید یا نه ؟
 

آیا وسواس دارید یا نه ؟
 
دراین تست میخواهیم بدانیم وسوس دارید یانه ؟ابتدا سئوال هارا بخوانید و بدون درنگ اولین جوابی که به ذهن تان آمدبا
بله و یا خیر معین کنید . درپایان تعداد پاسخ ها مثبت و منفیتان را شمرده پی ببرید که دارای وسواس هستید یاخیر؟

1-آیامدت زیادی راصرف تنظیم کاغذهاو یادداشت هایتان میکنید تا اگر روزی به آنها احتیاج داشتید دقیقا بدانید که کجاست؟


2-اگر پیشامد غیرمنتظره ای مو جب هم خوردن برنامه ها و عادات روزانه بشود . ازاین بابت دلخورمیشوید؟


3-ایا نظم ونظافت همه چیز برایتان اهمیت دارد؟


4-آیا قبل ارخواب کارهای شخصی خاصی انجام میدهید که درصورت تغیر برنامه خوابتان مختل شود؟


5-ایامعمولا پیش ازآنکه در را به روی کسی بازکنید موهاو لباستان را مرتب میکنید؟


6-ایا همیشه تمام قرارهای ملاقات و کارهایی راکه باید انجام بدهید دردفتری مینویسید؟


7-اگر احتیاج به چیزی داشته باشید آنرا ازکسی قرض نمیکنید تا منت دیگران رانکشید؟


8-درصورتیکه خانه ای که درآن زندگی میکنید بهم ریخته و کثیف بشود ناراحت میشوید؟


9-آیا چیزهای بدردنخور را برای روزمبادانگه میدارید؟


10-آیا بیشتر اوقات کارها را خودتان انجام میدهید وآنرابه کسی واگذارنمیکنید چون میخواهید به نحو احسن انجام دهید؟


11-آیا همیشه مراقب هستید تاجزیی ترین بدهی هارا جبران کنید؟


12-آیا ازاینکه دراماکن عمومی به میکروب های سایرین الوده بشوید احساس ناراحتی زیادی مکنید؟


13-آیا تمام پولهایی را که خرج میکنید به دقت حساب میکنید؟


14-اگر درخانه کس دیگری اقامت داشته باشید آیا تمامی راههای امنیتی رابررسی میکنید تا درصورت بروزحوادث
غیرمترقبه به آن متوسل شوید؟


15-آیا نسبت به قفل کردن در.پنجره یاخاموش کردن چراغ ها یا گاز وسواس بخرج میدهید؟


16-آیا بعضی عقایدخرافی راباورداریدو به آنها عمل میکنید؟


17-ایا بعضی اوقات وقتی دست هایتان تمیزاست نیازبه شستن آنهامییابید؟


18-آیاگاهی اوقات درذهن تان آنقدرفکروخیال هست که میخواهید آنهارامتوقف کنید؟

 


جواب تست :
دراین تست اگر10سئوال یابیشتر جواب مثبت دادهاید یعنی از وسواس رنج میبرید.هرچه میزان جواب های بله بیشتر
باشد یعنی شما فردی مراقب و باوجدان و منضبط جدی ومشکل پسند هستید و درصورت مشاهده بی نظمی و بی نظافتی
درمحیط اطرافتان ناراحت و عصبانی میشوید.
درصورتی که تعدادجوابهای مثبت شما کمتر از10 باشد یعنی فردی راحت هستید و نیازبه نظم و انظباط درشماوجود ندارد

نوشته شده توسط منصور ساعت 12:43 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات جالب ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 12 بهمن 1388
: تست تمركز و سرعت
نوشته شده توسط منصور ساعت 12:09 ب.ظ موضوع مطلب :‌ آموزشی وتربیتی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 3 بهمن 1388
هر اتفاقی می افتد به نفع ماست

 

هر اتفاقی می افتد به نفع ماست



 

توی كشوری یه پادشاهی زندگی میكرد كه خیلی مغرور ولی عاقل بود 

یه روز برای پادشاه یه انگشتر به عنوان هدیه آوردند
    ولی رو نگین انگشتر چیزی ننوشته بود و خیلی ساده بود     شاه پرسید این چرا این قدر ساده است ؟
    و چرا چیزی روی آن نوشته نشده است؟    فردی كه آن انگشتر را آوره بود گفت:     من این را آورده ام تا شما هر آنچه كه میخواهید روی آن بنویسید     شاه به فكر فرو رفت كه چه چیزی بنویسد كه لایق شاه باشد
    وچه جمله ای به او پند میدهد؟     همه وزیران را صدا زد وگفت
    وزیران من  هر جمله و هرحرف با ارزشی كه بلد هستید بگویید    وزیران هم هر آنچه بلد بودند گفتند
 ولی شاه از هیچكدام خوشش نیامد    دستور داد كه بروند عالمان و حكیمان را از كل
    كشور جمع كنند و بیاوند    وزیران هم رفتند و آوردند
    شاه جلسه ای گذاشت و به همه گفت كه هر كسی     بتواند بهترین جمله را بگوید جایزه خوبی خواهد گرفت
    هر كسی به چیزی گفت     باز هم شاه خوشش نیامد
    تا اینكه یه پیر مردی به دربار آمد و گفت با شاه كار دارم
    گفتند تو با شاه چه كاری داری؟
    پیر مرد گفت برایش یه جمله ای آورده ام
    همه خندیدند و گفتند تو و جمله
    ای پیر مرد تو داری میمیری تو راچه به جمله
    خلاصه پیر مرد با كلی التماس توانست آنها را
    راضی كند كه وارد دربار شود
    شاه گفت تو چه جمله ای آورده ای؟
    پیر مرد گفت
    جمله من اینست
    "هر اتفاقی كه برای ما می افتد به نفع ماست"
    شاه به فكر رفت
    و خیلی از این جمله استقبال كرد
    و جایزه را به پیر مرد داد
    پیر مرد در حال رفتن گفت دیدی كه هر اتفاقی كه می افتد به نفع ماست
    شاه خشمگین شد و گفت چه گفتی؟
    تو سر من كلاه گذاشتی
    پیر مرد گفت نه پسرم
    به نفع تو هم شد
    چون تو بهترین جمله جهان را یافتی

    پس از این حرف پیر مرد رفت
    شاه خیلی خوشحال بود
    كه بهترین جمله جهان را دارد
    و دستور داد آن را روی انگشترش حك كنند
    از آن به بعد شاه هر اتفاقی كه برایش پیش میآمد
    میگفت
    هر اتفاقی كه برای ما میافتد به نفع ماست
    تا جائی كه همه در دربار این جمله را یاد گرفنه وآن را میگفتند
    كه هر اتفاقی كه برای ما میافتد به نفع ماست
    تا اینكه یه روز
    پادشاه در حال پوست كندن سبیبی بود كه ناگهان
    چاقو در رفت و دو تا از انگشتان شاه را برید و قطع كرد
    شاه ناراحت شد و درد مند
    وزیرش به او گفت
    هر اتفاقی كه میافتد به نفع ماست
    شاه عصبانی شد و گفت انگشت من قطع شده تو
    میگوئی كه به نفع ما شده
    به زندانبان دستور داد تا وزیر را به زندان
    بیندازد وتا او دستور نداده او را در نیاورند
    چند روزی گذشت
    یك روز پادشاه به شكار رفت
    و در جنگل گم شد
    تنهای تنها بود
    ناگهان قبیله ای به او حمله كردند و او را گرفتند
    و می خواستند او را بخورند
    شاه را بستند و او را لخت كردند
    این قبیله یك سنتی داشتند كه باید فردی كه
    خورده میشود تمام بدنش سالم باشد
    ولی پادشه دو تا انگشت نداشت
    پس او را ول كردند تا برود
    شاه به دربار باز گشت
    و دستور داد كه وزیر را از زندان در آورند
    وزیر آمد نزد شاه و گفت
    با من چه كار داری؟
    شاه به وزیر خندید و گفت
    این جمله ای كه گفتی هر اتفاقی میافتد به نفع ماست درست بود
    من نجات پیدا كردم ولی این به نفع من شد ولی تو در زندان شدی
    این چه نفعی است
    شاه این راگفت واو را مسخره كرد
    وزیر گفت اتفاقاً به نفع من هم شد
    شاه گفت چطور؟

    وزیر گفت شما هر كجا كه میرفتید من را هم با خود میبردید
    ولی آنجا من نبودم
    اگر می بودم آنها مرا میخوردند
    پس به نفع من هم بوده است
    وزیر این را گفت و رفت
    ~~~~~~~~~
    نكته اخلاقی
   هر اتفاقی میافتد به نفع ماست

نوشته شده توسط منصور ساعت 10:55 ب.ظ موضوع مطلب :‌ داستان و احادیث ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 3 بهمن 1388
عصبانیت و عشق
عصبانیت و عشق



مرد درحال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد .

مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود

در بیمارستان كودك به دلیل شكستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

وقتی كودك پدرخود را دید با چشمانی آكنده از درد از او پرسید : پدر انگشتان من كی دوباره رشد می كنند ؟

مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشین .

و با این عمل كل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی كه كودك ایجاد كرده بود خورد كه نوشته بود :

( دوستت دارم پدر ! )

روز بعد مرد خودكشی كرد .

عصبانیت و عشق محدودیتی ندارند .

چیزها برای استفاده كردن هستند و انسان ها برای دوست داشتن .

مشكل دنیای امروزی این است كه انسانها مورد استفاده قرار می گیرند و این درحالی است كه چیزها دوست داشته می شوند .

مراقب افكارت باش كه گفتارت می شود .

مراقب گفتارت باش كه رفتارت می شود .

مراقب رفتارت باش كه عادت می شود .

مراقب عادتت باش كه شخصیتت می شود .

مراقب شخصیتت باش كه سرنوشتت می شود .

نوشته شده توسط منصور ساعت 10:47 ب.ظ موضوع مطلب :‌

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 3 بهمن 1388
كم هزینه ترین لذت های زندگی

كم هزینه ترین لذت های زندگی

 

1. گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2. سعی كنیم بیشتر بخندیم.

3. تلاش كنیم كمتر گله كنیم.

4. با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5. گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6. بیشتر دعا كنیم.

7. در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت كنیم.

8. هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9. لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10. قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

11. زیر دوش آواز بخوانیم.

12. سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم.

13. گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14. با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15. برای انجام كارهایی كه ماه ها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!

16. از تفكر درباره تناقضات لذت ببریم.

17. برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته شاید كار مشكلی باشد!

18. مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری كنیم.

19. در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20. گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم.

21. گاهی از درخت بالا برویم.

22. احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23. گاهی كمی پابرهنه راه برویم!

24. بدون آنكه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

25. وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم.

26. در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا كنیم.

27. سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور دقیق گوش فرا دهیم.

28. رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم.

29. وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

30. زیر باران راه برویم.

31. كمتر حرف بزنیم و بیشتر گوش كنیم.

32. قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم.

33. چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34. اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

35. هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36. احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

37. به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

38. گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39. تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

40. از دانسته های خود، دیگران را نیز در استفاده از آنها شریک بدانیم. ممكن است فردا دیر باشد.

نوشته شده توسط منصور ساعت 10:42 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات آموزنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 1 بهمن 1388
چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟

 

چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟


چند تا جمعه به خاطر 2 ساعت خواب بیشتر، برنامه کوهنوردی‌تان را به‌هم زده‌اید؟
چند تا ایده و فکر بکر داشته‌اید که به خاطر بی‌حوصلگی‌تان به دست فراموشی سپرده شده‌اند و فرصت نکرده‌اند به عمل تبدیل شوند؟
در دنیای اسرارآمیزی که هر روز همه چیز در حال حرکت و تغییر و تحول است، به نظر می‌رسد ما آدم‌ها شاگرد اول‌های کلاس تنبلی باشیم. هر چقدر هم که بگویید کارتان سخت است و بهتر از نسل‌های قبل کار می‌کنید اما واقعیت این است كه تنبلی و میل به سکون در این دوره بیشتر از دوره‌های قبل گریبان آدم‌ها را گرفته است.
در زمان‌های قدیم و قبل از اینکه تکنولوژی به اندازه الان پیشرفت کند، برای بیشتر انسان‌ها منابع محدود و غیرقابل پیش‌بینی بوده است. آنها سعی می‌کردند تا جایی که ممکن است انرژی را ذخیره کنند. محرک‌های بیرونی قوی و اجبارکننده بودند. گرسنگی و تشنگی تهدیدهای اصلی بودند. برای آنها خیلی حیاتی بوده است که انرژی را ذخیره کنند. آنها گاهی با کم تلاش کردن این کار را انجام می‌دادند.
این روزها خیلی چیزها عوض شده است. ما با انرژی بیشتر و انگیزه‌های مستقیم، کمتر سر و کار داریم. بین آرزوها و عمل نیاکان ما فاصله کمی بود؛ تشنه می‌شدند، به دنبال آب می‌رفتند، با گرسنگی دنبال غذا می‌رفتند، برای رفتارهایشان لازم نبود ازماه‌ها قبل برنامه‌ریزی کنند؛ رفتارهایی که باعث بقای آنها می‌شد، نتایج کوتاه‌مدت داشت و در دنیای بدون دارو، بانک و حتی یخچال آن موقع لازم نبوده خیلی به آینده فکر کرد.

تنبلی از کجا شروع می‌شود؟
روان شناسان معتقدند تنبلی وقتی به وجود می‌آید که امکان برنامه‌ریزی برای آینده وجود داشته باشد. آن چیزی که باعث می‌شود بدون اینکه نیازهای آنی‌مان ارضا شود و به انجام کار ادامه دهیم، آینده‌نگری است. بعضی آدم‌ها آینده‌نگرترند. آنها بدون اینکه گرسنه یا تشنه باشند، با انگیزه زیادی کار می‌کنند. این آدم‌ها به بقیه می‌گویند تنبل.
این روزها ما برای رسیدن به اهداف بلند مدت‌مان گاهی مجبور می‌شویم از لذت‌های ساده روزانه‌مان بگذریم؛ آن وقت است که احساس می‌کنیم مورد ظلم واقع شده‌ایم چون ذهن ما به انگیزه‌های آنی پاسخ می‌دهد. خوابیدن، کار نکردن، نشستن و تماشای برنامه‌های تلویزیون برای ما خوشایند‌تر از کارهایی هستند که قرار است چند ماه یا چند سال بعد نتیجه‌شان را ببینیم.
تنبلی آسیب نیست؛ در واقع یک حس عدم تمایل به مصرف انرژی وجود دارد. اما در دوره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم و لازم است کارایی‌مان بالا باشد، تنبلی باعث آسیب و ناراحتی می‌شود.


چرا از انجام کار طفره می‌رویم؟
طفره رفتن و از زیر کار در رفتن وقتی پیش می‌آید که تصور کنیم کارها خیلی سخت و دشوار است؛ آن وقت است که با خودمان می‌گوییم بهتر است این کار را فردا انجام دهیم. بعضی روان‌شناسان می‌گویند این مشکل بعد از انقلاب صنعتی - که نیاز به برنامه‌ریزی بیشتر شد - به وجود آمده است.
کارشناسان علوم رفتاری می‌گویند ما کارهایی را که زودتر جواب می‌دهند ترجیح می‌دهیم. درس خواندن برای امتحانی که ماه‌ها بعد قرار است برگزار شود، به اندازه بازی شطرنج برای ما لذت‌بخش نیست. ما نمی‌توانیم درباره آینده بازخورد آنی داشته باشیم چون ممکن است اطمینان‌مان را نسبت به توانایی انجام کار از دست بدهیم، احساس ‌کنیم تلاش برای رسیدن به اهداف بلندمدت کاری سخت و غیرقابل تحمل است و بعد هم فکر ‌کنیم بد نیست زندگی عادی‌مان را ادامه دهیم.
در واقع همین تمایل ما به سکون باعث می‌شود تصور کنیم این کار، کارسخت و دشواری است و نمی‌توانیم از عهده آن بر بیاییم. اما این روزها انجام کار به این معنی است که بر لذت‌ها و پاداش‌های آنی غلبه کنید و بدانید هدفی که شما لحظات‌تان را برای رسیدن به آن صرف می‌کنید، ارزش‌اش را دارد. در دنیای امروز اگر بخواهید طبق الگوی ذهنی منتظر پاداش آنی باشید و تنبلی کنید ضرر زیادی خواهید کرد. نگران نباشید؛ همیشه می‌شود کار را شروع کرد.

چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟
الگوی ذهنی ما طوری شکل گرفته که مغزمان پاداش‌های آنی و نتایج کوتاه‌مدت را ترجیح می‌دهد. اما ما وقتی از عهده کارهای ناخوشایند بربیاییم، بیشتر از خودمان رضایت داریم. برای مقابله با تنبلی توصیه‌های زیر می‌تواند مفید باشد.
* از کم شروع کنید: از خودتان بپرسید انجام این کار به مدت 15دقیقه واقعا خیلی سخت و دشوار است؟ با کمی دقت متوجه می‌شوید که این‌طور نیست. با این روش مشاهده خواهید کرد بعد از مدتی از انجام همان کارها لذت خواهید برد.
* در برابر افکار منفی و پیش‌فرض‌هایتان مقاومت کنید: حتی تصور نتوانستن را از خودتان دور کنید. ما بیشتر مواقع با آزمون و خطا یاد می‌گیریم. اگر دید وسیع‌تری داشته باشید می‌توانید از عهده کارهای بزرگ بربیایید.
* برنامه‌ریزی داشته باشید: هر روز اهداف‌تان را بنویسید.
با این کار احتمال اینکه از هدفتان دور نشوید و طی روز کارهایی انجام دهید که شما را به هدف نزدیك‌تر کند، بیشتر است.
* از دیگران کمک بگیرید: برای انجام کامل یک کار از دیگران کمک بگیرید. موضوع را با آنها در میان بگذارید. انگیزه‌های خارجی حس انجام وظیفه شما را بر می‌انگیزد و شما را به انجام کار تشویق می‌کند.
* قبول کنید که برای پیشرفت باید صبر و تحمل داشت: این تصور را که برای انجام هر کار باید سریع پاداش بگیرید، از خودتان دور کنید. این طرز فکر باعث می‌شود نتوانید به اهداف بلند مدت‌تان برسید.
* به خودتان پاداش بدهید: استراحت با تنبلی فرق دارد. بعد از اینکه یک کار را به طور کامل به اتمام رساندید، به عنوان پاداش به خودتان استراحت بدهید. شما بعد از یک دوره تلاش به استراحت نیاز دارید.

نوشته شده توسط منصور ساعت 08:02 ب.ظ موضوع مطلب :‌ آموزشی وتربیتی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 23 دی 1388
اصول دوستیابی، رهبری مؤثر و نفوذ بر دیگران

 


معجونهای زندگی

اصول دوستیابی، رهبری مؤثر و نفوذ بر دیگران



 

1. از نظرات دیگران ندانسته، انتقاد، شكایت و محكوم نكنید.

2. با دیگران صادق باشید.

3. در دیگران انگیزه ایجاد كنید.

4. ذاتاً به همه علاقه مند باشید.

5. همیشه حتی در هنگام مشكلات و سختی ها خنده رو باشید.

6. به یاد داشته باشید كه نام هر فردی زیباترین و مهمترین كلمه است.

7. شنونده خوبی باشید. دیگران را تشویق كنید در مورد خود صحبت كنند.

8. براساس علایق دیگران صحبت كنید.

9. طوری رفتار كنید كه دیگران احساس كنند مهم هستند و هركاری كه از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

10. بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.

11. به "نظر" دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید " شما اشتباه می كنید"

12. اگر اشتباه كردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.

13. دوستانه و مهربانانه صحبت كنید.

14. طوری صحبت كنید كه طرف مقابل همیشه در پاسخ تان "بله" بگوید.

15. اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت كند.

16. اجازه دهید طرف مقابل احساس كند از شما برتر است.

17. صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.

18. با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.

19. با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.

20. عقایدتان را هرگز به دیگران تحمیل نكنید.

21. خود را با علائم غیركلامی طرف مقابل هماهنگ كنید.

22. صادقانه از دیگران تعریف كنید.

23. اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذكر دهید.

24. قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهات خودتان صحبت كنید.

25. به جای دستور صریح، سؤال كنید.

26. در دیگران احساس امنیت ایجاد كنید.

27. هر پیشرفت جزیی و هر نكته مثبتی را تحسین كنید.

28. مشوق باشید و بكوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.

29. بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.

30. اگر برای كسی كار مثبتی انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید

نوشته شده توسط منصور ساعت 09:44 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات جالب ,

ویرایش شده در چهارشنبه 23 دی 1388 و ساعت 10:19 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 23 دی 1388
در مورد قیام «مختار ثقفی» جدّی‌ترین خونخواه امام حسین (ع)

 

در مورد قیام «مختار ثقفی»
جدّی‌ترین خونخواه امام حسین (ع)

پس از فاجعه خونین كربلا، مردم در خواب فرو رفته كوفه، به گونه اعجاب‌آمیزی به خود آمده و قیام‌هایی را علیه حكومت فاسد بنی‌امیه آغاز كردند. یكی از قیام‌كنندگانی كه دل اهل‌بیت (ع) را شاد كرد «مختار ثقفی» است.
چهاردهم ربیع‌الثانی سال 66 هجری، سردار فداكار اسلام و مرهم‌گذار دل‌های شكسته اهل بیت رسول خدا (ص)، ابو اسحاق مختار بن ابوعبیده ثقفی، قیام خود را در برابر قاتلان امام حسین (ع) و شهدای كربلا آغاز كرد.

* پیرمرد نابینا، نخستین خونخواه حسین (ع)
نخستین حركت انقلابی، قیام عبدالله بن عفیف، پیرمردی نابینا بود كه با ورود اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به مجلس ابن‌زیاد، او هم به آن مجلس وارد شده و با سخنان داغ و آتشین خود، به لعن و نفرین و افشای جنایت‌های بنی‌امیه و یزید پرداخت و سرانجام در منزل خود محاصره شده و توسط عمّال ابن‌زیاد به شهادت رسید.
پس از آن، قیام "توّابین " به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی و تنی چند از بزرگان كوفه شكل گرفت. آنان كسانی بودند كه به حضرت امام حسین (ع) نامه دعوت به كوفه نوشته بودند، اما با حركت و ورود امام به عراق، سكوت كرده و به یاری امام اقدام نكردند.
پس از شهادت امام حسین (ع) و اسارت اهل بیت آن حضرت، وجدان‌های خفته این افراد بیدار شده و خود را در خسران عجیبی دیدند و برای كفّاره گناه خود، دست به قیام زده در برابر ابن‌زیاد و سپاه او به مبارزه برخاستند.
گرچه قیام توابین به ثمر نرسید، ولی برای بیداری امت اسلامی، جرقه قابل توجهی بود و زمینه و جرأت و جسارت قیام در برابر حكومت دیكتاتوری اموی را به خوبی فراهم كرد.

* قیام مختار، مهم‌ترین و مؤثرترین قیام در برابر جنایتكاران كوفه
مختار ابو عبید ثقفی از قبیله‌ ثقیف، كنیه‌اش ابو اسحاق و لقبش مختار كیسان بود. فرقه كیسانیه به مختار منسوب هستند.
مختار در سال اول هجرت متولد شد. او جنگجوئی شجاع بود و به همراه پدرش، در سیزده سالگی در یكی از جنگ‌ها شركت كرد.
مختار را به مدح و ذم توصیف كرده‌اند،به علت خونخواهی حسین بن علی و یارانش بسیار او را ستوده‌اند، آن چنان كه امام باقر (ع) فرموده است: "مختار را دشنام ندهید، او قاتلان ما را كشت و خونخواهی ما نمود ". از طرفی، بعضی آن را "كذّاب " نامیده‌اند و اتهاماتی چون ادعای "نبوّت " برای خودش و ادعای "مهدویت " برای محمد بن حنفیه و تأسیس فرقه كیسانیه را برای او برشمرده‌اند كه اغلب این نسبت‌ها، بعد از مرگ مختار بوده و همانگونه كه در تاریخ نقل شده است، مهم‌ترین عامل این اتهامات، ضرباتی است كه او بر پیكر امویان وارد كرده است.
مختار مردی باهوش و آگاه و خردمند بود. او تعبّد زیاد داشت و به گفته همسرش از بندگان صالح خدا بود. همسر او بعد از این توصیف به دستور "مصعب بن زبیر " زندانی و بعد به قتل رسید.
پدرش در واقعه یوم‌الحجر در عراق به قتل رسید و پس از آن، مختار تحت سرپرستی عمویش سعد قرار گرفت. خانواده او به سرپرستی عمویش به كوفه هجرت كردند.
علی (ع ) كوفه را مركز خلافت قرار داد. آن حضرت عموی مختار را استاندار مدائن كرد و مختار نیز در كنار عمویش در آن جا ساكن شد و مختار بعدها از شیعیان شد.
مختار پس از شهادت علی (ع) به بصره رفت و مدتی در آنجا ماند. پس از مدتی دوباره به كوفه آمد. وقتی مسلم بن عقیل از سوی امام حسین (ع ) به كوفه رفت، در منزل مختار سكونت كرد و به خاطر همكاری با مسلم بن عقیل به زندان انداخته شد.
عبدالله عمر، "صفیه " خواهر مختار را به همسری برگزید و به این ترتیب مختار فامیل عبدالله بن عمر شد. مختار در تمام مدتی كه جریان كربلا رخ داد، در زندان بود تا اینكه بعدها با وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد و مجبور به سفر به طائف شد.
مختار، هنگامى از زندان رهایى یافت كه واقعه كربلا و قیام اباعبدالله الحسین(ع) و شهادت آن حضرت و یارانش در كربلا به پایان رسیده بود و او افسوس فراوان مى‏خورد كه چرا توفیق حضور در ركاب آن حضرت را نداشت. مختار از آن پس به سوى حجاز رفت و در مكه با قیام "عبدالله بن زبیر " آشنا شد.
وى پس از دیدارهایى با عبدالله بن زبیر، وى را هم فكر و هم عقیده خویش نیافت و بدین جهت از وى جدا شد و به طائف رفت و پس از یك سال، بار دیگر به مكه رفت و با وساطت برخى از شخصیت‏ها، دوباره با عبدالله بن زبیر دیدار كرد و با او به صورت مشروط بیعت كرد و شرط او این بود كه وى، پس از عبدالله بن زبیر، بالاترین پست حكومتى را داشته باشد، تا از این طریق به هدف‏ها و خواسته‌هایش برسد.
در جریان محاصره مكه توسط سپاه اموی، مختار نیز در كنار دیگران از حرم الهی دفاع كرد. پس از پایان محاصره، مختار به كوفه بازگشت. در این زمان كوفه به دست طرفداران عبدالله بن زبیر افتاده بود.

* حمایت غیر مستقیم "محمد بن حنیفه " از مختار
ورود مختار به كوفه مصادف با آمادگی توابین برای خروج از شهر بود. طبعاً مختار نمی‌توانست در مقابل سران توابین قد علم كند؛ به همین دلیل صبر كرد تا عاقبت كار توابین مشخص شود.
پس از خروج توابین از شهر، قاتلان امام حسین (ع) كه از مختار هراس زیادی داشتند. حاكم زبیری كوفه را وادار كردند تا مختار را زندانی كند. مختار دوباره زندانی شد، اما پس از مدتی با شفاعت عبدالله بن عمر نزد ابن زبیر آزاد گردید.
وی پنهانی مشغول آماده كردن قیام خود گشت و از بازماندگان توابین خواست تا آماده باشند. او آنان را به كتاب خدا، سنت رسول، انتقام خون اهل بیت، دفاع از ضعفاء و جهاد با كسانی كه حرام اسلام را حلال كرده‌اند، دعوت می‌كرد.
مختار شیعیان را در محل‌های خاصی گرد هم می‌آورد و خود را به عنوان نماینده محمد بن حنفیه مطرح می‌ساخت.
گروهی از شیعیان نزد محمد بن حنیفه در مدینه رفتند و از او در این باره پرسیدند. محمد بن حنیفه از فرزندان امام علی (ع) و برادر ناتنی امام حسین (ع) نیز به صورت سر بسته و مبهم از مختار حمایت كرد، یعنی گفت: "من دوست دارم تا خدا به دست هر كسی كه خود از بندگانش می‌خواهد، انتقام ما را بگیرد ".
اما این سخنان به صورت حمایت رسمی محمد بن حنفیه از مختار در میان شیعیان منتشر و موجب شد تا شیعیان زیادی به وی بپیوندند. مختار در پی افراد نیرومند و پر نفوذی بود كه بتواند پایگاه خود را مستحكم نماید.
از جمله آنان ابراهیم بن اشتر، فرزند مالك‌اشتر بود كه توانست او را به سوی خود جلب كند. بالاخره در شب چهاردهم ربیع الاول سال 66 شورشی آغاز شد.
دسته‌های سپاهیان او در شهر می‌گشتند تا هر كه می‌خواهد به آنان ملحق شود. در جریان تسخیر شهر كوفه توسط نیروهای مختار، درگیری‌های متعددی رخ داد.
ممكن است گفته شود اجازه از محمد حنفیه دلیل بر رضایت ائمه از قیام او نمی‌شود، ولی با توجه به اینكه از طرفی، مختار می‌دانست هر گونه حكومت و سیاستی جز به فرمان معصوم صحیح نیست، و از سوی دیگر با توجه به شخصیت و تقوای محمد، او بدون اذن امام زمانش، اجازه چنین كاری را صادر نمی‌كند، و عدم اذن مستقیم از امام (ع) به خاطر رعایت شرایط تقیه بوده است.
مختار برای گرفتن اجازه به سراغ محمد بن حنفیه می‌رود. در این دیدار محمد بن حنفیه او را به تقوا سفارش می‌كند و با رعایت شرایط تقیه، سخنانی می‌گوید كه مختار از آن، اجازه برای قیام می‌فهمد و با توجه به شخصیت معنوی محمد بن حنفیه، می‌توان گفت اجازه او با اذن امام سجاد (ع) بوده است.

* كشتار 3 هزار نفر به دست مختار در خونخواهی حسین (ع)
سرانجام كوفه بدست مختار افتاد و "عبدالله بن مطیع " حاكم زبیری مخفیانه از شهر خارج شد. مختار با مردم شهر به عنوان امیر آنها بیعت كرد.
اما اشراف كوفه كه از مختار هراس داشتند دست به قیام زدند، كه قیامشان سركوب شد. پس از این جریان، مختار ماموریت اصلی خود یعنی كشتن قاتلان امام حسین (ع) را آغاز كرد.
وی اعلام كرد: هر كس در خانه خویش را به روی خود ببندد، امنیت خواهد داشت، مگر كسی كه در ریختن خون فرزندان پیامبر مشاركت داشته باشد. بسیاری از اشراف كه در ماجرای كربلا دست داشتند، به سمت بصره فرار كردند.
اما یاران مختار بسیاری از آنان را دستگیر كرده و نزد مختار می‌آوردند؛ او نیز دستور می‌دهد كه آنان را به قتل برسانند؛ حتی دست و پای بعضی را كه جرمشان سنگین‌ بوده قطع كرده و به قتل می‌رساندند. تعداد تخمینی كسانی كه به جرم شركت در حادثه كربلا كشته شدند، حدود سه هزار نفر ذكر شده است.
از جمله این افراد "شمر بن ذی الجوشن "، "حرمله " و "عمر بن سعد " را می‌توان نام برد.
یاران مختار كه عموماً از موالیان و ایرانیان مقیم عراق و شیعیان و دوستداران اهل بیت (ع) بودند، در اندك مدتى بر بخش‌هایى از عراق تسلط پیدا كردند.
مختار پس از پیروزى، به تعقیب جنایتكاران واقعه كربلا پرداخت و بسیارى از آنان را دستگیر و به سزاى كردارشان رسانید و برخى از آنان را در میدان جنگ به قتل آورد و برخى دیگر را در هنگام شكست، اسیر و به وضع فجیعى به هلاكت رسانید.
بعد از این وقایع، مختار، سپاهی را به سمت مدینه فرستاد تا مدینه را از تسلط عبدالله بن زبیر، خارج ساخته و به این ترتیب زمینه را برای حاكمیت شیعی بر حجاز آماده كند.
انقلابیون كوفه، با شعار "یالثارات الحسین " حركت خویش را گسترش داده و با نیروهاى عبدالله بن مطیع، نماینده عبدالله بن زبیر به نبرد برخاستند و با شكست دشمن، حكومت كوفه را به دست گرفته و نماینده عبدالله بن زبیر را اخراج كردند.
وى با این اقدامات خویش، قلب شیعیان و اهل بیت داغدار را شاد كرد و دعاى آنان را بدرقه خویش نمود.
مختار با سه جبهه مهم از دشمنانش روبرو بود، اول "عبدالله بن زبیر " كه برادرش مصعب بن زبیر را به جنگ مختار فرستاده بود. دوم، امویان شام كه عبیدالله بن زیاد را براى سركوبى مختار به سوى عراق گسیل كرده بود. سوم، ضد انقلاب داخلى و گردنكشان مخالف اهل بیت (ع) كه در كوفه و اطراف آن ساكن بوده و با قیام مختار به شدت مخالفت مى‏ورزیدند.

* عاقبت افرادی كه در حادثه كربلا دست داشتند
آنان كه در قتل امام حسین (ع) دست داشتند مخفی شدند؛ مختار فرمان داد، قاتلان امام حسین (ع) را تعقیب كنید؛ در پی این فرمان عملیات تعقیب و دستگیری قاتلان كربلا شروع شد.
ده نفر از قاتلان حادثه كربلا كه بر بدن امام حسین (ع) اسب تاخته بودند، دستگیر و به پشت خوابانده شدند. آنان را به زمین میخ كوب كردند و اسب‌ها را با نعل آنقدر بر آنان تاختند كه به هلاكت رسیدند.
"شمر "، شتر امام حسین (ع) را كه مخصوص امام (ع) بود، به عنوان غنیمت به كوفه آورده و آن را به شكرانه كشتن امام حسین(ع) ذبح كرده و بین دشمنان اهل‌بیت تقسیم كرده بود.
به دستور مختار، آن خانه‌ها شناسائی شدند و خراب كردند و كسانی را كه با آگاهی، از گوشت آن شتر حضرت خورده بودند، اعدام كردند.
به روایتی شمر بن ذی الجوشن در حال فرار زخمی و اسیر شد؛ مختار دستور داد او را گردن زدند و بعد بدن او را در روغن جوشان افكندند.
"بجدل بن سلیم كلبی " كه انگشتر امام (ع) را از دست امام در آورده و غارت كرده بود، دستگیر شد. مختار دستور داد انگشتانش را قطع كنند، دو پایش را هم قطع كردند و در همان حال مرد.
"خولی " كه سر امام حسین (ع) را به كوفه برده بود، دستگیر شد. مختار دستور داد كه او را در مقابل خانه‌اش كشتند و جسدش را آتش زدند.
"سنان بن انس " كه روز عاشورا بر بدن امام حسین (ع) نیزه می‌زد و از قاتلان اصلی امام حسین (ع) بود، دستگیر شد. او را دست بسته نزد مختار آوردند.
مختار دستور داد ابتدا انگشتان او را بریدند، سپس دو دستش را، سپس دو پایش را و زنده‌زنده داخل روغن جوشان انداختند.
"حكیم بن طفیل " كه امام حسین (ع) را با تیر می‌زد و قاتل حضرت عباس است، دستگیر شد و نیروهای انقلابی ،خودشان او را تیرباران كردند چون ترسیدند كه "عدی " از مختار عفو او را بخواهد.
"حرمله " كه حضرت علی اصغر را به شهادت رسانده بود، دستگیر و نزد مختار آورده شد. مختار دستور داد اول دو دست او را قطع كردند، سپس دستور داد دو پایش را هم بریدند و پس از آن او را آتش زدند.

* سرانجام كار مختار
سرانجام دشمنان مختار از درون و بیرون، حكومت وى را تحت فشار قرار داده و سپاهیان وى را در چند جبهه درگیر كردند. مصعب بن زبیر كه به كوفه هجوم آورده بود، با همكارى ضد انقلاب كوفه، سپاهیان مختار را پس از نبردى سنگین وادار به شكست كرد و در این میان، مختار شجاعانه به قتل رسید.
بدین ترتیب، مختار بن ابى عبیده ثقفى با قیام خونین خود، انتقام خون شهیدان كربلا را از جنایتكاران و قاتلان كربلا گرفت و افرادى چون عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد، شمر بن ذى الجوشن، محمد بن اشعث، حصین بن نمیر، شُرحبیل بن ذى الكلاع و بسیارى از آنان را به سزاى كردارشان رساند.
مدت حكومت مختار، یكسال و نیم بود و در 14 رمضان سال 67 هجری قمری در سن 67 سالگی از دنیا رفت. قبر او، در رواق راهرو مرقد حضرت مسلم بن عقیل در كوفه است.

* روایات مختلف در مورد مختار
در مورد قیام مختار، دو دسته روایت وارد شده است. دسته اول، روایاتی است كه به مذمت مختار پرداخته و او را شخص كذاب معرفی می‌كند.
در مورد این روایات می‌توان گفت: اولاً؛ این احادیث از نظر سندی ایراد دارند. ثانیاً؛ مختار كسی است كه از قاتلان اهل بیت (ع) و سرور شهیدان انتقام گرفته است. پس چطور می‌توان گفت مورد بغض و نفرت اهل بیت (ع) بوده است. به نظر می‌رسد این روایات ساخته دست دشمنان و مخالفین مختار است تا شخصیت او را نزد شیعیان زیر سئوال ببرند.
در مقابل، روایاتی است كه به مدح مختار و قیام او پرداخته است. به عنوان نمونه، پس از ارسال سر بریده عمر سعد و ابن زیاد نزد امام سجاد (ع)، ایشان در حق مختار فرمودند: "حمد و ستایش خدایی را كه انتقام ما را از دشمنانم گرفت و خداوند به مختار، پاداش و جزایی خیر عطا فرماید ".
همچنین نقل است كه نزد امام باقر (ع) سخن از مختار به میان آمد. عده‌ای به وی ناسزا می‌گفتند، حضرت فرمودند:
"به مختار ناسزا نگوئید، زیرا او بود كه قاتلین شهدای ما را كشت و انتقام خون را از دشمنان گرفت ".
امام صادق (ع) هم در مورد او فرمودند: "(پس از حادثه كربلا)، هیچ زنی از زنان آرایش نكرد و خضاب نیست، تا زمانی كه مختار، سر بریده ابن زیاد و عمر سعد را برای ما فرستاد ".
از مجموع این احادیث به دست می‌آید كه در شخصیت و حُسن عقیده مختار، شك و شبهه‌ای نیست و قیام او مرضیّ خدا و اهل بیت پیامبر (ص) بوده است و از طلب رحمتی كه حضرت سجاد (ع) در حق او كرد، روشن می‌شود كه مسلك او امامی بوده است.
بنابراین ایراد "كیسانی " بودن و دعوت مردم به سوی خویش و امامت محمد بن حنفیه وارد نیست، چون طلب رحمت از سوی ائمه (ع) برای شخصی كه اعتقادش بر حق نباشد، جایز نیست.

نوشته شده توسط منصور ساعت 08:58 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مناسبتها ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 17 دی 1388
نکاتی مهم درباره ارتباط با دوستان

 

 WWW.MIADGAH.ORG

« یک دوست هدیه ای است که شما به خود می دهید.»


راههائی برای یافتن و حفظ یک دوست خوب
1- تنها راه برای داشتن دوست آن است که یکی داشته باشیم.
2- نسبت به قول، کار و دوست خود وفادار و صادق باشیم.
3- بهترین کاری که برای دوستم می توانم انجام دهم این است که واقعاً دوست او باشم.
4- داشتن سوءظن به یک دوست بدتر از فریب خوردن توسط اوست.

5- هیچ گاه دوستی را نرنجانید، حتی در شوخی.
6- هیچ شخصی تا زمانیکه دوستی دارد، نمی تواند بی فایده باشد.
7- هیچ نعمتی بالاتر از آن نیست که دوستی داشته باشید که شما را درک کند.
8- بخت و اقبال، برادر را تعیین می کند ولی قلب، دوست را.
9- دوستان جدید هم پیدا کنید اما دوستان قدیم را هم نگه دارید، این ها نقره اند و قدیمی ها طلا.
10- گل به دنبال آفتاب است حتی در روزهای ابری.
11- دوست یعنی چه؟ دوست عبارت است از شخصی که شما با او جرأت پیدا می کنید که خودتان باشید.
12- یک دوست واقعی شاید در دفترچه حضور و غیاب شما زیاد غیبت بخورد ولی در زمانی که نیاز به کمک دارید هرگز.
13- هیچ گاه دوستی خود را با کسی که از شما بهتر نیست گسترش ندهید.
14- بعضی اوقات صحبت بدون تعارف و رو راست، بین دو دوست بهترین راه برای استحکام هرچه بیشتر دوستی آنهاست.
15- شما به سختی می توانید در طول یک سال یک دوست پیدا کنید، ولی به راحتی و در عرض یک ساعت می توانید یکی از دست بدهید.
16- دشمن زمین خورده شاید دوباره برخیزد ولی آنکه شکست را پذیرفته و پرچم سفید برافراشته واقعاً مغلوب شده است.

17- فداکاری برای دوست آنقدر مشکل نیست که پیدا کردن دوستی که ارزش فداکاری را داشته باشد.
18- آیا شما پنجاه نفر، دوست دارید؟ کم است. آیا شما یک دشمن دارید خیلی زیاد است.
19- دوستی خوشحالی را زیاد می کند و رنج و ناراحتی را کاهش می دهد، یا به عبارتی موجب ضرب کردن شادیها و تقسیم کردن غم و غصه ها می شود.
20- زبان دوستی کلمات نیستند بلکه معانی هستند. این هوش هست که بالاتر از زبان قرار می گیرد.
« با خودتان دوست باشید، و بعد دیگران هم با شما دوست خواهند شد.»
21- اگر دو دوست نتوانند عیوب کوچک همدیگر را ببخشند، دوستی آنها طولانی نخواهد بود.
22- پیداست که خداوند نخواسته همه ما ثروتمند، قدرتمند یا عالی باشیم ولی او میخواهد که همه ما با هم دوست باشیم.
23- محکمترین دوستیها در ناملایمات برای هر دو طرف شکل می گیرد، همانند آهن که در شدید ترین گرما و شعله های آتش، با قدرت شکل گرفته است.
24- همه ما دارای نقاط ضعف هستیم و هر آنکس که به دنبال یک دوست بدون نقص باشد، هیچ وقت آنرا پیدا نخواهد کرد.
25- شریک شدن در غم و اندوه یعنی غم و اندوه تقسیم بر دو.
26- جلوتر از من راه نروید، برای آنکه از شما پیروی نخواهم کرد. پشت سر من هم راه نروید، برای آنکه شما را رهبری نخواهم کرد. در کنار من راه بروید و فقط دوست من باشید.
27- با شرکت در یک مسافرت سه روزه با وسیله نقلیه، دوستان بهتری پیدا خواهید کرد تا با هر روز یک ساعت صحبت به مدت سه سال.
28- دوستی خود را با افرادی که دارای بینش خوب و درستی هستند ، زیاد کنید .
29- دوست خوب کسی است که در پشت سر از ما نیک بگوید .
30- هیچگاه به دوست جدید و دشمن قدیم اعتماد نکنید .
31- تا زمانیکه با هم ارث تقسیم نکرده اید ، نگویید دوستی را می شناسید .
32- همسایه ی خوب ارزش خانه را دوبرابر می کند .
33- آنچه مرا ناراحت کرده این نیست که به من دروغ گفته ای بلکه این است که از این به بعد چگونه به تو اعتماد کنم؟
34- دوست شما کسی است که همه چیز را درباره شما بداند و هنوز هم شما را دوست داشته باشد!
35- رونق، دوستان را به وجود می آورد و ناملایمات آنها را می آزماید.
36- دوستی که معایب مرا به من بگوید، از طرف خدا فرستاده شده است.
37- کتاب و دوست باید کم باشند و خوب.
38- پل ها را از بین نبرید. شما اگر بدانید چند بار دیگر باید از روی پل عبور کنید، شگفت زده خواهید شد.
اگر میخواهید هدیه ای به خود بدهید " یک دوست بهترین هدیه است

نوشته شده توسط منصور ساعت 08:36 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات آموزنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 16 دی 1388
بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی

بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی

Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that, one gone never come back
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in human life are destroyed
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

Alcohl
الکل

Pride
غرور

Anger
عصبانیت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده

Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن

Pride
غرور

Lie
دروغ

Love
عشق

Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد

Be lost with telling lies
با دروغ می بازد

And dies with love
و با عشق می میرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience Yesterday
تجربه از دیروز

Use Today
استفاده از امروز

Hope Tomorrow
امید به فردا

Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret Yesterday
حسرت دیروز

Waste Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده توسط منصور ساعت 09:57 ب.ظ موضوع مطلب :‌ نکات آموزنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 4 دی 1388
تفسیر الگوساز تاسوعا و عاشورای حسینی

 

تفسیر الگوساز تاسوعا و عاشورای حسینی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گام نخست در الگوپذیرى قیام عاشورا این است كه راز جامعیت اسلام در كربلا درك شود و بر اساس آن، تفسیرى صحیح از این حادثه ارائه گردد. در صورتى این نكته از عاشورا قابل برداشت است كه قرائتى الگوساز از آن صورت گیرد. بى‏ تردید پیشوایان دینى از زمان پیغمبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) دستور اكید و بلیغ داده‏اند كه باید نام حسین بن على(ع) زنده بماند و باید سوگوارى آن حضرت هر سال تجدید بشود. سؤال اساسى این است كه چرا چنین دستورى داده ‏اند و چرا این همه به این موضوع اهتمام داشته ‏اند؟ از این رو تحلیل ما از قیام امام‏ حسین(ع) تعیین كننده است.

از نگاه شهید مطهرى حادثه عاشورا و تاریخچه آن، دو صفحه دارد؛ یك صفحه سفید و نورانى و یك صفحه تاریك، سیاه و ظلمانى. در نگاه دوم، قهرمان حادثه یزید بن‏معاویه، عبیدالله بن زیاد، عمر سعد، شمر و امثال اینها است. وقتى این صفحه تاریك مطالعه شود فقط ظلم است، جنایت است و رثاء بشریت، كه هیچ چیز غیر از گریه، زارى و مرثیه را نمى‏طلبد اما اگر صفحه مقابل مطالعه شود قهرمان این صفحه نورانى حسین است و اهل بیت و اصحاب او. این صفحه دیگر جنایت و تراژدى نیست بلكه حماسه است، افتخار و نورانیت است، تجلى حقیقت، انسانیت و حق پرستى است. البته هر دو صفحه این واقعه یا بى‏نظیر است یا كم‏نظیر و باید به هر دوى آنها پرداخت و آن را مورد تجزیه و تحلیل عبرت‏ آموز قرارداد، اما به قول آن استاد فرزانه: "چرا ما صفحه نورانى این داستان را كمتر مطالعه مى ‏كنیم در حالى كه جنبه حماسى این ‏داستان صد برابر بر جنبه جنایى آن مى ‏چربد و نورانیت این حادثه بر تاریكى آن خیلى ‏مى ‏چربد" و "اگر ما صفحه نورانى تاریخ حسینى را خواندیم آن وقت از جنبه رثائى ‏اش مى‏توانیم استفاده كنیم و گرنه بیهوده است."

"پس اول باید قهرمان بودنش براى شما مشخص بشود و بعد در رثاى قهرمان بگریید وگرنه رثاى یك آدم نفله شده بیچاره بى ‏دست و پاى مظلوم كه دیگر گریه ندارد و گریه ملتى براى او معنى ندارد. در رثاى قهرمان بگریید براى اینكه احساسات قهرمانى پیدا كنید، براى اینكه پرتوى از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه‏اى نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا كنید، شما هم عدالتخواه بشوید. شما هم با ظلم و ظالم نبرد كنید، شما هم آزادى ‏خواه باشید، براى آزادى احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود كه عزت نفس یعنى چه، شرف و انسانیت یعنى چه، كرامت یعنى چه؟"

بنابر این بر اساس یك تفسیر كه متاسفانه رواج هم یافته است پاسخ پرسش فوق این میشود كه ترغیب ائمه(ع) و اهتمام آنان در برپایى عزاى حسینى "براى این است كه تسلى خاطرى براى حضرت زهرا باشد." در این صورت "خیال مى ‏كنیم حسین بن على در آن دنیا منتظر است كه مردم برایش دل‏سوزى كنند یا - العیاذ بالله - حضرت زهرا(س) بعد از هزار و سیصد و اندی سال آن هم در جوار رحمت الهى منتظر است كه چهار تا آدم فكسنى براى او گریه كنند تا تسلى خاطر پیدا كند!"

این نگاه نه تنها حیات‏بخش، پویا و حركت‏زا نیست بلكه به تعبیر شهید مطهرى مسخره و نتیجه‏اى جز خرابى دین و ركود در جامعه ندارد. اما در تفسیر دیگر، حركت سیدالشهدا(ع) اسوه است و براى همه آزادى‏خواهان و غیرتمندان عالم طوفنده و جوشان است. در این تفسیر "حسین بن على درس غیرت به مردم داد، درس تحمل و بردبارى به مردم داد، درس تحمل شداید و سختیها به مردم داد. اینها براى ملت درسهاى بسیار بزرگى بود. پس این‏ كه مى ‏گویند حسین بن على چه كرد و چطور شد كه دین اسلام زنده شد، جوابش همین است كه حسین بن على روح تازه دمید، خونها را به جوش آورد، غیرتها را تحریك كرد، عشق و ایده‏آل به مردم داد، حسّ استغنا در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردبارى و مقاومت و ایستادگى در مقابل شداید به مردم داد، ترس را ریخت، همان مردمى كه تا آن مقدار مى ‏ترسیدند، تبدیل به یك عده مردم شجاع و دلاور شدند." از این منظر، امام ‏حسین(ع) پیام‏آور اسلام است، عاشورا نمایشگاهى مى ‏شود كه ابعاد مختلف اسلام به نمایش گذاشته شده تا انسانهاى دیگر از آن الگو بردارى كنند و در هر جامع ه‏اى كه شرائط زمان امام حسین(ع) را پیدا كرد قیام حسینى به راه افتد. با این تفسیر امام ‏حسین(ع) دیگر مختص به یك زمان و مكان خاص نیست، براى همیشه تاریخ است و چون روحى در كالبد اجتماع حضور دارد. براى همین درسهاى بزرگ است كه استاد مطهرى اصرار دارد حادثه كربلا در وجهه حماسى آن مورد تحلیل قرار گیرد و به یك سوژه بزرگ براى مسلمانان تبدیل گردد:

"این‏كه من تأكید مى‏كنم كه حماسه حسینى و حادثه كربلا و عاشورا باید بیشتر از این جنبه مورد استناد ما قرار بگیرد، به خاطر همین درسهاى بزرگى است كه این قیام مى‏ تواند به ما بیاموزد. من مخالف رثاء و مرثیه نیستم، ولى مى ‏گویم این رثاء و مرثیه باید به شكلى باشد كه در عین حال آن حس قهرمانى حسینى را در وجود ما تحریك و احیا كند. حسین بن على یك سوژه بزرگ اجتماعى است. حسین بن على در آن زمان یك سوژه بزرگ بود، هر كسى كه مى ‏خواست در مقابل ظلم قیام كند، شعارش "یا لثارات الحسین" بود. امروز هم حسین بن على یك سوژه بزرگ است، سوژه‏اى براى امر به معروف و نهى از منكر، براى اقامه نماز، براى زنده كردن اسلام، برای درک آزادگی، براى این‏كه احساسات و عواطف عالیه اسلامى در وجود ما احیا بشود."

برگرفته از: پیام های عاشورا و خطر تحریف، از مهدی پور حسین و تحلیلی از نگاه شهید مطهری

hgfdsd.jpg picture by babgohar

شکست پیروز



حسین، کشته ی دیروز و رهبر روز است
قیام اوست، که پیوسته نهضت آموز است

تمام زندگی او، عقیده بود و جهاد
اگر چه مدت جنگ حسین، یک روز است

توان لشکر ایمان، نمی‌رود از بین
ز فیض یاری حق، چونکه قدرت اندوز است

حسین و، ذلت تکریم ظالمان هیهات
که آفتاب عدالت، ازو دل افروز است

به نزد او که شهادت، بجز سعادت نیست
ردای مرگ، برایش، قبای زر دوز است

رهین همت والای سید الشهداء است
هر آنکه از غم اسلام، در تب و سوز است

هماره تازه بود یادبود عاشورا
که روز حق و عدالت، همیشه نوروز است

حرارتی که ز عشق حسین در دلهاست
برای ظالم هر عصر، خانمان سوز است

(حسان)، حسین، به ظاهر، اگر چه شد مغلوب
شکست اوست، که در هر زمانه پیروز است

شعر از : حبیب چایچیان (حسان)

نوشته شده توسط منصور ساعت 10:11 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مناسبتها ,

ویرایش شده در جمعه 4 دی 1388 و ساعت 11:14 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 3 دی 1388
کربلا یعنی ...

شقایق کویر زرند

 

کربلا یعنی  تـَوَ لا  داشتن

مهر حیدر عشق زهرا  داشتن

کربلا  یعنی تبرّای شدید

از پلیدی‌های دوران و یزید

کربلا  یعنی اطاعت از امام

گه به حکم او نشستن گه قیام

کربلا  یعنی که یار رهبری

از حسین عصر خود فرمانبری

کربلا  یعنی تحول در وجود

جامه زهد و حیا را  تار وُ پود

کربلا  یعنی به حق واصل شدن

یار حق ، دشمن ِ باطل شدن

کربلا  یعنی بیا جانانه شو

گِرد ِ شمع عشق ِحق ، پروانه شو

کربلا یعنی کتاب عشق حق

از الف تا یای او سرمشق حق

کربلا  یعنی که انسی با نماز

روی بر درگاه ربّ بی نیاز

کربلا یعنی که خون ، آب وضو

با خدا ، بی واسطه در گفت وُ گو

کربلا  یعنی همیشه  مکتبی

تو حسینی  ، خواهر تو  زینبی

کربلا  یعنی سراپا جان شدن

در منای عاشقی  قربان شدن

کربلا  یعنی سر و جان باختن

پل به معراج شرافت ساختن

کربلا یعنی که عاشورای خون

موسم انا الیه الراجعون

کربلا  یعنی گل ِ احمر شدن

روی دست باغبان پرپر شدن

کربلا  یعنی هم آغوش عجل

تلخی مرگش نکوتر از عسل

کربلا یعنی  بهار ِ تشنگی

شعله ور دل از شرار تشنگی

کربلا  یعنی چو گل افروختن

پیش آب از تشنه کامی سوختن

کربلا  یعنی که در دریای ِ آب

تشنه اما ، آب کردن را جواب

کربلا  یعنی فغان و زمزمه

خنجر و هنجر نگاه  فاطمه

کربلا یعنی که تیـغ وُ جسم یار

یک هزار و نهصد و پنجاه بار

کربلا  یعنی قلم یعنی کتاب

پیکر قرآن وُ  زخم ِ بی حساب

کربلا  یعنی عطش یعنی شرار

خیمه و طفلان در حال ِ فرار

کربلا  یعنی سراپا عشق و شور

گه به نیزه ، گاه در کنج تنور

کربلا  یعنی که نیلی روی ماه

صورت طفلان  و سیلی  آه! آه!

کربلا یعنی که حق در سلسله

پاسخ اشک یتیمان هلهله

کربلا یعنی شب و اخت الامام

در نماز ، اما نماز ِ بی قیام

کربلا  یعنی که در بازارها

کعبه اما کعبهء آزارها

کربلا یعنی که آیات ِ حکیم

یک زن و هفتاد وُ  دو داغ عظیم

زن مگو  زهرای ثانی بود او

در حسین - خویش فانی بود او

یک شب بی نافله زینب نداشت

غیر ذکر یا حسین بر لب نداشت

نوشته شده توسط منصور ساعت 01:03 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مذهبی , شعر ,

ویرایش شده در جمعه 4 دی 1388 و ساعت 11:26 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 3 دی 1388
متن زیارت عاشورا
السَّلأمُ عَلَیْكَ یَا أبَا عَبْدِاللهِ ، السَّلأمُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ ، السَّلأمُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ أمِیرِ المُؤْمِنینَ ، وَابْنَ سَیِّدِ الوَصِیِّینَ ، السَّلأمُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ فاطِمَةَ الزّهراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ العالَمِینَ ، السَّلأمُ عَلَیْكَ یَا ثَارَ اللهِ وابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ المَوْتُورَ ، السَّلأمُ عَلَیْكَ وَعَلَى الارْواحِ الّتی حَلّتْ بِفِنائِكَ ، وَأنَاخَتْ بِرحْلِك عَلَیْكُمْ مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللهِ أبَداً ما بَقِیتُ وَبَقِیَ اللیْلُ وَالنَّهارُ.

یَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ ، وجَلّتْ وعَظُمَتْ المُصِیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَعَلَى جَمِیعِ أهْلِ الاسْلام ، وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصِیبَتُكَ فِی السَّمَوَاتِ عَلَى جَمِیعِ أهْلِ السَّمَوَاتِ ، فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسَّسَتْ أساسَ الظُّلْمِ وَالجَوْرِ عَلَیْكُمْ أهْلَ البَیْتِ ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَأزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الّتِی رَتَّبَكُمُ اللهُ فِیها ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ ، وَلَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْكِینِ مِنْ قِتالِكُمْ ، بَرِئْتُ إلى اللهِ وَإلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَمِنْ أشْیاعِهِمْ وَأتْباعِهِمْ وَأوْلِیائِهِمْ.

یَا أبَا عَبْدِاللهِ ، إنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَولیٌ لِمَنْ والاكُم وعدوٌّ لِمَنْ عَاداكُمْ إلى یَوْمِ القِیامَةِ ، وَلَعَنَ اللهُ آل زِیَاد وَآلَ مَرْوانَ ، وَلَعَنَ اللهُ بَنِی اُمَیَّةَ قاطِبَةً ، وَلَعَنَ اللهُ ابْنَ مَرْجانَةَ ، وَلَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْد ، وَلَعَنَ اللهُ شِمْراً ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسْرَجَتْ وَألْجَمَتْ وَتَهیّأتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ ، بِأبِی أنْتَ وَاُمِّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابِی بِكَ ، فَأسْالُ اللهَ الّذِی أكْرَمَ مَقامَكَ ، وَأكْرَمَنِی بِكَ ، أنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِكَ مَعَ إمام مَنْصُور مِنْ أهْلِ بَیْتِ مُحَمَّد صَلّى الله عَلَیْهِ وَآلِهِ.

اللهمّ اجْعَلْنی عِنْدَكَ وَجِیهاً بِالحُسَیْنِ عَلَیهِ السَّلأم فِی الدُّنْیا وَالاخِرَةِ مِنَ المقَرّبینْ. یَا أبَا عَبْداللهِ ، إنِّی أتَقَرَّبُ إلى اللهِ تعالى ، وَإلَى رَسُولِهِ ، وَإلى أمِیرِ المُؤْمِنینَ ، وَإلَى فاطِمَةَ ، وإلى الحَسَنِ وَإلَیْكَ بِمُوالاتِكَ ، ومُوالاةِ أَولیائِك وَبِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَنَصبَ لَكَ الحَربَ ، وبالْبَرَاءةِ مِمَّنْ أسَّسَ أساسَ الظُّلْمِ وَالجَوْرِ عَلَیْكُمْ ، وَعلى أشیاعِكُم وَأبْرَأُ إلى اللهِ وَإلى رَسُولِهِ وَبِالبراءِةِ مِمَّنْ أسَّسَ أساسَ ذلِكَ ، وَبَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ ، وَجَرَى فی ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَعَلَى أشْیاعِكُمْ ، بَرِئْتُ إلى اللهِ وَإلَیْكُمْ مِنْهُمْ ، وَأتَقَرَّبُّ إلى اللهِ وَإلى رَسولِهِ ثُمَّ إلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُم وَمُوالاةِ وَلِیِّكُمْ ، وَبِالْبَرَاءَةِ مِنْ أعْدائِكُمْ ،وَالنَّاصِبِینَ لَكُم الحَرْبَ ، وَبِالبَرَاءَةِ مِنْ أشْیاعِهِمْ وَأتْباعِهِمْ ، یا أبا عَبدِ الله إنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ، وَوَلِیٌّ لِمَنْ والاكُمْ ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ ، فَأسْألُ اللهَ الّذِی أكْرَمَنی بِمَعْرِفَتِكُمْ ، وَمَعْرِفَةِ أوْلِیائِكُمْ ، وَرَزَقَنی البَراءَةَ مِنْ أعْدائِكُمْ ، أنْ یَجْعَلَنی مَعَكُمْ فی الدُّنْیا وَالاخِرَةِ ، وَأنْ یُثَبِّتَ لی عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْق فی الدُّنْیا وَالاخِرَةِ ، وَأسْألُهُ أنْ یُبَلِّغَنِی الْمقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللهِ ، وَأنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِی مَعَ إمَام مَهْدِیٍّ ظَاهِر نَاطِق بالحقِّ مِنْكُمْ ، وَأسْألُ اللهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّأنِ الَّذِی لَكُمْ عِنْدَهُ أنْ یُعْطِیَنِی بِمُصابِی بِكُمْ أفْضَلَ ما یُعْطِی مصاباً بِمُصِیبَتِهِ ، یا لَها منْ مُصِیبَة مَا أعْظَمَها وَأعْظَمَ رَزِیّتهَا فِی الاسْلامِ وَفِی جَمِیعِ أهلِ السَّموَاتِ وَالارْضِ.

اللهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامِی هذا مِمَّن تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ.
اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَمَماتی مَماتَ مُحَمَّد وَآل ِمُحَمَّد.

اللهُمَّ إنَّ هَذا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَابْنُ آكِلَةِ الاكْبادِ ، اللعِینُ بْنُ ال لعِینِ عَلَى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِیِّكَ صَلّى الله عَلَیْهِ وَآلِهِ فی كُلِّ مَوْطِن وَمَوْقِف وَقَفَ فِیهِ نَبیُّكَ ـ صَلّى الله عَلَیْهِ وَآلِهِ ـ.

اللهُمَّ الْعَنْ أبَا سُفْیانَ وَمُعَاوِیَةَ وَیَزیدَ بْنَ مُعَاوِیَةَ وآلَ مَرْوَانَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللعْنَةُ أبَدَ الابِدِینَ ، وَهذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیَاد وَآلُ مَرْوانَ عَلیهِمُ اللَّعْنةُ بِقَتْلِهِمُ الحُسَیْنَ عَلَیْهِ السَّلأم. اللهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللعْنَ وَالعَذابَ الالِیم.
اللهُمَّ إنِّی أتَقَرَّبُّ إلَیْكَ فی هذَا الیَوْمِ ، وَفِی مَوْقِفِی هَذا ، وَأیَّامِ حَیَاتِی بِالبَرَاءَةِ مِنْهُمْ ، وَاللعْنَةِ عَلَیْهِمْ ، وَبِالْمُوالاةِ لِنَبِیِّكَ وَآلِ نَبِیِّكَ عَلَیِه وعَلَیْهِمُ السَّلأمُ.

ثمّ یقول:
اللهُمَّ الْعَنْ أوّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَآخِرَ تَابِع لَهُ عَلَى ذلِكَ ، اللهُمَّ الْعَنِ العِصابَةَ الَّتِی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ عَلَیْهِ السَّلأم وَشایَعَتْ وَبایَعَتْ وَتابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ. اللهُمَّ الْعَنْهم جَمیعاً ( یقول ذلك مائة مرّة).

ثمّ یقول:
السَّلأمُ عَلَیْكَ یَا أبا عَبْدِاللهِ وَعلَى الارْواحِ الّتی حَلّتْ بِفِنائِكَ ، وَأنَاخَت برَحْلِك عَلَیْكَ مِنِّی سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِیتُ وَبَقِیَ اللیْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِكُمْ ، أهْلَ البَیتِ السَّلأمُ عَلَى الحُسَیْن ، وَعَلَى عَلیِّ بْنِ الحُسَیْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَیْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَینِ الذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُم دُونَ الحُسین ( یقول ذلك مائة مرّة ).

ثمّ یقول:

اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّی ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِی ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع. اللهُمَّ الْعَنْ یزِیَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَیْدَاللهِ بْنَ زِیَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبی سُفْیانَ وَآلَ زِیَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى یَوْمِ القِیامَةِ.

ثم تسجد وتقول:
اللهمَّ لَكَ الحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرینَ لَكَ عَلَى مُصابِهِمْ ، الحَمْدُ للهِ عَلَى عَظِیمِ رَزِیّتی. اللهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الحُسَیْن عَلَیهِ السَّلأم یَوْمَ الوُرُودِ ، وَثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْق عِنْدَكَ مَعَ الحُسَیْنِ وَأصْحابِ الحُسَیْن الّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْن عَلَیْهِ السَّلأم.
منبع: حاروف
نوشته شده توسط منصور ساعت 12:59 ب.ظ موضوع مطلب :‌ مذهبی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 27 آذر 1388
پاسخ ‎هاى دندان شكن حضرت مسلم (علیه ‎السلام)

 

پاسخ ‎هاى دندان شكن
حضرت مسلم (علیه ‎السلام)

حضرت مسلم بن عقیل(علیه‎السلام) نماینده امام حسین(علیه‎السلام)، شهید آغازگر نهضت كربلا، هنگامى كه پس از یك جنگ بى نظیر با دشمنان، و هلاك كردن دهها نفر، اسیر شد، او را در حالى كه از هر سوى بدنش بر اثر زخم‎هاى جنگ، خون مى‎جوشید، نزد ابن زیاد، دژخیم خون خوار عراق آوردند؛ مسلم با كمال بى اعتنایى، بر ابن زیاد كه بر مسند غرور تكیه زده بود، وارد شد، یكى از نگهبانان به مسلم (علیه‎السلام) گفت: به امیر (ابن زیاد) سلام كن.
مسلم(علیه‎السلام) به او رو كرد و فرمود: «إسكت ویحك، والله ما هو لى بإمیر؛ ساكت باش، واى بر تو، سوگند به خدا او رئیس و فرماندار من نیست.»
و مطابق روایت دیگر، مسلم(علیه‎السلام) گفت: «السلام على من اتبع الهدى؛ سلام بر كسى كه راه هدایت را پیروى كند.» ابن زیاد پوزخند زد، یكى از نگهبانان به مسلم(علیه‎السلام) گفت: آیا نمى‎نگرى كه امیر مى‎خندد، چرا به عنوان امیر بر او سلام نمى‎كنى؟
مسلم(علیه‎السلام) در پاسخ گفت: «سوگند به خدا امیر من حسین(علیه‎السلام) است، آن كس به ابن زیاد به عنوان امیر سلام مى‎كند كه از مرگ مى‎ترسد، من ترسى از مرگ ندارم.»1
ابن زیاد پس از هتاكی‎هاى شرم‎آور، مسلم(علیه‎السلام) را اختلاف انداز و فتنه‎انگیز خواند، مسلم (علیه‎السلام) با كمال قاطعیت به او پاسخ داد: «اى پسر زیاد! وحدت مسلمانان را معاویه و پسرش یزید، درهم شكستند، فتنه و آشوب را تو و پدرت زیاد بن عبید ـ برده طایفه بنى علاج از طایفه ثقیف ـ برپا نمودید، نه من.»
سرانجام مسلم(علیه‎السلام) در برابر تهدیدهاى شدید ابن زیاد گفت: «إرجو إن یرزقنى الله الشهاده على یدى شر بریته؛ امیدوارم خداوند مقام شهادت را به دست بدترین خلقش (كه تو باشى) نصیب من گرداند.» و سرانجام به این آرزو رسید.2

------------ --------- --------- --
1- اكسیر العبادات فى اسرار الشهادات، علامه دربندى، ج2، صص74 و 75.
2- بحارالانوار، ج44، صص356 - 357 لهوف، ص55 ـ 58.

نوشته شده توسط منصور ساعت 09:33 ق.ظ موضوع مطلب :‌ مذهبی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 27 آذر 1388
تسلیت ماه محرم 1388 ه ش
 




دوباره مرغ روحم هوای کربلا کرد

دل شکسته ام را اسیر و مبتلا کرد

ز سر گذشته اشکم به لب رسیده جانم

که هر چه کرد با من فراق کربلا کرد

فدای آن شهیدی که زیر تیغ قاتل

سرش بریده گشت و به شیعیان دعا کرد




فرا رسیدن ماه محرمالحرام، ماه عزا و ماه خون و قیام و شهادت را بر امت حضرت رسول اکرم ص و پیروان اهل بیت علیهم السلام و عاشقان شهادت تسلیت عرض می نمائیم

نوشته شده توسط منصور ساعت 08:58 ق.ظ موضوع مطلب :‌ مناسبتها ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari
/m/