پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وب دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وب خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نماییدما را از نقطه نظرات سازنده خود آگاه نموده تا بتوانیم موثرتر باشیم .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه

یکشنبه:
یا ذالجلال و الاکرام
دوشنبه:
یا
قاضی الحاجات
سه شنبه:
یا ارحم
الراحمین
چهارشنبه:
یا حی یا قیوم
پنجشنبه:
لااله الاالله الملک الحق المبین
جمعه:
اللهم صل علی محمد و ال محمد
ساقی: گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرند
◊ اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری
◊ تداخل سمت چپ و راست مغز در تشخیص رنگ ها
◊ هر اتفاقی می افتد به نفع ماست
◊ چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟
◊ اصول دوستیابی، رهبری مؤثر و نفوذ بر دیگران
◊ در مورد قیام «مختار ثقفی» جدّیترین خونخواه امام حسین (ع)
◊ نکاتی مهم درباره ارتباط با دوستان
◊ بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی
◊ تفسیر الگوساز تاسوعا و عاشورای حسینی
◊ پاسخ هاى دندان شكن حضرت مسلم (علیه السلام)
◊ پانزده فضیلت ناشناخته از حضرت امام حسین (علیه السلام)
◊ چگونه یك صد هزار صحابى، حدیث غدیر را شنیده اما در سقیفه اعتراض نكردند؟
◊ راهنمای خرید تردمیل و دوچرخه ورزشی
◊ حقایقی جالب و شگفت انگیز در مورد خواب دیدن
◊ یه دوست معمولی و یه دوست واقعی
بسم الله الرحمن الرحیم
دیو گریخته بود و آنك قلبها در عشق وصال دوست میتپید و امت بی قرار و بیصبرانه در انتظار زمان موعود لحظه شماری میكرد، سرانجام زمان انتظار به سر آمد و فرشته نجات بر قلب ایران زمین اسلامی فرو نشست. آن روز 12 بهمن بود، امام پس از سالها دوری و تبعید با ورود پیروزمندانه خود اولین طلیعة فجر را به ارمغان آورده بود ...
در پرتو مكتب پربار و غنی اسلام و هماهنگی دو عنصر اصیل و زیر بنایی جامعه اسلامی (رهبری روحانیت اصیل و پیشتاز به ویژه رهبریهای امام امت حضرت امام خمینی مد ظله العالی و وحدت امت فداكار و خستگیناپذیر) بساط حكومت 2500 ساله شاهنشاهی برای همیشه فروریخت و بدینسان بذر آرمانهای مترقی و متعالی اسلامی كه نسل در نسل از بدو نفوذ اسلام بر دلهای آحاد مردم ایران كاشته شده بود در خجسته روز 22 بهمن، با پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی ایران به شكوفایی نشست.
اینك امت دلیر و سلحشور ایران بر آن است كه با حفظ و حراست از سنگرهای مكتبی و انسجام بی وقفه و پیگیر و عمل و اجرای فرامین كانون راستین امامت (ولایت فقیه) شهد ثمرههای شیرین و شاداب دستاوردهای انقلاب اسلامی را نیز به كام جهانیان بچشاند.
شقایق کویر زرند ایام الله دهه فجر و سی ویکمین سالگرد آغاز استقرارحکومت پربركت جمهوری اسلامی را همراه با ثبات سیاسی و تثبیت پایههای اقتصادی، نظامی، ... به محضر مبارك رهبر انقلاب ،امت اسلام و مستضعفین جهان تبریك و تهنیت عرض نموده و در شرایط موجود پرغوغا و آشوبزایی كه سران كفر و استكبار جهانی و صهیونیزم بین المللی جهت قلع و قمع ریشههای تنومند شجره طیبه اسلام و غارت بیش از پیش ثروتهای سرشار و تصاحب مناطق فراوان استراتژیك ملل تحت ستم كمر همت بستهاند، اعلام میدارد. اینك با الگوقرار دادن انقلاب اسلامی ایران، روزنههای امید را به روی خود بگشایند، تا از این رهگذر در زمره فاتحان افقهای عزت و سیادت در بستر پایدار تاریخ جاودانه بمانند.






اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری
!
عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است. عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است. عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلمستیزی باشد. عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست. عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلمزده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن. آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست.
هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانهای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است. اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثههای زمین، هرگز نمیتواند نوشتههای آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد. اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانهای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمههای دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است. اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخههای درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است. اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمههای خون خداوند از چهار سوی عالَم است.
چهل روز متوالى از عاشورا تا اربعین در واقع مراسم دائمی و رسمى اعلام انزجار از ظالمان تاریخ است و در این اعتراض عمومى، امام حسین(ع) سمبل شجاعت، پایمردى و آزادگى و یزید نماینده و مظهر جور و فجور است. در این چهل روز یاد امام حسین(ع) صدرنشین محفل دلهاست و افکار عمومى بیش از هر حادثه مهم دیگرى تحت تاثیر حادثه کربلاست و این فرصت مناسبى است تا مردم، عشق به امام حسین(ع) و کینه و تنفر از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و این کینه مقدس را با پوست و گوشت خود و فرزندانشان در آمیزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال گذشته بر پا کنند تا کلاس درس عاشورا هر سال با شکوهتر از سال پیش دائر گردد.
چهل روز گذشت. نه اشکها در چشم دوام آوردند، نه حرفها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاکهای بیابان میدانند که سیلی آفتاب یعنی چه! تشنگی را باید از ریگهای ساحل پرسید تا بگویند آب به چه میارزد؟! هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راههای شام، انتظار کشیدند تا صدای قدمهای کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانهاند، غریبهاند با برادران خویش! حرفها فاسد شدهاند پشت میله های زندان سینهها. دستی بیرون نمیآید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربودهاند. ارادهها را چپاول کردهاند. دستها را بریدهاند. به آدمها یاد دادهاند خم و راست شوند. کسی نمیداند شجاعت چیست و جوانمردی را با کدام قلم مینویسند؟ چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشمهایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشکهایمان را چهل روز است که نشستهایم! چهل روز است که از پا ننشستهایم. زنجیر بر دستهایمان نهادند و در میدانهای شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب میبرند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبتمان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سالهاست میشناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیهالسلام آموختهایم.
از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از "گرد و خاک کردن" کم نگذاشتند تا حقیقت پاکیمان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بینیاز از این گرد و خاک کردنهاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبانها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمیپاید، سکوت است. قلبها را نتوانستند باز دارند از اندوه. مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبههای زین العابدین علیهالسلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیامرسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پردهها را لرزاند، ریسمانها را گسیخت و قلبها را گشود؛ چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر و چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای "هَل مِن ناصر یَنصُرنی" تو بیجواب نخواهد ماند. روزگار اینچنین نخواهد ماند. دولتِ ظالمین پایدار نخواهد ماند. قرنها میروند و میآیند و میدانی که پرچم گلگونت هم بر زمین نخواهد ماند ای حسین فاطمه!
آیا شما انسان صادقی هستید؟
برای پی بردن به میزان صداقتتان لطفا به سئوالات زیر با دقت پاسخ دهید .
1. آیا گاه و بیگاه دروغ مصلحتی میگویید؟
بلی
خیر
نمی دانم
2. آیا تا به حال چیزی كش رفتهاید؟
بلی
خیر
نمی دانم
3. آیا تا به حال خودتان را به تمارض زده ومرخصی استعلاجی گرفتهاید؟
بلی
خیر
نمی دانم
4. آیا تا به حال برای بالا بردن فروش تولیدات محل كارتان، به دروغگویی متوسل شدهاید؟
بلی
خیر
نمی دانم
5. آیا طوری رفتار میكنید كه دیگران شما راثروتمندتر از آنچه هستید، در نظر بگیرند؟
بلی
خیر
نمی دانم
6. اگر بدانید كه یكی از دوستانتان دروغمیگوید، آیا به حمایت از او میپردازید؟
بلی
خیر
نمی دانم
7. آیا حاضرید دوستتان بابت كارخلافی كه شما مرتكب شدهاید، مورد تنبیهو مجازات قرار گیرد؟
بلی
خیر
نمی دانم
8. اگر در پاركینگ عمومی، به طور اتفاقی بهماشینی خسارت وارد آورید، آیا بدون تاوان دادن محل را ترک می کنید؟
بلی
خیر
نمی دانم
9. اگر در خیابان یا اماكن عمومی، كیفی پر از پولپیدا كنید، آیااز تحویل آن كلانتری و یا مأموران پلیس خودداری می کنید (کیف را برای خودتان بر می دارید)؟
بلی
خیر
نمی دانم
10. اگر در بانك، چكی دریافت كنید كه متعلق بهشما نباشد، آیا آن نگه می دارید و پس نمیدهید؟
بلی
خیر
نمی دانم
11. آیا تاكنون از زیر هر گونه مالیاتی در رفتهاید؟
بلی
خیر
نمی دانم
12. اگر در محل كارتان، متوجه شوید كه یكی ازهمكاران به نوعی اختلاس میكند، آیا از در جریان گذاشتن مافوق تان خودداری میكنید؟
بلی
خیر
نمی دانم
13. اگر مغازهداری، در هنگام پس دادن پول تان،زیادی برگرداند، آیا مبلغ اضافی را برای خودتان بر می دارید؟
بلی
خیر
نمی دانم
14. اگر شیشهای را بشكنید، آیا از پرداخت خسارت آن خودداری میكنید؟
بلی
خیر
نمی دانم
15. آیا از كنار تابلوها و علایم هشدار دهنده دراماكن عمومی، مثل وارد محوطه چمن نشوید بیاعتنا عبور میكنید؟
بلی
خیر
نمی دانم
برای هر خیر امتیاز 2، هر نمیدانم امتیاز 1 و هر بلی امتیاز 0 منظور کنید و اعداد به دست آمده را باهم جمع کرده و معنی امتیاز بدست آمده را در زیر مشاهده فرمائید
امتیاز بین 26 تا 30:
نمایانگر آن است كه فردی به شدت و به حد افراط درستكار، صادق، شریف، رو راست و راستگو هستید.
امتیاز بین 22 تا 25:
نمایانگر آن است كه فردی كاملا درستكار، صادق،شریف، رو راست و راستگو هستید.
امتیاز بین 18 تا 21:
نمایانگر آن است كه فردی بالای متوسط هستید.
امتیاز بین 13 تا 17:
نمایانگر آن است كه فردی میانه حال و متوسط هستید.
امتیاز بین 9 تا 12:
نمایانگر آن است كه فردی هستید تا حدی حقه بازمتقلب و فریب كار.
امتیاز بین 5 تا 8:
نمایانگر آن است كه فردی حقه باز، متقلب و فریبكار هستید.
امتیاز بین 0 تا 4:
نمایانگر آن است كه فردی به شدت حقه باز،متقلب و فریب كار هستید(خدا از تقصیراتتان بگذرد)
امتیاز بین 32 تا 50
شما به اضطراب شدید مبتلا هستید, به طور حتم باید به روان شناس مراجعه کنید.
امتیاز بین 24 تا 32
اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال, می توانید با استفاده از کتابهای اضطراب آن را هم برطرف کنید.
امتیاز کمتر از 24
افراد طبیعی را می رساند که اختلال اضطرابی و مشکل عمده ای ندارند.
2-اگر پیشامد غیرمنتظره ای مو جب هم خوردن برنامه ها و عادات روزانه بشود . ازاین بابت دلخورمیشوید؟
3-ایا نظم ونظافت همه چیز برایتان اهمیت دارد؟
4-آیا قبل ارخواب کارهای شخصی خاصی انجام میدهید که درصورت تغیر برنامه خوابتان مختل شود؟
5-ایامعمولا پیش ازآنکه در را به روی کسی بازکنید موهاو لباستان را مرتب میکنید؟
6-ایا همیشه تمام قرارهای ملاقات و کارهایی راکه باید انجام بدهید دردفتری مینویسید؟
7-اگر احتیاج به چیزی داشته باشید آنرا ازکسی قرض نمیکنید تا منت دیگران رانکشید؟
8-درصورتیکه خانه ای که درآن زندگی میکنید بهم ریخته و کثیف بشود ناراحت میشوید؟
9-آیا چیزهای بدردنخور را برای روزمبادانگه میدارید؟
10-آیا بیشتر اوقات کارها را خودتان انجام میدهید وآنرابه کسی واگذارنمیکنید چون میخواهید به نحو احسن انجام دهید؟
11-آیا همیشه مراقب هستید تاجزیی ترین بدهی هارا جبران کنید؟
12-آیا ازاینکه دراماکن عمومی به میکروب های سایرین الوده بشوید احساس ناراحتی زیادی مکنید؟
13-آیا تمام پولهایی را که خرج میکنید به دقت حساب میکنید؟
14-اگر درخانه کس دیگری اقامت داشته باشید آیا تمامی راههای امنیتی رابررسی میکنید تا درصورت بروزحوادث
غیرمترقبه به آن متوسل شوید؟
15-آیا نسبت به قفل کردن در.پنجره یاخاموش کردن چراغ ها یا گاز وسواس بخرج میدهید؟
16-آیا بعضی عقایدخرافی راباورداریدو به آنها عمل میکنید؟
17-ایا بعضی اوقات وقتی دست هایتان تمیزاست نیازبه شستن آنهامییابید؟
18-آیاگاهی اوقات درذهن تان آنقدرفکروخیال هست که میخواهید آنهارامتوقف کنید؟
جواب تست :
دراین تست اگر10سئوال یابیشتر جواب مثبت دادهاید یعنی از وسواس رنج میبرید.هرچه میزان جواب های بله بیشتر
باشد یعنی شما فردی مراقب و باوجدان و منضبط جدی ومشکل پسند هستید و درصورت مشاهده بی نظمی و بی نظافتی
درمحیط اطرافتان ناراحت و عصبانی میشوید.
درصورتی که تعدادجوابهای مثبت شما کمتر از10 باشد یعنی فردی راحت هستید و نیازبه نظم و انظباط درشماوجود ندارد
تست تمركز و سرعت :
هر اتفاقی می افتد به نفع ماست
توی كشوری یه پادشاهی زندگی میكرد كه خیلی مغرور ولی عاقل بود
یه روز برای پادشاه یه انگشتر به عنوان هدیه آوردند
ولی رو نگین انگشتر چیزی ننوشته بود و خیلی ساده بود شاه پرسید این چرا این قدر ساده است ؟
و چرا چیزی روی آن نوشته نشده است؟ فردی كه آن انگشتر را آوره بود گفت: من این را آورده ام تا شما هر آنچه كه میخواهید روی آن بنویسید شاه به فكر فرو رفت كه چه چیزی بنویسد كه لایق شاه باشد
وچه جمله ای به او پند میدهد؟ همه وزیران را صدا زد وگفت
وزیران من هر جمله و هرحرف با ارزشی كه بلد هستید بگویید وزیران هم هر آنچه بلد بودند گفتند
ولی شاه از هیچكدام خوشش نیامد دستور داد كه بروند عالمان و حكیمان را از كل
كشور جمع كنند و بیاوند وزیران هم رفتند و آوردند
شاه جلسه ای گذاشت و به همه گفت كه هر كسی بتواند بهترین جمله را بگوید جایزه خوبی خواهد گرفت
هر كسی به چیزی گفت باز هم شاه خوشش نیامد
تا اینكه یه پیر مردی به دربار آمد و گفت با شاه كار دارم
گفتند تو با شاه چه كاری داری؟
پیر مرد گفت برایش یه جمله ای آورده ام
همه خندیدند و گفتند تو و جمله
ای پیر مرد تو داری میمیری تو راچه به جمله
خلاصه پیر مرد با كلی التماس توانست آنها را
راضی كند كه وارد دربار شود
شاه گفت تو چه جمله ای آورده ای؟
پیر مرد گفت
جمله من اینست
"هر اتفاقی كه برای ما می افتد به نفع ماست"
شاه به فكر رفت
و خیلی از این جمله استقبال كرد
و جایزه را به پیر مرد داد
پیر مرد در حال رفتن گفت دیدی كه هر اتفاقی كه می افتد به نفع ماست
شاه خشمگین شد و گفت چه گفتی؟
تو سر من كلاه گذاشتی
پیر مرد گفت نه پسرم
به نفع تو هم شد
چون تو بهترین جمله جهان را یافتی
پس از این حرف پیر مرد رفت
شاه خیلی خوشحال بود
كه بهترین جمله جهان را دارد
و دستور داد آن را روی انگشترش حك كنند
از آن به بعد شاه هر اتفاقی كه برایش پیش میآمد
میگفت
هر اتفاقی كه برای ما میافتد به نفع ماست
تا جائی كه همه در دربار این جمله را یاد گرفنه وآن را میگفتند
كه هر اتفاقی كه برای ما میافتد به نفع ماست
تا اینكه یه روز
پادشاه در حال پوست كندن سبیبی بود كه ناگهان
چاقو در رفت و دو تا از انگشتان شاه را برید و قطع كرد
شاه ناراحت شد و درد مند
وزیرش به او گفت
هر اتفاقی كه میافتد به نفع ماست
شاه عصبانی شد و گفت انگشت من قطع شده تو
میگوئی كه به نفع ما شده
به زندانبان دستور داد تا وزیر را به زندان
بیندازد وتا او دستور نداده او را در نیاورند
چند روزی گذشت
یك روز پادشاه به شكار رفت
و در جنگل گم شد
تنهای تنها بود
ناگهان قبیله ای به او حمله كردند و او را گرفتند
و می خواستند او را بخورند
شاه را بستند و او را لخت كردند
این قبیله یك سنتی داشتند كه باید فردی كه
خورده میشود تمام بدنش سالم باشد
ولی پادشه دو تا انگشت نداشت
پس او را ول كردند تا برود
شاه به دربار باز گشت
و دستور داد كه وزیر را از زندان در آورند
وزیر آمد نزد شاه و گفت
با من چه كار داری؟
شاه به وزیر خندید و گفت
این جمله ای كه گفتی هر اتفاقی میافتد به نفع ماست درست بود
من نجات پیدا كردم ولی این به نفع من شد ولی تو در زندان شدی
این چه نفعی است
شاه این راگفت واو را مسخره كرد
وزیر گفت اتفاقاً به نفع من هم شد
شاه گفت چطور؟
وزیر گفت شما هر كجا كه میرفتید من را هم با خود میبردید
ولی آنجا من نبودم
اگر می بودم آنها مرا میخوردند
پس به نفع من هم بوده است
وزیر این را گفت و رفت
~~~~~~~~~
نكته اخلاقی
هر اتفاقی میافتد به نفع ماست
مرد درحال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد .
مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود
در بیمارستان كودك به دلیل شكستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .
وقتی كودك پدرخود را دید با چشمانی آكنده از درد از او پرسید : پدر انگشتان من كی دوباره رشد می كنند ؟
مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشین .
و با این عمل كل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی كه كودك ایجاد كرده بود خورد كه نوشته بود :
( دوستت دارم پدر ! )
روز بعد مرد خودكشی كرد .
عصبانیت و عشق محدودیتی ندارند .
چیزها برای استفاده كردن هستند و انسان ها برای دوست داشتن .
مشكل دنیای امروزی این است كه انسانها مورد استفاده قرار می گیرند و این درحالی است كه چیزها دوست داشته می شوند .
مراقب افكارت باش كه گفتارت می شود .
مراقب گفتارت باش كه رفتارت می شود .
مراقب رفتارت باش كه عادت می شود .
مراقب عادتت باش كه شخصیتت می شود .
مراقب شخصیتت باش كه سرنوشتت می شود .
كم هزینه ترین لذت های زندگی
1. گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2. سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3. تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4. با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5. گاهی هدیههایی كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6. بیشتر دعا كنیم.
7. در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت كنیم.
8. هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.
9. لذت عطسه كردن را حس كنیم.
10. قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.
11. زیر دوش آواز بخوانیم.
12. سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم.
13. گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14. با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15. برای انجام كارهایی كه ماه ها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی كنیم!
16. از تفكر درباره تناقضات لذت ببریم.
17. برای كارهایمان برنامهریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته شاید كار مشكلی باشد!
18. مجموعهای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمعآوری كنیم.
19. در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20. گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم.
21. گاهی از درخت بالا برویم.
22. احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23. گاهی كمی پابرهنه راه برویم!
24. بدون آنكه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.
25. وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم.
26. در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا كنیم.
27. سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور دقیق گوش فرا دهیم.
28. رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم.
29. وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس كنیم.
30. زیر باران راه برویم.
31. كمتر حرف بزنیم و بیشتر گوش كنیم.
32. قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم.
33. چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34. اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.
35. هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36. احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
37. به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.
38. گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39. تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
40. از دانسته های خود، دیگران را نیز در استفاده از آنها شریک بدانیم. ممكن است فردا دیر باشد.
چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟
چند تا جمعه به خاطر 2 ساعت خواب بیشتر، برنامه کوهنوردیتان را بههم زدهاید؟
چند تا ایده و فکر بکر داشتهاید که به خاطر بیحوصلگیتان به دست فراموشی سپرده شدهاند و فرصت نکردهاند به عمل تبدیل شوند؟
در دنیای اسرارآمیزی که هر روز همه چیز در حال حرکت و تغییر و تحول است، به نظر میرسد ما آدمها شاگرد اولهای کلاس تنبلی باشیم. هر چقدر هم که بگویید کارتان سخت است و بهتر از نسلهای قبل کار میکنید اما واقعیت این است كه تنبلی و میل به سکون در این دوره بیشتر از دورههای قبل گریبان آدمها را گرفته است.
در زمانهای قدیم و قبل از اینکه تکنولوژی به اندازه الان پیشرفت کند، برای بیشتر انسانها منابع محدود و غیرقابل پیشبینی بوده است. آنها سعی میکردند تا جایی که ممکن است انرژی را ذخیره کنند. محرکهای بیرونی قوی و اجبارکننده بودند. گرسنگی و تشنگی تهدیدهای اصلی بودند. برای آنها خیلی حیاتی بوده است که انرژی را ذخیره کنند. آنها گاهی با کم تلاش کردن این کار را انجام میدادند.
این روزها خیلی چیزها عوض شده است. ما با انرژی بیشتر و انگیزههای مستقیم، کمتر سر و کار داریم. بین آرزوها و عمل نیاکان ما فاصله کمی بود؛ تشنه میشدند، به دنبال آب میرفتند، با گرسنگی دنبال غذا میرفتند، برای رفتارهایشان لازم نبود ازماهها قبل برنامهریزی کنند؛ رفتارهایی که باعث بقای آنها میشد، نتایج کوتاهمدت داشت و در دنیای بدون دارو، بانک و حتی یخچال آن موقع لازم نبوده خیلی به آینده فکر کرد.
تنبلی از کجا شروع میشود؟
روان شناسان معتقدند تنبلی وقتی به وجود میآید که امکان برنامهریزی برای آینده وجود داشته باشد. آن چیزی که باعث میشود بدون اینکه نیازهای آنیمان ارضا شود و به انجام کار ادامه دهیم، آیندهنگری است. بعضی آدمها آیندهنگرترند. آنها بدون اینکه گرسنه یا تشنه باشند، با انگیزه زیادی کار میکنند. این آدمها به بقیه میگویند تنبل.
این روزها ما برای رسیدن به اهداف بلند مدتمان گاهی مجبور میشویم از لذتهای ساده روزانهمان بگذریم؛ آن وقت است که احساس میکنیم مورد ظلم واقع شدهایم چون ذهن ما به انگیزههای آنی پاسخ میدهد. خوابیدن، کار نکردن، نشستن و تماشای برنامههای تلویزیون برای ما خوشایندتر از کارهایی هستند که قرار است چند ماه یا چند سال بعد نتیجهشان را ببینیم.
تنبلی آسیب نیست؛ در واقع یک حس عدم تمایل به مصرف انرژی وجود دارد. اما در دورهای که ما در آن زندگی میکنیم و لازم است کاراییمان بالا باشد، تنبلی باعث آسیب و ناراحتی میشود.
چرا از انجام کار طفره میرویم؟
طفره رفتن و از زیر کار در رفتن وقتی پیش میآید که تصور کنیم کارها خیلی سخت و دشوار است؛ آن وقت است که با خودمان میگوییم بهتر است این کار را فردا انجام دهیم. بعضی روانشناسان میگویند این مشکل بعد از انقلاب صنعتی - که نیاز به برنامهریزی بیشتر شد - به وجود آمده است.
کارشناسان علوم رفتاری میگویند ما کارهایی را که زودتر جواب میدهند ترجیح میدهیم. درس خواندن برای امتحانی که ماهها بعد قرار است برگزار شود، به اندازه بازی شطرنج برای ما لذتبخش نیست. ما نمیتوانیم درباره آینده بازخورد آنی داشته باشیم چون ممکن است اطمینانمان را نسبت به توانایی انجام کار از دست بدهیم، احساس کنیم تلاش برای رسیدن به اهداف بلندمدت کاری سخت و غیرقابل تحمل است و بعد هم فکر کنیم بد نیست زندگی عادیمان را ادامه دهیم.
در واقع همین تمایل ما به سکون باعث میشود تصور کنیم این کار، کارسخت و دشواری است و نمیتوانیم از عهده آن بر بیاییم. اما این روزها انجام کار به این معنی است که بر لذتها و پاداشهای آنی غلبه کنید و بدانید هدفی که شما لحظاتتان را برای رسیدن به آن صرف میکنید، ارزشاش را دارد. در دنیای امروز اگر بخواهید طبق الگوی ذهنی منتظر پاداش آنی باشید و تنبلی کنید ضرر زیادی خواهید کرد. نگران نباشید؛ همیشه میشود کار را شروع کرد.
چطور تنبلی را از خودمان دور کنیم؟
الگوی ذهنی ما طوری شکل گرفته که مغزمان پاداشهای آنی و نتایج کوتاهمدت را ترجیح میدهد. اما ما وقتی از عهده کارهای ناخوشایند بربیاییم، بیشتر از خودمان رضایت داریم. برای مقابله با تنبلی توصیههای زیر میتواند مفید باشد.
* از کم شروع کنید: از خودتان بپرسید انجام این کار به مدت 15دقیقه واقعا خیلی سخت و دشوار است؟ با کمی دقت متوجه میشوید که اینطور نیست. با این روش مشاهده خواهید کرد بعد از مدتی از انجام همان کارها لذت خواهید برد.
* در برابر افکار منفی و پیشفرضهایتان مقاومت کنید: حتی تصور نتوانستن را از خودتان دور کنید. ما بیشتر مواقع با آزمون و خطا یاد میگیریم. اگر دید وسیعتری داشته باشید میتوانید از عهده کارهای بزرگ بربیایید.
* برنامهریزی داشته باشید: هر روز اهدافتان را بنویسید.
با این کار احتمال اینکه از هدفتان دور نشوید و طی روز کارهایی انجام دهید که شما را به هدف نزدیكتر کند، بیشتر است.
* از دیگران کمک بگیرید: برای انجام کامل یک کار از دیگران کمک بگیرید. موضوع را با آنها در میان بگذارید. انگیزههای خارجی حس انجام وظیفه شما را بر میانگیزد و شما را به انجام کار تشویق میکند.
* قبول کنید که برای پیشرفت باید صبر و تحمل داشت: این تصور را که برای انجام هر کار باید سریع پاداش بگیرید، از خودتان دور کنید. این طرز فکر باعث میشود نتوانید به اهداف بلند مدتتان برسید.
* به خودتان پاداش بدهید: استراحت با تنبلی فرق دارد. بعد از اینکه یک کار را به طور کامل به اتمام رساندید، به عنوان پاداش به خودتان استراحت بدهید. شما بعد از یک دوره تلاش به استراحت نیاز دارید.
معجونهای زندگی
1. از نظرات دیگران ندانسته، انتقاد، شكایت و محكوم نكنید.
2. با دیگران صادق باشید.
3. در دیگران انگیزه ایجاد كنید.
4. ذاتاً به همه علاقه مند باشید.
5. همیشه حتی در هنگام مشكلات و سختی ها خنده رو باشید.
6. به یاد داشته باشید كه نام هر فردی زیباترین و مهمترین كلمه است.
7. شنونده خوبی باشید. دیگران را تشویق كنید در مورد خود صحبت كنند.
8. براساس علایق دیگران صحبت كنید.
9. طوری رفتار كنید كه دیگران احساس كنند مهم هستند و هركاری كه از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.
10. بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.
11. به "نظر" دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید " شما اشتباه می كنید"
12. اگر اشتباه كردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.
13. دوستانه و مهربانانه صحبت كنید.
14. طوری صحبت كنید كه طرف مقابل همیشه در پاسخ تان "بله" بگوید.
15. اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت كند.
16. اجازه دهید طرف مقابل احساس كند از شما برتر است.
17. صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.
18. با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.
19. با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.
20. عقایدتان را هرگز به دیگران تحمیل نكنید.
21. خود را با علائم غیركلامی طرف مقابل هماهنگ كنید.
22. صادقانه از دیگران تعریف كنید.
23. اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذكر دهید.
24. قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهات خودتان صحبت كنید.
25. به جای دستور صریح، سؤال كنید.
26. در دیگران احساس امنیت ایجاد كنید.
27. هر پیشرفت جزیی و هر نكته مثبتی را تحسین كنید.
28. مشوق باشید و بكوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.
29. بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.
30. اگر برای كسی كار مثبتی انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید
در مورد قیام «مختار ثقفی»
جدّیترین خونخواه امام حسین (ع)

پس از فاجعه خونین كربلا، مردم در خواب فرو رفته كوفه، به گونه اعجابآمیزی به خود آمده و قیامهایی را علیه حكومت فاسد بنیامیه آغاز كردند. یكی از قیامكنندگانی كه دل اهلبیت (ع) را شاد كرد «مختار ثقفی» است.
چهاردهم ربیعالثانی سال 66 هجری، سردار فداكار اسلام و مرهمگذار دلهای شكسته اهل بیت رسول خدا (ص)، ابو اسحاق مختار بن ابوعبیده ثقفی، قیام خود را در برابر قاتلان امام حسین (ع) و شهدای كربلا آغاز كرد.
* پیرمرد نابینا، نخستین خونخواه حسین (ع)
نخستین حركت انقلابی، قیام عبدالله بن عفیف، پیرمردی نابینا بود كه با ورود اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به مجلس ابنزیاد، او هم به آن مجلس وارد شده و با سخنان داغ و آتشین خود، به لعن و نفرین و افشای جنایتهای بنیامیه و یزید پرداخت و سرانجام در منزل خود محاصره شده و توسط عمّال ابنزیاد به شهادت رسید.
پس از آن، قیام "توّابین " به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی و تنی چند از بزرگان كوفه شكل گرفت. آنان كسانی بودند كه به حضرت امام حسین (ع) نامه دعوت به كوفه نوشته بودند، اما با حركت و ورود امام به عراق، سكوت كرده و به یاری امام اقدام نكردند.
پس از شهادت امام حسین (ع) و اسارت اهل بیت آن حضرت، وجدانهای خفته این افراد بیدار شده و خود را در خسران عجیبی دیدند و برای كفّاره گناه خود، دست به قیام زده در برابر ابنزیاد و سپاه او به مبارزه برخاستند.
گرچه قیام توابین به ثمر نرسید، ولی برای بیداری امت اسلامی، جرقه قابل توجهی بود و زمینه و جرأت و جسارت قیام در برابر حكومت دیكتاتوری اموی را به خوبی فراهم كرد.
* قیام مختار، مهمترین و مؤثرترین قیام در برابر جنایتكاران كوفه
مختار ابو عبید ثقفی از قبیله ثقیف، كنیهاش ابو اسحاق و لقبش مختار كیسان بود. فرقه كیسانیه به مختار منسوب هستند.
مختار در سال اول هجرت متولد شد. او جنگجوئی شجاع بود و به همراه پدرش، در سیزده سالگی در یكی از جنگها شركت كرد.
مختار را به مدح و ذم توصیف كردهاند،به علت خونخواهی حسین بن علی و یارانش بسیار او را ستودهاند، آن چنان كه امام باقر (ع) فرموده است: "مختار را دشنام ندهید، او قاتلان ما را كشت و خونخواهی ما نمود ". از طرفی، بعضی آن را "كذّاب " نامیدهاند و اتهاماتی چون ادعای "نبوّت " برای خودش و ادعای "مهدویت " برای محمد بن حنفیه و تأسیس فرقه كیسانیه را برای او برشمردهاند كه اغلب این نسبتها، بعد از مرگ مختار بوده و همانگونه كه در تاریخ نقل شده است، مهمترین عامل این اتهامات، ضرباتی است كه او بر پیكر امویان وارد كرده است.
مختار مردی باهوش و آگاه و خردمند بود. او تعبّد زیاد داشت و به گفته همسرش از بندگان صالح خدا بود. همسر او بعد از این توصیف به دستور "مصعب بن زبیر " زندانی و بعد به قتل رسید.
پدرش در واقعه یومالحجر در عراق به قتل رسید و پس از آن، مختار تحت سرپرستی عمویش سعد قرار گرفت. خانواده او به سرپرستی عمویش به كوفه هجرت كردند.
علی (ع ) كوفه را مركز خلافت قرار داد. آن حضرت عموی مختار را استاندار مدائن كرد و مختار نیز در كنار عمویش در آن جا ساكن شد و مختار بعدها از شیعیان شد.
مختار پس از شهادت علی (ع) به بصره رفت و مدتی در آنجا ماند. پس از مدتی دوباره به كوفه آمد. وقتی مسلم بن عقیل از سوی امام حسین (ع ) به كوفه رفت، در منزل مختار سكونت كرد و به خاطر همكاری با مسلم بن عقیل به زندان انداخته شد.
عبدالله عمر، "صفیه " خواهر مختار را به همسری برگزید و به این ترتیب مختار فامیل عبدالله بن عمر شد. مختار در تمام مدتی كه جریان كربلا رخ داد، در زندان بود تا اینكه بعدها با وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد و مجبور به سفر به طائف شد.
مختار، هنگامى از زندان رهایى یافت كه واقعه كربلا و قیام اباعبدالله الحسین(ع) و شهادت آن حضرت و یارانش در كربلا به پایان رسیده بود و او افسوس فراوان مىخورد كه چرا توفیق حضور در ركاب آن حضرت را نداشت. مختار از آن پس به سوى حجاز رفت و در مكه با قیام "عبدالله بن زبیر " آشنا شد.
وى پس از دیدارهایى با عبدالله بن زبیر، وى را هم فكر و هم عقیده خویش نیافت و بدین جهت از وى جدا شد و به طائف رفت و پس از یك سال، بار دیگر به مكه رفت و با وساطت برخى از شخصیتها، دوباره با عبدالله بن زبیر دیدار كرد و با او به صورت مشروط بیعت كرد و شرط او این بود كه وى، پس از عبدالله بن زبیر، بالاترین پست حكومتى را داشته باشد، تا از این طریق به هدفها و خواستههایش برسد.
در جریان محاصره مكه توسط سپاه اموی، مختار نیز در كنار دیگران از حرم الهی دفاع كرد. پس از پایان محاصره، مختار به كوفه بازگشت. در این زمان كوفه به دست طرفداران عبدالله بن زبیر افتاده بود.
* حمایت غیر مستقیم "محمد بن حنیفه " از مختار
ورود مختار به كوفه مصادف با آمادگی توابین برای خروج از شهر بود. طبعاً مختار نمیتوانست در مقابل سران توابین قد علم كند؛ به همین دلیل صبر كرد تا عاقبت كار توابین مشخص شود.
پس از خروج توابین از شهر، قاتلان امام حسین (ع) كه از مختار هراس زیادی داشتند. حاكم زبیری كوفه را وادار كردند تا مختار را زندانی كند. مختار دوباره زندانی شد، اما پس از مدتی با شفاعت عبدالله بن عمر نزد ابن زبیر آزاد گردید.
وی پنهانی مشغول آماده كردن قیام خود گشت و از بازماندگان توابین خواست تا آماده باشند. او آنان را به كتاب خدا، سنت رسول، انتقام خون اهل بیت، دفاع از ضعفاء و جهاد با كسانی كه حرام اسلام را حلال كردهاند، دعوت میكرد.
مختار شیعیان را در محلهای خاصی گرد هم میآورد و خود را به عنوان نماینده محمد بن حنفیه مطرح میساخت.
گروهی از شیعیان نزد محمد بن حنیفه در مدینه رفتند و از او در این باره پرسیدند. محمد بن حنیفه از فرزندان امام علی (ع) و برادر ناتنی امام حسین (ع) نیز به صورت سر بسته و مبهم از مختار حمایت كرد، یعنی گفت: "من دوست دارم تا خدا به دست هر كسی كه خود از بندگانش میخواهد، انتقام ما را بگیرد ".
اما این سخنان به صورت حمایت رسمی محمد بن حنفیه از مختار در میان شیعیان منتشر و موجب شد تا شیعیان زیادی به وی بپیوندند. مختار در پی افراد نیرومند و پر نفوذی بود كه بتواند پایگاه خود را مستحكم نماید.
از جمله آنان ابراهیم بن اشتر، فرزند مالكاشتر بود كه توانست او را به سوی خود جلب كند. بالاخره در شب چهاردهم ربیع الاول سال 66 شورشی آغاز شد.
دستههای سپاهیان او در شهر میگشتند تا هر كه میخواهد به آنان ملحق شود. در جریان تسخیر شهر كوفه توسط نیروهای مختار، درگیریهای متعددی رخ داد.
ممكن است گفته شود اجازه از محمد حنفیه دلیل بر رضایت ائمه از قیام او نمیشود، ولی با توجه به اینكه از طرفی، مختار میدانست هر گونه حكومت و سیاستی جز به فرمان معصوم صحیح نیست، و از سوی دیگر با توجه به شخصیت و تقوای محمد، او بدون اذن امام زمانش، اجازه چنین كاری را صادر نمیكند، و عدم اذن مستقیم از امام (ع) به خاطر رعایت شرایط تقیه بوده است.
مختار برای گرفتن اجازه به سراغ محمد بن حنفیه میرود. در این دیدار محمد بن حنفیه او را به تقوا سفارش میكند و با رعایت شرایط تقیه، سخنانی میگوید كه مختار از آن، اجازه برای قیام میفهمد و با توجه به شخصیت معنوی محمد بن حنفیه، میتوان گفت اجازه او با اذن امام سجاد (ع) بوده است.
* كشتار 3 هزار نفر به دست مختار در خونخواهی حسین (ع)
سرانجام كوفه بدست مختار افتاد و "عبدالله بن مطیع " حاكم زبیری مخفیانه از شهر خارج شد. مختار با مردم شهر به عنوان امیر آنها بیعت كرد.
اما اشراف كوفه كه از مختار هراس داشتند دست به قیام زدند، كه قیامشان سركوب شد. پس از این جریان، مختار ماموریت اصلی خود یعنی كشتن قاتلان امام حسین (ع) را آغاز كرد.
وی اعلام كرد: هر كس در خانه خویش را به روی خود ببندد، امنیت خواهد داشت، مگر كسی كه در ریختن خون فرزندان پیامبر مشاركت داشته باشد. بسیاری از اشراف كه در ماجرای كربلا دست داشتند، به سمت بصره فرار كردند.
اما یاران مختار بسیاری از آنان را دستگیر كرده و نزد مختار میآوردند؛ او نیز دستور میدهد كه آنان را به قتل برسانند؛ حتی دست و پای بعضی را كه جرمشان سنگین بوده قطع كرده و به قتل میرساندند. تعداد تخمینی كسانی كه به جرم شركت در حادثه كربلا كشته شدند، حدود سه هزار نفر ذكر شده است.
از جمله این افراد "شمر بن ذی الجوشن "، "حرمله " و "عمر بن سعد " را میتوان نام برد.
یاران مختار كه عموماً از موالیان و ایرانیان مقیم عراق و شیعیان و دوستداران اهل بیت (ع) بودند، در اندك مدتى بر بخشهایى از عراق تسلط پیدا كردند.
مختار پس از پیروزى، به تعقیب جنایتكاران واقعه كربلا پرداخت و بسیارى از آنان را دستگیر و به سزاى كردارشان رسانید و برخى از آنان را در میدان جنگ به قتل آورد و برخى دیگر را در هنگام شكست، اسیر و به وضع فجیعى به هلاكت رسانید.
بعد از این وقایع، مختار، سپاهی را به سمت مدینه فرستاد تا مدینه را از تسلط عبدالله بن زبیر، خارج ساخته و به این ترتیب زمینه را برای حاكمیت شیعی بر حجاز آماده كند.
انقلابیون كوفه، با شعار "یالثارات الحسین " حركت خویش را گسترش داده و با نیروهاى عبدالله بن مطیع، نماینده عبدالله بن زبیر به نبرد برخاستند و با شكست دشمن، حكومت كوفه را به دست گرفته و نماینده عبدالله بن زبیر را اخراج كردند.
وى با این اقدامات خویش، قلب شیعیان و اهل بیت داغدار را شاد كرد و دعاى آنان را بدرقه خویش نمود.
مختار با سه جبهه مهم از دشمنانش روبرو بود، اول "عبدالله بن زبیر " كه برادرش مصعب بن زبیر را به جنگ مختار فرستاده بود. دوم، امویان شام كه عبیدالله بن زیاد را براى سركوبى مختار به سوى عراق گسیل كرده بود. سوم، ضد انقلاب داخلى و گردنكشان مخالف اهل بیت (ع) كه در كوفه و اطراف آن ساكن بوده و با قیام مختار به شدت مخالفت مىورزیدند.
* عاقبت افرادی كه در حادثه كربلا دست داشتند
آنان كه در قتل امام حسین (ع) دست داشتند مخفی شدند؛ مختار فرمان داد، قاتلان امام حسین (ع) را تعقیب كنید؛ در پی این فرمان عملیات تعقیب و دستگیری قاتلان كربلا شروع شد.
ده نفر از قاتلان حادثه كربلا كه بر بدن امام حسین (ع) اسب تاخته بودند، دستگیر و به پشت خوابانده شدند. آنان را به زمین میخ كوب كردند و اسبها را با نعل آنقدر بر آنان تاختند كه به هلاكت رسیدند.
"شمر "، شتر امام حسین (ع) را كه مخصوص امام (ع) بود، به عنوان غنیمت به كوفه آورده و آن را به شكرانه كشتن امام حسین(ع) ذبح كرده و بین دشمنان اهلبیت تقسیم كرده بود.
به دستور مختار، آن خانهها شناسائی شدند و خراب كردند و كسانی را كه با آگاهی، از گوشت آن شتر حضرت خورده بودند، اعدام كردند.
به روایتی شمر بن ذی الجوشن در حال فرار زخمی و اسیر شد؛ مختار دستور داد او را گردن زدند و بعد بدن او را در روغن جوشان افكندند.
"بجدل بن سلیم كلبی " كه انگشتر امام (ع) را از دست امام در آورده و غارت كرده بود، دستگیر شد. مختار دستور داد انگشتانش را قطع كنند، دو پایش را هم قطع كردند و در همان حال مرد.
"خولی " كه سر امام حسین (ع) را به كوفه برده بود، دستگیر شد. مختار دستور داد كه او را در مقابل خانهاش كشتند و جسدش را آتش زدند.
"سنان بن انس " كه روز عاشورا بر بدن امام حسین (ع) نیزه میزد و از قاتلان اصلی امام حسین (ع) بود، دستگیر شد. او را دست بسته نزد مختار آوردند.
مختار دستور داد ابتدا انگشتان او را بریدند، سپس دو دستش را، سپس دو پایش را و زندهزنده داخل روغن جوشان انداختند.
"حكیم بن طفیل " كه امام حسین (ع) را با تیر میزد و قاتل حضرت عباس است، دستگیر شد و نیروهای انقلابی ،خودشان او را تیرباران كردند چون ترسیدند كه "عدی " از مختار عفو او را بخواهد.
"حرمله " كه حضرت علی اصغر را به شهادت رسانده بود، دستگیر و نزد مختار آورده شد. مختار دستور داد اول دو دست او را قطع كردند، سپس دستور داد دو پایش را هم بریدند و پس از آن او را آتش زدند.
* سرانجام كار مختار
سرانجام دشمنان مختار از درون و بیرون، حكومت وى را تحت فشار قرار داده و سپاهیان وى را در چند جبهه درگیر كردند. مصعب بن زبیر كه به كوفه هجوم آورده بود، با همكارى ضد انقلاب كوفه، سپاهیان مختار را پس از نبردى سنگین وادار به شكست كرد و در این میان، مختار شجاعانه به قتل رسید.
بدین ترتیب، مختار بن ابى عبیده ثقفى با قیام خونین خود، انتقام خون شهیدان كربلا را از جنایتكاران و قاتلان كربلا گرفت و افرادى چون عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد، شمر بن ذى الجوشن، محمد بن اشعث، حصین بن نمیر، شُرحبیل بن ذى الكلاع و بسیارى از آنان را به سزاى كردارشان رساند.
مدت حكومت مختار، یكسال و نیم بود و در 14 رمضان سال 67 هجری قمری در سن 67 سالگی از دنیا رفت. قبر او، در رواق راهرو مرقد حضرت مسلم بن عقیل در كوفه است.
* روایات مختلف در مورد مختار
در مورد قیام مختار، دو دسته روایت وارد شده است. دسته اول، روایاتی است كه به مذمت مختار پرداخته و او را شخص كذاب معرفی میكند.
در مورد این روایات میتوان گفت: اولاً؛ این احادیث از نظر سندی ایراد دارند. ثانیاً؛ مختار كسی است كه از قاتلان اهل بیت (ع) و سرور شهیدان انتقام گرفته است. پس چطور میتوان گفت مورد بغض و نفرت اهل بیت (ع) بوده است. به نظر میرسد این روایات ساخته دست دشمنان و مخالفین مختار است تا شخصیت او را نزد شیعیان زیر سئوال ببرند.
در مقابل، روایاتی است كه به مدح مختار و قیام او پرداخته است. به عنوان نمونه، پس از ارسال سر بریده عمر سعد و ابن زیاد نزد امام سجاد (ع)، ایشان در حق مختار فرمودند: "حمد و ستایش خدایی را كه انتقام ما را از دشمنانم گرفت و خداوند به مختار، پاداش و جزایی خیر عطا فرماید ".
همچنین نقل است كه نزد امام باقر (ع) سخن از مختار به میان آمد. عدهای به وی ناسزا میگفتند، حضرت فرمودند:
"به مختار ناسزا نگوئید، زیرا او بود كه قاتلین شهدای ما را كشت و انتقام خون را از دشمنان گرفت ".
امام صادق (ع) هم در مورد او فرمودند: "(پس از حادثه كربلا)، هیچ زنی از زنان آرایش نكرد و خضاب نیست، تا زمانی كه مختار، سر بریده ابن زیاد و عمر سعد را برای ما فرستاد ".
از مجموع این احادیث به دست میآید كه در شخصیت و حُسن عقیده مختار، شك و شبههای نیست و قیام او مرضیّ خدا و اهل بیت پیامبر (ص) بوده است و از طلب رحمتی كه حضرت سجاد (ع) در حق او كرد، روشن میشود كه مسلك او امامی بوده است.
بنابراین ایراد "كیسانی " بودن و دعوت مردم به سوی خویش و امامت محمد بن حنفیه وارد نیست، چون طلب رحمت از سوی ائمه (ع) برای شخصی كه اعتقادش بر حق نباشد، جایز نیست.

« یک دوست هدیه ای است که شما به خود می دهید.»
راههائی برای یافتن و حفظ یک دوست خوب
1- تنها راه برای داشتن دوست آن است که یکی داشته باشیم.
2- نسبت به قول، کار و دوست خود وفادار و صادق باشیم.
3- بهترین کاری که برای دوستم می توانم انجام دهم این است که واقعاً دوست او باشم.
4- داشتن سوءظن به یک دوست بدتر از فریب خوردن توسط اوست.
5- هیچ گاه دوستی را نرنجانید، حتی در شوخی.
6- هیچ شخصی تا زمانیکه دوستی دارد، نمی تواند بی فایده باشد.
7- هیچ نعمتی بالاتر از آن نیست که دوستی داشته باشید که شما را درک کند.
8- بخت و اقبال، برادر را تعیین می کند ولی قلب، دوست را.
9- دوستان جدید هم پیدا کنید اما دوستان قدیم را هم نگه دارید، این ها نقره اند و قدیمی ها طلا.
10- گل به دنبال آفتاب است حتی در روزهای ابری.
11- دوست یعنی چه؟ دوست عبارت است از شخصی که شما با او جرأت پیدا می کنید که خودتان باشید.
12- یک دوست واقعی شاید در دفترچه حضور و غیاب شما زیاد غیبت بخورد ولی در زمانی که نیاز به کمک دارید هرگز.
13- هیچ گاه دوستی خود را با کسی که از شما بهتر نیست گسترش ندهید.
14- بعضی اوقات صحبت بدون تعارف و رو راست، بین دو دوست بهترین راه برای استحکام هرچه بیشتر دوستی آنهاست.
15- شما به سختی می توانید در طول یک سال یک دوست پیدا کنید، ولی به راحتی و در عرض یک ساعت می توانید یکی از دست بدهید.
16- دشمن زمین خورده شاید دوباره برخیزد ولی آنکه شکست را پذیرفته و پرچم سفید برافراشته واقعاً مغلوب شده است.
بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی
Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند
Dreams
رویاها
Success
موفقیت ها
Fortune
شانس![]()
Three things in life that, one gone never come back
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند
Time
زمان
Words
گفتار
Opportunity
موقعیت![]()
Three things in human life are destroyed
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند
Alcohl
الکل
Pride
غرور
Anger
عصبانیت![]()
Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند
Hard Work
کار سخت
Sincerity
صمیمیت
Commitment
تعهد![]()
Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند
Love
عشق
Self-Confidence
اعتماد به نفس
Friends
دوستان![]()
Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند
Peace
آرامش
Hope
امید
Honesty
صداقت![]()
And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده
Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن
Pride
غرور
Lie
دروغ
Love
عشق
Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد
Be lost with telling lies
با دروغ می بازد
And dies with love
و با عشق می میرد![]()
Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است
Experience Yesterday
تجربه از دیروز
Use Today
استفاده از امروز
Hope Tomorrow
امید به فردا
Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است
Regret Yesterday
حسرت دیروز
Waste Today
اتلاف امروز
Fear of Tomorrow
ترس از فردا![]()
تفسیر الگوساز تاسوعا و عاشورای حسینی
گام نخست در الگوپذیرى قیام عاشورا این است كه راز جامعیت اسلام در كربلا درك شود و بر اساس آن، تفسیرى صحیح از این حادثه ارائه گردد. در صورتى این نكته از عاشورا قابل برداشت است كه قرائتى الگوساز از آن صورت گیرد. بى تردید پیشوایان دینى از زمان پیغمبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) دستور اكید و بلیغ دادهاند كه باید نام حسین بن على(ع) زنده بماند و باید سوگوارى آن حضرت هر سال تجدید بشود. سؤال اساسى این است كه چرا چنین دستورى داده اند و چرا این همه به این موضوع اهتمام داشته اند؟ از این رو تحلیل ما از قیام امام حسین(ع) تعیین كننده است.
از نگاه شهید مطهرى حادثه عاشورا و تاریخچه آن، دو صفحه دارد؛ یك صفحه سفید و نورانى و یك صفحه تاریك، سیاه و ظلمانى. در نگاه دوم، قهرمان حادثه یزید بنمعاویه، عبیدالله بن زیاد، عمر سعد، شمر و امثال اینها است. وقتى این صفحه تاریك مطالعه شود فقط ظلم است، جنایت است و رثاء بشریت، كه هیچ چیز غیر از گریه، زارى و مرثیه را نمىطلبد اما اگر صفحه مقابل مطالعه شود قهرمان این صفحه نورانى حسین است و اهل بیت و اصحاب او. این صفحه دیگر جنایت و تراژدى نیست بلكه حماسه است، افتخار و نورانیت است، تجلى حقیقت، انسانیت و حق پرستى است. البته هر دو صفحه این واقعه یا بىنظیر است یا كمنظیر و باید به هر دوى آنها پرداخت و آن را مورد تجزیه و تحلیل عبرت آموز قرارداد، اما به قول آن استاد فرزانه: "چرا ما صفحه نورانى این داستان را كمتر مطالعه مى كنیم در حالى كه جنبه حماسى این داستان صد برابر بر جنبه جنایى آن مى چربد و نورانیت این حادثه بر تاریكى آن خیلى مى چربد" و "اگر ما صفحه نورانى تاریخ حسینى را خواندیم آن وقت از جنبه رثائى اش مىتوانیم استفاده كنیم و گرنه بیهوده است."
"پس اول باید قهرمان بودنش براى شما مشخص بشود و بعد در رثاى قهرمان بگریید وگرنه رثاى یك آدم نفله شده بیچاره بى دست و پاى مظلوم كه دیگر گریه ندارد و گریه ملتى براى او معنى ندارد. در رثاى قهرمان بگریید براى اینكه احساسات قهرمانى پیدا كنید، براى اینكه پرتوى از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازهاى نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا كنید، شما هم عدالتخواه بشوید. شما هم با ظلم و ظالم نبرد كنید، شما هم آزادى خواه باشید، براى آزادى احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود كه عزت نفس یعنى چه، شرف و انسانیت یعنى چه، كرامت یعنى چه؟"
بنابر این بر اساس یك تفسیر كه متاسفانه رواج هم یافته است پاسخ پرسش فوق این میشود كه ترغیب ائمه(ع) و اهتمام آنان در برپایى عزاى حسینى "براى این است كه تسلى خاطرى براى حضرت زهرا باشد." در این صورت "خیال مى كنیم حسین بن على در آن دنیا منتظر است كه مردم برایش دلسوزى كنند یا - العیاذ بالله - حضرت زهرا(س) بعد از هزار و سیصد و اندی سال آن هم در جوار رحمت الهى منتظر است كه چهار تا آدم فكسنى براى او گریه كنند تا تسلى خاطر پیدا كند!"
این نگاه نه تنها حیاتبخش، پویا و حركتزا نیست بلكه به تعبیر شهید مطهرى مسخره و نتیجهاى جز خرابى دین و ركود در جامعه ندارد. اما در تفسیر دیگر، حركت سیدالشهدا(ع) اسوه است و براى همه آزادىخواهان و غیرتمندان عالم طوفنده و جوشان است. در این تفسیر "حسین بن على درس غیرت به مردم داد، درس تحمل و بردبارى به مردم داد، درس تحمل شداید و سختیها به مردم داد. اینها براى ملت درسهاى بسیار بزرگى بود. پس این كه مى گویند حسین بن على چه كرد و چطور شد كه دین اسلام زنده شد، جوابش همین است كه حسین بن على روح تازه دمید، خونها را به جوش آورد، غیرتها را تحریك كرد، عشق و ایدهآل به مردم داد، حسّ استغنا در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردبارى و مقاومت و ایستادگى در مقابل شداید به مردم داد، ترس را ریخت، همان مردمى كه تا آن مقدار مى ترسیدند، تبدیل به یك عده مردم شجاع و دلاور شدند." از این منظر، امام حسین(ع) پیامآور اسلام است، عاشورا نمایشگاهى مى شود كه ابعاد مختلف اسلام به نمایش گذاشته شده تا انسانهاى دیگر از آن الگو بردارى كنند و در هر جامع هاى كه شرائط زمان امام حسین(ع) را پیدا كرد قیام حسینى به راه افتد. با این تفسیر امام حسین(ع) دیگر مختص به یك زمان و مكان خاص نیست، براى همیشه تاریخ است و چون روحى در كالبد اجتماع حضور دارد. براى همین درسهاى بزرگ است كه استاد مطهرى اصرار دارد حادثه كربلا در وجهه حماسى آن مورد تحلیل قرار گیرد و به یك سوژه بزرگ براى مسلمانان تبدیل گردد:
"اینكه من تأكید مىكنم كه حماسه حسینى و حادثه كربلا و عاشورا باید بیشتر از این جنبه مورد استناد ما قرار بگیرد، به خاطر همین درسهاى بزرگى است كه این قیام مى تواند به ما بیاموزد. من مخالف رثاء و مرثیه نیستم، ولى مى گویم این رثاء و مرثیه باید به شكلى باشد كه در عین حال آن حس قهرمانى حسینى را در وجود ما تحریك و احیا كند. حسین بن على یك سوژه بزرگ اجتماعى است. حسین بن على در آن زمان یك سوژه بزرگ بود، هر كسى كه مى خواست در مقابل ظلم قیام كند، شعارش "یا لثارات الحسین" بود. امروز هم حسین بن على یك سوژه بزرگ است، سوژهاى براى امر به معروف و نهى از منكر، براى اقامه نماز، براى زنده كردن اسلام، برای درک آزادگی، براى اینكه احساسات و عواطف عالیه اسلامى در وجود ما احیا بشود."
برگرفته از: پیام های عاشورا و خطر تحریف، از مهدی پور حسین و تحلیلی از نگاه شهید مطهری
شکست پیروز
حسین، کشته ی دیروز و رهبر روز است
قیام اوست، که پیوسته نهضت آموز است
تمام زندگی او، عقیده بود و جهاد
اگر چه مدت جنگ حسین، یک روز است
توان لشکر ایمان، نمیرود از بین
ز فیض یاری حق، چونکه قدرت اندوز است
حسین و، ذلت تکریم ظالمان هیهات
که آفتاب عدالت، ازو دل افروز است
به نزد او که شهادت، بجز سعادت نیست
ردای مرگ، برایش، قبای زر دوز است
رهین همت والای سید الشهداء است
هر آنکه از غم اسلام، در تب و سوز است
هماره تازه بود یادبود عاشورا
که روز حق و عدالت، همیشه نوروز است
حرارتی که ز عشق حسین در دلهاست
برای ظالم هر عصر، خانمان سوز است
(حسان)، حسین، به ظاهر، اگر چه شد مغلوب
شکست اوست، که در هر زمانه پیروز است
شعر از : حبیب چایچیان (حسان)

کربلا یعنی تـَوَ لا داشتن
مهر حیدر عشق زهرا داشتن
از پلیدیهای دوران و یزید
کربلا یعنی اطاعت از امام
گه به حکم او نشستن گه قیام
کربلا یعنی که یار رهبری
از حسین عصر خود فرمانبری
کربلا یعنی تحول در وجود
جامه زهد و حیا را تار وُ پود
کربلا یعنی به حق واصل شدن
یار حق ، دشمن ِ باطل شدن
کربلا یعنی بیا جانانه شو
گِرد ِ شمع عشق ِحق ، پروانه شو
کربلا یعنی کتاب عشق حق
از الف تا یای او سرمشق حق
کربلا یعنی که انسی با نماز
روی بر درگاه ربّ بی نیاز
کربلا یعنی که خون ، آب وضو
با خدا ، بی واسطه در گفت وُ گو
کربلا یعنی همیشه مکتبی
تو حسینی ، خواهر تو زینبی
کربلا یعنی سراپا جان شدن
در منای عاشقی قربان شدن
کربلا یعنی سر و جان باختن
پل به معراج شرافت ساختن
کربلا یعنی که عاشورای خون
موسم انا الیه الراجعون
کربلا یعنی گل ِ احمر شدن
روی دست باغبان پرپر شدن
کربلا یعنی هم آغوش عجل
تلخی مرگش نکوتر از عسل
کربلا یعنی بهار ِ تشنگی
شعله ور دل از شرار تشنگی
کربلا یعنی چو گل افروختن
پیش آب از تشنه کامی سوختن
کربلا یعنی که در دریای ِ آب
تشنه اما ، آب کردن را جواب
کربلا یعنی فغان و زمزمه
خنجر و هنجر نگاه فاطمه
کربلا یعنی که تیـغ وُ جسم یار
یک هزار و نهصد و پنجاه بار
کربلا یعنی قلم یعنی کتاب
پیکر قرآن وُ زخم ِ بی حساب
کربلا یعنی عطش یعنی شرار
خیمه و طفلان در حال ِ فرار
کربلا یعنی سراپا عشق و شور
گه به نیزه ، گاه در کنج تنور
کربلا یعنی که نیلی روی ماه
صورت طفلان و سیلی آه! آه!
کربلا یعنی که حق در سلسله
پاسخ اشک یتیمان هلهله
کربلا یعنی شب و اخت الامام
در نماز ، اما نماز ِ بی قیام
کربلا یعنی که در بازارها
کعبه اما کعبهء آزارها
کربلا یعنی که آیات ِ حکیم
یک زن و هفتاد وُ دو داغ عظیم
زن مگو زهرای ثانی بود او
در حسین - خویش فانی بود او
یک شب بی نافله زینب نداشت
غیر ذکر یا حسین بر لب نداشت
پاسخ هاى دندان شكن
حضرت مسلم (علیه السلام)

حضرت مسلم بن عقیل(علیهالسلام) نماینده امام حسین(علیهالسلام)، شهید آغازگر نهضت كربلا، هنگامى كه پس از یك جنگ بى نظیر با دشمنان، و هلاك كردن دهها نفر، اسیر شد، او را در حالى كه از هر سوى بدنش بر اثر زخمهاى جنگ، خون مىجوشید، نزد ابن زیاد، دژخیم خون خوار عراق آوردند؛ مسلم با كمال بى اعتنایى، بر ابن زیاد كه بر مسند غرور تكیه زده بود، وارد شد، یكى از نگهبانان به مسلم (علیهالسلام) گفت: به امیر (ابن زیاد) سلام كن.
مسلم(علیهالسلام) به او رو كرد و فرمود: «إسكت ویحك، والله ما هو لى بإمیر؛ ساكت باش، واى بر تو، سوگند به خدا او رئیس و فرماندار من نیست.»
و مطابق روایت دیگر، مسلم(علیهالسلام) گفت: «السلام على من اتبع الهدى؛ سلام بر كسى كه راه هدایت را پیروى كند.» ابن زیاد پوزخند زد، یكى از نگهبانان به مسلم(علیهالسلام) گفت: آیا نمىنگرى كه امیر مىخندد، چرا به عنوان امیر بر او سلام نمىكنى؟
مسلم(علیهالسلام) در پاسخ گفت: «سوگند به خدا امیر من حسین(علیهالسلام) است، آن كس به ابن زیاد به عنوان امیر سلام مىكند كه از مرگ مىترسد، من ترسى از مرگ ندارم.»1
ابن زیاد پس از هتاكیهاى شرمآور، مسلم(علیهالسلام) را اختلاف انداز و فتنهانگیز خواند، مسلم (علیهالسلام) با كمال قاطعیت به او پاسخ داد: «اى پسر زیاد! وحدت مسلمانان را معاویه و پسرش یزید، درهم شكستند، فتنه و آشوب را تو و پدرت زیاد بن عبید ـ برده طایفه بنى علاج از طایفه ثقیف ـ برپا نمودید، نه من.»
سرانجام مسلم(علیهالسلام) در برابر تهدیدهاى شدید ابن زیاد گفت: «إرجو إن یرزقنى الله الشهاده على یدى شر بریته؛ امیدوارم خداوند مقام شهادت را به دست بدترین خلقش (كه تو باشى) نصیب من گرداند.» و سرانجام به این آرزو رسید.2
------------ --------- --------- --
1- اكسیر العبادات فى اسرار الشهادات، علامه دربندى، ج2، صص74 و 75.
2- بحارالانوار، ج44، صص356 - 357 لهوف، ص55 ـ 58.


فرا رسیدن ماه محرمالحرام، ماه عزا و ماه خون و قیام و شهادت را بر امت حضرت رسول اکرم ص و پیروان اهل بیت علیهم السلام و عاشقان شهادت تسلیت عرض می نمائیم
پانزده فضیلت ناشناخته
از حضرت امام حسین (علیه السلام)

برای مشاهده تصویر در ابعاد بزرگتر (wallpaper) روی تصویر کلیک کنید
:
دانلود محصولات عید غدیر مخصوص تمامی موبایلها
+ نرم افزار خطابه غدیر
بمناسبت عید بزرگ غدیرخم امروز براتون یک سری کامل از تمام موضوعات موبایل در مورد عید غدیر براتون می گذارم. امیدوارم که مورد استفادتون قرار بگیرد. لازم به ذکر است این مجموعه توسط سایت «سافت موبایل» و «یاسین مدیا» تهیه و در اینجا بصورت لینک دانلود مستقیم، باز نشر می گردد. امید است که صاحب اصلی این برنامه ها از همه ی ما راضی و خشنود گردد.

لینک دانلود مستقیم (حجم فایل حدود 2 مگابایت می باشد)
رمز فایل: ندارد

لینک دانلود مستقیم (حجم فایل کمتر از یک مگابایت می باشد)
رمز فایل: ندارد

لینک دانلود مستقیم (حجم فایل حدود 31 مگابایت می باشد)
رمز فایل: ندارد

لینک دانلود مستقیم (حجم فایل حدود 14 مگابایت می باشد)
رمز فایل: ندارد

لینک دانلود مستقیم (حجم فایل حدود یک مگابایت می باشد)
رمز فایل: ندارد
عید مولای عزیزم عید غدیر مبارک


فارغ از هر دو جهانم به گل روى على(ع) از خم دوست جوانم به خم موى على
طى كنم عرصه ملك و ملكوت از پى دوست یاد آرم به خرابات چو ابروى على(ع)
غدیر یادآور عهد من و توست ،عهدى كه سالهاست ما و پدران ما با همه وجود آن را پاس داشته ایم.
غدیر داستان دیروز نیست،چراغى است كه امروزمان را مى افروزد و ولایت ، ریسمانى الهى است كه همیشه وهمه جا ما را به سوى خود فرا مى خواند،آنكه به این ریسمان الهى در آویزد از دنیا بگسلد؛ آنكه سایه پر مهر و بى بدیل ولایت رابر سر گسترد، سر بر آستان هیچ كس جز خدا فرو نیاورد.
هر كه حق را با امام على، (ع)، و اولاد طاهرینش، بشناسد؛در میان قرائتهاى رنگ رنگ و پر فریب٬ سرگردان نگردد و آنكه عهدشكنان غدیر رابخوبى بشناسد، امروز نیز دست پر نیرنگ فرزندانشان را به یارى و بیعت در دست نگیرد.
غدیر على، هنوز هم چشمه اى لبریز از آب حیات و دریایى موّاج از كرامتها و فضایل است.
غدیر، دریایى از باور و بصیرت، در كویر حیرت و هامون ضلالت است تا كام جان هااز آن سیراب شود.
غدیر، یك كتاب مبین است، سندى براى تداوم خط رسالت در جلوه امامت.
غدیر، براى تشنگان، چشمه زلال هدایت است، و براى ره گم كردگان، صراطى است.كه به سنّت پیامبر منتهى مى شود.
غدیر، عید ولایت است.اگر امّت، غدیرها را پاس بدارند، عاشورا هاى مظلومیت و كربلاهاى خون و شهادت پیش نمى آید و خورشید امامت، در محاق خلافت قرار نمى گیرد.
امّت بى امام، و راه بى علامت و شب بى چراغ ، كشتى بى ناخدا، دشت بى چشمه، و . . . قنات خشكیده و بى آب! . . .
رهشناس تر از «مولود كعبه» كیست؟ و قاطع تر از «ابوتراب» و پسندیده تر از «مرتضى» و والاتر از«على» كدام است؟
غدیر، نشان دادن خورشید به گرفتاران ظلمت است.
غدیر، روز تكمیل دین و اتمام نعمت است.
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارك و تهنیت باد.
چگونه یك صد هزار صحابى، حدیث غدیر را شنیده اما در سقیفه اعتراض نكردند؟

.: پاسخ:
راهنمای خرید تردمیل و دوچرخه ورزشی

© 5 توصیه برای خرید تردمیل
قبل از اینکه برای خرید تردمیل به بازار بروید، لازم است اطلاعاتی را درباره این دستگاه به دست بیاورید تا بتوانید دقیقاً همان نوعی را انتخاب کنید که مناسب نیازهای شما است:1- هنگام خرید تردمیل، قبل از هر چیز دیگری به این موارد توجه کنید: جنس دستگاه، صفحه تردمیل، قدرت موتور، حداقل و حداکثر سرعت دستگاه، شیبی که میتواند ایجاد کند، وزنی که میتواند تحمل کند، حداکثر ساعاتی که میتواند بدون وقفه کار کند، میزان سروصدای موتور و امکانات جانبی.
2- اینترنت منبع مناسبی برای کسب اطلاعات جدید درباره تردمیل و سایر ابزار و وسایل ورزشی جدید است. شما میتوانید چند مارک معتبر تردمیل را در نظر بگیرید و سری به سایتهای کارخانجات تولیدکننده این محصولات بزنید. هر یک از این شرکتها معمولاً قابلیتهای دستگاه تولیدی خود را به طور کامل در این سایت توضیح دادهاند و شما میتوانید این قابلیتها را با هم مقایسه کنید و تصمیم خودتان را بگیرید.
3- حتماً حواستان به استحکام و امنیت دستگاهی که میخرید، باشد. تردمیل هر چقدر محکمتر و ثابتتر باشد، بهتر و مناسبتر است. برای امنیت دستگاه هم دستگیرههایی در جلوی آن تعبیه شده که میتوانید هنگام پیادهروی یا دویدن روی تردمیل، دستتان را به آرامی به آنها بگیرید. تردمیلی که هنگام دویدن روی آن احساس میکنید که صفحهاش دارد در زیر پایتان میلرزد، اصلاً مناسب نیست.
4- اگر به نمایندگیهای مجاز فروش تردمیل سری بزنید، معمولاً به نفعتان تمام میشود؛ چون میتوانید انواع مختلف این دستگاه را با هم و در کنار هم ببینید، آنها را امتحان و با یکدیگر مقایسه کنید. در این نمایندگیهای مجاز، هنگامی که مدلهای جدیدتر تردمیل به وسیله شرکت سازنده تولید میشود و به فروشگاه میرسد، گاهی روی مدلهای قدیمیتر، تخفیفهای خوبی میخورد و به این ترتیب، میتوانید یک تردمیل مناسب را با قیمت دلخواهتان پیدا کنید. از سوی دیگر در این مراکز، کارشناسانی حضور دارند که در انتخاب تردمیل مناسب به شما کمک میکنند. خرید از یک نمایندگی مجاز یک فایده دیگر نیز دارد و آن، دریافت یک گارانتی معتبر است که به واسطه آن، اگر ایرادی در دستگاهتان به وجود بیاید، میتوانید از تعمیرکاران شرکت مربوطه بخواهید آن را برطرف کنند.
5- اگر تردمیل را برای منزلتان خریداری میکنید، پیشاپیش حواستان به این مسأله باشد که آیا فضای کافی برای قرار دادن آن در منزلتان دارید یا نه. برای این منظور، میتوانید ابعاد فضایی را که برای گذاشتن تردمیل در منزلتان در نظر گرفتهاید، اندازه بزنید و از فروشنده بخواهید دستگاهی را به شما معرفی کند که با فضای منزلتان سازگار باشد. تردمیل را باید در جایی از منزلتان قرار بدهید که به اندازه کافی بزرگ باشد تا تمام قسمتهای دستگاه روی زمین قرار بگیرد و روی زمین از ثبات کافی برخوردار باشد.
© 5 نکته برای حداکثر استفاده از تردمیل
ورزش کردن روی تردمیل، راه و رسمی دارد. برای اینکه درحین راه رفتن یا دویدن روی دستگاه، دچار آسیبهای عضلانی اسکلتی نشوید، بهتر است همیشه به این 5 نکته توجه کنید:
1- اولین قدم، این است که بتوانید روی تردمیل، وضعیت بدنی مناسبی به خودتان بگیرید؛ یعنی سرتان را بالا بگیرید، عضلات گردنتان را کاملاً شل کنید و آرام باشید و ترجیحاً مستقیم به جلو نگاه کنید. اگر قرار است هنگام استفاده از تردمیل به تلویزیون نگاه کنید، این تلویزیون باید در ارتفاعی نصب شده باشد که شما مجبور نباشید گردنتان را برای مدت طولانی با زاویه نگه دارید.
2- دستهایتان را آرامآرام مشت کنید، البته نه تا حدی که دستهایتان کاملاً منقبض شود. سعی کنید هنگامیکه روی تردمیل راه میروید یا میدوید، بازوهایتان از کنار بدنتان به سمت جلو و عقب حرکت کنند و در واقع، یکجور حرکت آونگی داشته باشند.
3- توصیه میشود هنگام ورزش کردن، عضلات شکمتان را منقبض کنید.
4- راه رفتن روی تردمیل، نیاز به گامهای خیلی کوتاه یا خیلی بلند ندارد. توصیه میشود روی تردمیل، همان طوری قدم بردارید که برایتان آسان و معمول است؛ نه خیلی کوتاه و نه خیلی بلند.
5- توصیه میشود روی نفسهای خودتان تمرکز داشته باشید. سعی کنید به صورت طبیعی نفس بکشید و گهگاهی که میتوانید، نفس عمیق بکشید.
© و اما دوچرخههای ورزشی
دوچرخههای ثابت ورزشی، نوعی دیگر از دستگاههای ورزشی به حساب میآیند که بیشتر باشگاههای ورزشی به آن مجهزند. شما میتوانید یکی از این دوچرخهها را نیز برای ورزش در منزل خریداری کنید. این دستگاه، هم جای کمی را اشغال میکند، هم ارزانتر است و هم به راحتی به شما امکان میدهد که در فضای کوچک آپارتمانتان دوچرخهسواری کنید. توجه به برخی نکات میتواند کمکتان کند که در خرید دوچرخه مورد نیازتان خطا نکنید.
© 5 توصیه برای خرید دوچرخه ورزشی
1- اولین قدم برای خرید یک دوچرخه ورزشی مناسب، این است که دوچرخهتان راحت باشد. هیچ ورزشی بدتر از ورزش کردن روی یک دوچرخه سفت، محکم و ناراحت نیست. جایگاه نشستن شما باید کاملاً راحت باشد. برخی افراد ترجیح میدهند نشیمنگاه دوچرخهشان سفت و باریک باشد ولی برخی دیگر، انواع پهن و عریض را ترجیح میدهند. توصیه میشود دوچرخهای را انتخاب کنید که ارتفاع نشیمنگاهش به آسانی قابل تنظیم باشد تا بتوانید آن را به گونهای تنظیم کنید که قدرت داشته باشید به راحتی دستههای دوچرخه را در دست بگیرید. پشتی صندلی دوچرخه هم باید به گونهای باشد که وقتی روی دوچرخه رکاب میزنید، به طور کامل پشت شما را در بر بگیرد.
2- همیشه بهتر است دوچرخهای را انتخاب کنید که مقاومت رکابهایش در برابر رکاب زدن شما قابل تنظیم باشد. اگر دوچرخه ورزشی، این قابلیت را نداشته باشد، بهتر است آن را به کلی کنار بگذارید و از خیر خریدش بگذرید. برخی از انواع ارزانقیمت این دوچرخهها به صورت دستی تنظیم میشوند؛ به نحوی که نوعی باندهای نایلونی دور چرخهای آن قرار میگیرند تا مقاومت در برابر چرخش را افزایش دهند. بنابراین اگر قصد خرید چنین دوچرخههایی را دارید، بهتر است انواعی را انتخاب کنید که به صورت خودکار (اتوماتیک)، مقاومت رکابهایش در برابر پا زدن تنظیم میشود. اصلاً دلچسب نیست اگر هر از گاهی مجبور شوید در بحبوحه ورزش کردن، از دوچرخه پیاده شوید و مقاومت رکابهایش را تنظیم کنید. شما میتوانید با استفاده از صفحه مانیتوری که مقابل روی شما در دوچرخههای اتوماتیک قرار دارد، شدت ورزش کردن و الگوی دوچرخه سواری خودتان را تنظیم کنید. روی مانیتور این نوع دوچرخهها برنامههای گوناگونی برای ورزش و دوچرخهسواری وجود دارد.
3- خیلی آزاردهنده است اگر بخواهید با یک دوچرخه ورزشی که حسابی سروصدا میکند، ورزش کنید. شاید یک سروصدای کوچک چندان مهم نباشد ولی اگر این صداهای مزاحم، پیوسته تکرار شوند؛ در بازده ورزش شما و در ساعاتی که روی دستگاه ورزش میکنید، قطعاً تأثیر خواهند گذاشت. دوچرخه ورزشی باید آنقدر بیسروصدا باشد که بتوانید به آسانی حین کارکردن با آن، به موسیقی گوش بدهید یا تلویزیون نگاه کنید.
4- دوچرخههایی که دارای صفحهای برای تنظیم برنامههای ورزشی شما هستند، هیچگاه شما را از دوچرخهسواری خسته نمیکنند؛ چون روی این دوچرخهها میتوانید برنامه ورزشی خودتان را تنظیم کنید و ببینید که با این روش رکاب زدن چقدر انرژی مصرف میکنید یا ضربان قلبتان در هر دقیقه چقدر است. اینکه شما بازتاب ورزش خودتان را جلوی چشمتان ببینید، خیلی مهم است و در کارایی نهاییتان اثر مثبتی خواهد داشت. شما میتوانید با استفاده از این صفحه نمایشگر، زمان ورزش کردن خودتان و فاصلهای را که در آن رکاب میزنید و همچنین سرعت رکاب زدن خودتان را تنظیم کنید.
5- توصیه میشود دوچرخهای را انتخاب کنید که مناسب سایز بدنتان باشد. به خصوص اگر اضافهوزنتان زیاد است، بهتر است این توصیه را جدی بگیرید. بیشتر دوچرخهها به گونهای ساخته شدهاند که شما میتوانید آنها را برای استفاده هر کسی با هر سایزی تنظیم کنید.
آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است ؟
آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند ؟
آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟
آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است ؟
آیا میدانستید که در حال حاضر 6 میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با 1094 اختراع رکورد دار است ؟
آیا میدانستید که اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه کره مشتری نمی شود ؟
آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟
آیا میدانستید که ملخ ها فراوان ترین موجودات بر روی زمین هستند و موجوداتی هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا می خورند ؟
آیا میدانستید که هر چشم مگس از10 هزار عدسی تشکیل شده است ؟
آیا میدانستید که طبیعت سیاره اورانوس بر خلاف زمین است یعنی دو قطبش گرم و قسمت های استوایی آن بسیار سرد است ؟
آیا میدانستید که سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند. آنها میتوانند یک ماه بدون غذا و دو ماه بدون آب زنده بمانند ؟
آیا میدانستید که نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود ؟
آیا میدانستید که شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است ؟
آیا میدانستید که لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند ؟
آیا میدانستید که مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند ؟
آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند ؟
آیا میدانستید که مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میكند ؟
آیا میدانستید که خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند ؟
آیا میدانستید که نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است ؟
آیا میدانستید که فقط قورباغه های نر قور قور می کنند ؟
آیا میدانستید که خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ كیلومتر در ساعت بدود ؟
آیا میدانستید که افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند ؟
آیا میدانستید که شكلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد، با کمی شكلات میتوان یك سگ را کشت ؟
آیا میدانستید که یک قطره لیكور عقرب را دیوانه می كند و عقرب خودش را نیش می زند و می كشد ؟
آیا میدانستید که مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده كرد ؟
آیا میدانستید که درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد ؟
آیا میدانستید که زهره تنها سیاره ای است كه در جهت عقربه های ساعت بدور خودش می چرخد ؟
آیا میدانستید که برای اینكه ۷۰۰ گرم به وزن شما اضافه شود باید ۹ كیلو سیب زمینی بخورید ؟
آیا میدانستید که در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد ؟
آیا میدانستید که شیرینی تنها مزه ای است كه جنین در رحم مادر هم می فهمد ؟
آیا میدانستید که زنبور عسل ۵ چشم دارد كه ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر او قرار دارد ؟
آیا میدانستید که 20 درصد آب شیرین جهان میان آمریكا و كانادا قرار دارد ؟
آیا میدانستید که بیماری قند اولین عامل كوری در مردم جهان است ؟
آیا میدانستید که دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح ها خمیازه میکشند ؟
آیا میدانستید که زنبور از بوی عرق بدش میاید و به كسی كه بدنش بو دهد یا عطر زده باشد حمله میكند ؟
آیا میدانستید که رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت كننده است ؟
آیا میدانستید که نعناع سكسکه و تنگی نفس را شفا میدهد ؟
آیا میدانستید که جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است ؟
آیا میدانستید که نوزاد بیش از ۳۰۰ استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یكدیگر جوش می خورند ؟
آیا میدانستید که تقریباً یك سوم وزن یك زن و یك دوم وزن یك مرد را ماهیچه تشكیل می دهد ؟
آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟
آیا میدانستید که خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی میشود ؟
آیا میدانستید که موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند ؟
آیا میدانستید که چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟
آیا میدانستید که موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟
آیا میدانستید که خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد ؟
آیا میدانستید که برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید ؟
آیا میدانستید که یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم كافی برای كشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد ؟
آیا میدانستید که مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند ؟
آیا میدانستید که بیشترین سر دردهای معمولی از كم نوشیدن آب می باشد ؟
آزادی فرزند تا کجا؟
در این مقاله 3 نکته ی تربیتی که در سن نوجوانی مهم است را برایتان بازگو می کنیم تا با بکار گیری آن ها ارتباط بهتری با فرزندتان بر قرار کنید:
vاحترام به آزادی فرزندان
اغلب از دید پدران و مادران، فرزندانی شایسته تلقی می شوند که مطیع محض والدین خود باشند و پدر یا مادر در همه ی امور برای آنها تعیین تکلیف کنند و آنها نیز بی آنکه کوچکترین مخالفت یا رأی و نظری داشته باشند ، تنها اطاعت کنند.
لازم است بسیاری از ما طرز تلقی و بینش خود را نسبت به مسأله ی تربیت فرزند تغییر دهیم و از آنها اطاعت محض نطلبیم.
اطاعت محض در صورتی که عملی شود ، از فرزندان ما انسانهایی خواهد ساخت که به رشد و بلوغ فکری و روحی نرسیده اند؛ علاوه بر این، چنین برداشتی از موضوع، موجب پیدایش توقعات و انتظاراتی در ما می شود که چون معمولاً برآورده نمی شوند، روابط ما را با فرزندانمان تیره می کنند.
آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود اما سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است.
پدران و مادران آگاه و روشن بین، از همان دوران کودکی فرصت هایی را برای فرزندان خود فراهم می کنند تا اندیشیدن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن را تجربه کنند؛ در این میان اگر فرزندان اشتباهاتی داشته باشند ، این اشتباهات را برای رشد طبیعی آنها لازم می شمرند و خود به عنوان راهنما در کنارشان قرار می گیرند.
این مطلب به این معنا نیست که فرزندان در انجام آنچه می خواهند آزاد باشند بی گمان چنین برخوردی با موضوع نادرست است. آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود اما سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است.
در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد؛ بلکه با بلند نظری و بزرگواری از کنار آنها گذشت تا بتوان موارد مهم تر را با قاطعیت جلوگیری کرد.
vزیاده روی نکردن در انتقاد
تذکرات و یادآوری های زیاد و پی در پی از نظر تربیتی شیوه ی درستی نیست و منتهی به پیدایش لجاجت و مقاومت منفی در کودک و نوجوان می شود.لجوج بار آمدن برخی کودکان و نوجوانان اغلب در نتیجه ی مراعات نکردن این اصل است.
در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد؛ بلکه با بلند نظری و رگواری از کنار آنها گذشت تا بتوان موارد مهم تر را با قاطعیت جلوگیری کرد. از این روش در تعلیم و تربیت اسلامی به «تغافل» تعبیر می شود.
«تغافل» یعنی اینکه خطاهای کسی را نادیده بگیریم و دانسته چنین وانمود کنیم که این اشتباهات را ندیده ایم. این روش سبب می شود که احساسات فرزند با تذکرهای پی در پی ما جریحه دار نشده و لجاجت وگستاخی در او پدید نیاید.
روشی که طی آن کودک بویژه نوجوان پیوسته از چپ و راست با سیل انتقاد ، سرزنش و نصیحت روبرو می شود ، روشی نادرست است.
لازم است پدر یا مادر خطاهای جزیی را در ذهن خود جمع آوری کند و بموقع و در شرایط مساعد تذکر لازم را به نوجوان بدهد. در برابر هر خطا به تذکر و سرزنش پرداختن ارزش سخن را نیز از بین می برد و سبب می شود فرزند به این گونه سرزنش ها و انتقادها خو بگیرد و دیگر از آنها متأثر نشود.
در این جا باید به یک روش نادرست دیگر نیز اشاره کنیم و آن، روش پدران و مادرانی است که در برابر تخلفات فرزندان خود بیش از حد بی تفاوت، بی اعتنا و خونسرد هستند. در بعضی خانواده می بینیم که فرزندان با داشتن آزادی بی قید شرط به خطاهایی دست می زنند و والدین در برابر این خطاها سکوت و خونسردی بیش از حد نشان می دهند. چنین روشی اغلب به انحطاط فرزندان منتهی می شود و از آنان افرادی لاقید ، خیره سر ، لوس ، غیر منضبط و سرکش بار می آورد.
برای آموزش و اصلاح عیبهای فرزندان، بهتر است در درجه اول از روش های غیرمستقیم استفاده کنیم و آنها را به طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم و اگر لازم شد که به طور مستقیم با آنها درباره خطا و لغزش شان صحبت کنیم، بهتر است این کار علنی و آشکار نباشد تا شخصیت او در نزد دیگران خورد نشود.
vگرامی داشتن شخصیت فرزند
اگر با فرزندان خود رفتاری تحقیر آمیز و آمیخته به طعن و ملامت داشته باشیم یا پیوسته آنها را سرزنش کنیم و در حضور دیگران به آنها بها ندهیم، این روش ما سبب می شود که آنها بتدریج خود را به عنوان موجودی بی ارزش و بیمقدار بپذیرند و احساس کرامت و شخصیت را از دست بدهند. این احساس سرآغاز سقوط و انحطاط آنهاست.
در برخی خانواده ها می بینیم که پدر یا مادر با به کار بردن الفاظ طعن آلود و گاهی زشت و رکیک فرزندان خود را در حضور خویش و بیگانه تحقیر می کنند. آنها نمی داند که با به کار بردن این گونه الفاظ و نسبت دادن آنها به فرزندان خود، عملاً این خصوصیات پست را به آنها تلقین و تزریق می کنند و از فرزندان خود موجودات بی مقداری می سازند که آمادگی همه گونه پستی و انحراف را دارند. آنها به دست خود شالوده ی شخصیت فرزندان خودرا ویران می کنند و در وادی انحراف و انحطاط رها می سازند.
برای آموزش و اصلاح عیبهای فرزندان، بهتر است در درجه اول از روش های غیرمستقیم استفاده کنیم و آنها را به طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم و اگر لازم شد که به طور مستقیم با آنها درباره خطا و لغزش شان صحبت کنیم، بهتر است این کار علنی و آشکار نباشد تا شخصیت او در نزد دیگران خورد نشود. این روش علاوه بر این که او را در حفظ عزت و کرامت شخصیتش یاری می کند، بر اعتماد او نسبت به ما نیز افروده می شود. گاه لازم می شود ما عذر او را در دست زدن به کاری خلاف براحتی بپذیریم یا حتی خود ، آن را توجیه کنیم. در حقیقت ما با استفاده از این روش به او تلقین می کنیم که وی برتر از آن است که به چنین خطایی دست زند و اگر هم دست به کاری خلاف بزند تصادفی و از روی غفلت و اشتباه است. این گونه شخصیت قایل شدن برای کودکان و نوجوانان سبب می شود که آنها احساس شخصیت اخلاقی را از دست ندهند.
حقایقی جالب و شگفت انگیز در مورد خواب دیدن
آیا تابحال خوابتونو فراموش کردین؟
آیا دچار بختک شدین؟
خوابهای رنگی چطور؟! آیا تا بحال دیدین؟
در این پست 10 موضوع جالب در مورد خواب دیدن رو از نظر خواهید گذراند که امیدوارم به پاسخ خیلی از سوالاتی که بعضا ممکنه در اینمورد براتون پیش بیاد برسید و منبعد تعبیر و تفسیر خوابهاتون عالی و لذتبخش باشه ...
1. خواب دیدن افراد نابینا
کسانی که بعد از تولد نابینا میشوند میتوانند تصاویر را در خواب ببینند. افرادی که نابینا به دنیا میآیند نمیتوانند در خواب تصاویر را ببینند، اما نابینایان خوابهایی به شفافی افراد بینا دارند که البته شامل حواس پنج گانه دیگر مثل شنوایی، چشایی، بویایی، لامسه و حتی عواطف حسی است. تصور کردن این امر برای انسانهای بینا مشکل است اما احتیاج بدن به خوابیدن به قدری زیاد است که می تواند به طور مجازی تمامی موقعیت های فیزیکی را تا مرحله به وقوع پیوستن آن به کار گیرد.
2. ۹۰% خوابها فراموش میشوند
نیمی از رویاها در همان ۵ دقیقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰% آنها پس از ۱۰ دقیقه فراموش میشوند. یک روز صبح، شاعری معروف به نام ساموئل تیلور کلریج با یک رویای خیلی عجیب و غریب (بر اثر استعمال مواد مخدر) بیدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب دیده بود را یادداشت کند. این اثر “کوبلا خان” تبدیل به یکی از اشعار معروف انگلیسی شد. شعر او در بیت پنجاه و چهارم به وسیله ی فردی از شهر پارلاک قطع شد. کلریج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولی نتوانست بقیه خوابش را به یاد بیاورد، این اثر هیچ وقت کامل نشد. یک مورد عجیب و غریب دیگر داستانی برخاسته از خواب به نام "دکتر جکیل و آقای هایدویلست" اثر رودبرت لوییس استیونسون بود. داستان ماری شلی فرانکشتاین نیز زاییده ی خیالی یک رویاست.
3. همه ی مردم خواب میبینند
تمامی افراد (به جز مواردی از بیماری های شدید روانی) خواب می بینند. اما زنها و مردها رویاها و عکس العمل های متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. مردها تمایل دارند درباره ی سایر همجنسان خود خواب ببینند در حالی که زنان در خوابهایشان به طور مساوی دیگر زنان و مردان را میبینند.
4. خواب دیدن از بروز جنون جلوگیری میکند
در آزمایش جدیدی که درباره ی خواب بر روی تعدادی دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجویانی را که در لحظه شروع خواب دیدن بیدار کردند (بعد از بیدار کردن به آنها اجازه داده شد که ۸ ساعت دیگر بخوابند) همگی دارای عدم تمرکز حواس، زودرنجی و کج خلقی، توهم و حتی بعد از ۳ روز نشانگر علائمی از جنون بودند. در نهایت وقتی به آنها اجازه داده شد که چرتی بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترمیم کرد و سطح کارایی خواب آنها را افزایش داد.
5. فقط شناخته شدهها به خواب ما میآیند
رویاها مکرراً از نقش بازی کردن افراد غریبه پر میشود. ذهن ما چهره ی افراد غریبه را در عالم رویا نمیسازد بلکه آن چهره های افراد حقیقی هستند که ما در طول زندگی دیده ایم ولی آنها را به خاطر نمیآوریم یا نمی شناسیم. برای مثال شیطان خون آشامی که در آخرین خوابتان دیده اید ممکن است شخصی بوده باشد که وقتی بچه بودید شما را کتک زده و یا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است! همه ی ما در طول زندگی چهرۀ صدها هزار نفر را دیده ایم، بنابرین ذهن ما منبع بی پایان شخصیت هایی است که هنگام خواب دیده می شوند.
6. همه افراد خوابهای رنگی نمیبینند
12٪ افراد بینا فقط خوابهای سیاه وسفید و بقیه افراد تمامی رنگها را در خوابهایشان میبینند. مردم موضوعات مشترکی را در رویاهایشان میبینند. مثل موقعیتهای مربوط به مدرسه، تعقیب شدن، درجا دویدن، سقوط کردن، دیر رسیدن، دیدن مرگ کسی که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و یا تصادف با اتومبیل. علت اینکه چرا به افرادی که خوابهای مربوط به درگیری و ناآرامی و مرگ را رنگی میبینند، فشارها و ضربه های روانی بیشتری وارد میشود، هنوز ناشناخته است.
7. خوابها آنچه که میبینیم نیستند
اگر شما درباره ی چیز خاصی خواب میبینید، الزاماً همیشه آن چیزی نیست که در تصویر میبینید. خوابها با زبانی بسیار سمبلیک با آدمی سخن میگویند. ذهن نیمه هوشیار شما میکوشد تا رویاهایتان را با اشیاء مشابه آن مقایسه و تلفیق کند. مثل سرودن یک شعر و استفاده از آرایه ی تشبیه: مورچه ها مثل ماشینی که هیچ وقفه ای ندارد کار میکردند. ولی شما هیچ وقت چیزی را با خودش مقایسه نمیکنید. به طور مثال هرگز نمیگوییم: آن غروب زیبا مثل غروبی زیبا بود. بنابرین ذهن شما ممکن است از هر سمبلی برای هر شیء استفاده کند ولی کمتر اتفاق افتاده که خود شیء سمبل خودش باشد.
8. ترک کنندگان دخانیات رویاهای واضحتری میبینند
کسانی که برای مدت طولانی سیگار میکشیدند و اکنون آن را ترک کرده اند، رویاهای شفاف تر و پاک تری نسبت به گذشته میبینند. طبق تحقیقات مجله روانشناسی ناهنجاری: در میان ۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک آنها گذشته، ۳۳% آنها حداقل ۱ بار خوابهایی مربوط به استعمال دخانیات را دیده اند. در بیشتر این خوابها، این افراد خودشان را در حال مصرف میدیدند و احساسات بسیار شدید منفی مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست می داد. همچنین ۹۷% ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال این خوابها را نمیدیده اند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد این خوابها دیده میشده است. این خوابها شفاف تر از خوابهای معمول بوده و مهمترین علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.
9. محرکات بیرونی به رویاها حمله میکنند
خیلی از ما فرایندی به نام تداخل خواب را تجربه کرده ایم. مثلاً هنگامی که صدایی را بیرون از عالم خواب شنیده ایم، به نحوی با خواب ما تداخل پیدا کرده است. مثالی مشابه این است که وقتی شما به صورت فیزیکی و در واقعیت تشنه هستید ذهن شما این احساس را با خوابتان تلفیق میکند. سپس به صورت مداوم پارچ های بزرگ آب را مینوشید و خود را سیراب میکنید، دقایقی بعد دوباره تشنه میشوید و آب مینوشید، تشنه میشوید … آب مینوشید … و این چرخه تا وقتی بیدار میشوید تکرار میشود تا اینکه در عالم واقعیت آب بنوشید.
10. طی خواب بدن فلج میشود
میخواهید باور کنید یا نه، بدن شما در حقیقت هنگام خواب فلج می شود. به نظر میرسد این اتفاق از حرکت ناخواسته ی بدن و به نمایش گذاشتن رویاها جلوگیری میکند. بر اساس مقاله ی خواب در ویکی پدیا : غدد شروع به ترشح کردن هورمونی میکنند که به القای خواب کمک میکند، نورونها سیگنالهایی را به نخاع میفرستند که باعث آرامش بدن میشود و کمی بعد بدن بی حس و فلج می شود.
بیشتر بدانید :
:: وقتی خروپف میکنید، نمیتوانید خواب ببینید.
:: کودکان نوپا تا وقتی به سن ۳ سالگی برسند درباره ی خودشان خواب نمیبینند. آنها عموما در همان سن تا ۷ یا ۸ سالگی شان کابوسهای بیشتری نسبت به بزرگسالان میبینند.
:: اگر شما را به طور ناگهانی از خوابی کوتاه بیدار کنند، رویاهای واضح تری را نسبت به وقتی که تمام شب را خوابیده اید به یاد میآورید.
یه دوست معمولی وقتی می آید خونت، مثل مهمون رفتار میکنه
یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه
یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده.
یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه
یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه
یه دوست واقعی اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره
یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره
یه دوست واقعی زودتر میآد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه
یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی
یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟
یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی
یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلات را حل کنه
یه دوست معمولی وقتی بین تون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه
یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعواهم زنگ میزنه
یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره.
یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی
یه دوست معمولی این حرف های منو میخونه و فراموش میکنه
یه دوست واقعی اونو واسه همه میفرسته
یک دوست معمولی از درونت بی خبره
یک دوست واقعی سعی میکنه درونتو بفهمه

عید قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا مى رسد، عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است. در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

All Rights Reserved 2005-2006 © zomorod1.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768